کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۲۰۱
تاریخ خبر:
قاچاق سوخت، وضعیت سدها و ناترازی دانشگاه، سه نشانه یک بحران در مدیریت منابع کشور

سوراخ‌های سطل حکمرانی

سوراخ‌های سطل حکمرانی

آب کم است، خب کدام مصرف باید اصلاح شود؟ سوخت یارانه‌ای نداریم، خب یارانه باید به مصرف تعلق بگیرد یا به خانوار؟

هفت صبح| ‌مردی هر روز یک سطل آب از چشمه‌ای دور به خانه می‌آورد. یک روز متوجه شد آب سطل خیلی زود تمام می‌شود. تصمیم گرفت هر روز آب بیشتری بیاورد. روز بعد دو سطل آورد و بعد سه سطل. اما باز هم مشکل پابرجا بود. همسایه‌اش یک بار سطل را نگاه کرد و گفت: «قبل از اینکه آب بیشتری از چشمه بیاوری، سوراخ‌های سطل را ببند.»

 

 این حکایت تا حد زیادی وضعیت کشور را مشخص می‌کند. کشوری که هر روز با شکل تازه‌ای از ناترازی روبه‌رو می‌شود. فقط در ۲۴ ساعت گذشته، سه خبر متفاوت در رسانه‌ها منتشر شد که هرچند به سه حوزه جداگانه مربوط بودند، اما دراصل یک مسئله مشترک را آشکار می‌کردند. محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، از قاچاق روزانه حدود ۳۰ میلیون لیتر سوخت و مصرف بالای انرژی در کشور گفت. فیروز قاسم‌زاده، مدیرکل دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور درباره وضعیت مخازن سدها گزارش داد و تأکید کرد که میانگین ملی نمی‌تواند تفاوت شدید شرایط در مناطق مختلف کشور را نشان دهد.

 

محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، نیز از ناترازی در دانشگاه و بخش‌های مختلف سخن گفت و دانشگاه را یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کشور برای حل این ناترازی‌ها دانست. این سه خبر یک ارتباط مستقیم با هم دارند. درست که یکی درباره بنزین، دیگری درباره آب و سومی درباره دانشگاه است. اما در یک چیز هر سه آنها مشترک هستند. این که منابع محدود کشور باید به درستی تخصیص پیدا کند، درست مصرف شوند و از هدررفت آنها جلوگیری شود. بنابراین مسئله سوراخ‌هایی است که بخشی از منابع کشور را هدر می‌دهد.

 

لذا باید از «ناترازی بخشی» عبور کنیم و به مسئله‌ای مهم‌تر، یعنی ناترازی در حکمرانی منابع برسیم. مسئولان کشور معمولاً درباره ناترازی‌ها با زبان کمبود حرف می‌زنند و از کمبود بنزین، آب، برق و نیروی متخصص گلایه می‌کنند. اما درباره نحوه توزیع منابع موجود و این‌که چه بخشی از آنها هدر می‌رود، چه کسی بیشتر از آنها استفاده می‌کند و چه سهمی برای آینده باقی می‌ماند، کمتر توضیح می‌دهند.

 

ماجرای سوخت مثل روز روشن پیش روی ما قرار دارد. قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور گفته است که در شرایط فعلی افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در دستور کار دولت ندارد، اما اختلاف قیمت با کشورهای همسایه و مصرف بالای انرژی را از عوامل قاچاق گسترده دانسته و از قاچاق روزانه حدود ۳۰ میلیون لیتر سخن گفته است.

 

توجه کنید رقم بسیار بزرگ   ۳۰ میلیون لیتر در روز. خب مسئولان ما تحت هیچ شرایط نمی‌توانند موضوع را به قیمت بنزین و اختلاف آن با کشورهای همسایه فروبکاهند. بنزین، کالایی است که با منابع عمومی یارانه دریافت می‌شود. این یارانه قرار است به چه کسی برسد که بخشی از آن از مسیر تولید و مصرف داخلی خارج می‌شود. اصلاح حکمرانی منابع یعنی پیش از آنکه درباره گران یا ارزان شدن یک کالا بحث کنیم، بفهمیم منبع عمومی در چه نقطه‌ای و برای چه کسی مصرف می‌شود.

 

درباره آب نیز همین مسئله صدق می‌کند. فیروز قاسم‌زاده، مدیرکل دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور گفته حدود ۴۸ درصد مخازن سدهای کشور پر است، اما وضعیت مناطق مختلف یکسان نیست و در استان‌هایی مانند تهران، خراسان رضوی، همدان و مرکزی شرایط دشوارتر است. او همچنین بر مدیریت تطبیقی و تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات به‌روز تأکید کرده است. او نیز عدد ذکر کرده است. از سیاست حکمرانی نگفته و فقط یک عدد داده که وضعیت را ترسیم کند. خب عدد چه دردی از حکمرانی را درمان می‌کند.

 

باید بدانیم این ۴۸درصد کجاست، چه آبی قابل برداشت است، مصرف در کدام بخش انجام می‌شود و اگر بارندگی کمتر از انتظار بود، چه اتفاقی رخ خواهد داد. یعنی باید پای داده برای سیاستگذاری درست به میان بیاید. یعنی بین عدد و تصمیم فاصله نداشته باشیم. آمار تولید، مصرف، مهاجرت، آب، انرژی و نیروی انسانی وجود دارد، اما اگر این داده‌ها به یکدیگر متصل نشوند، هر دستگاه تصویر خودش را خواهد دید و کشور مجموعه‌ای از تصمیم‌های جداگانه خواهد داشت. حکمرانی منابع یعنی یک مسئله را با تمام داده‌های مرتبطش دیدن.

 

دانشگاه نیز نمونه بسیار جالبی است. عارف گفته است دولت نتوانسته ارتباط منظمی با تشکل‌های دانشگاهی برقرار کند و دانشگاه باید برای حل مسائل کشور به کار گرفته شود. او همچنین نیروی انسانی را «مزیت مطلق» ایران توصیف کرده و از ناترازی دانشگاه سخن گفته است. خب این حرف‌ها بدون این که برایش سیاستگذاری درست انجام شود چه معنی می‌دهد.

 

یعنی ما نیروی انسانی را هم مانند آب و سوخت به‌صورت یک «ذخیره» می‌بینیم یا یک «سرمایه»؟ سرمایه انسانی را نمی‌توان انبار کرد. اگر فرصت، دستمزد، پژوهش و مسیر حرفه‌ای برای آن تعریف نشود، این منبع به تدریج از دسترس اقتصاد خارج می‌شود. به همین دلیل، ناترازی‌های فعلی را نمی‌توان فقط محصول امروز دانست.

 

بنزین پرمصرف، بحران آب یا فاصله دانشگاه با نیازهای کشور، محصول سال‌ها تصمیم‌های کوچک و بزرگ‌ مسئولان کشور در دوره‌های مختلف هستند. هر بار که مسئله‌ای به بعد موکول شده، بخشی از هزینه آن نیز به آینده منتقل شده است. ما اغلب بحران را زمانی مدیریت می‌کنیم که به کمبود رسیده باشد. در حالی که حکمرانی واقعی منابع باید قبل از رسیدن به نقطه بحران آغاز شود. وحالا هم که به جز دهها بحران بزرگ با ابربحران‌های فراوانی نیز رو به رو هستیم.  

 

مسئولان ما باید می‌دانستند که منابع محدودند و در نتیجه اولویت‌گذاری کنند. آب کم است، خب کدام مصرف باید اصلاح شود؟ سوخت یارانه‌ای نداریم،  خب یارانه باید به مصرف تعلق بگیرد یا به خانوار؟ اگر نیروی انسانی سرمایه ملی است، نخستین هزینه‌ای که باید از آن حفاظت شود چه باید باشد؟ این کار را می‌توانیم تغییر نگاه از «ناترازی بخشی» به «ناترازی حکمرانی منابع» بدانیم. در حال حاضر هنوز در بسیاری از حوزه‌ها، میان منبع، داده، تصمیم و آینده یک زنجیره منسجم شکل نگرفته است. عجالتا که بالای سر مخازن سوخت و آب جمع شده‌ایم و از کمبود حرف می‌زنیم و می‌گوییم حیف که کاری هم از دانشگاه بر نمی‌آید. 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۲۰۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر