ساخت سلاح هستهای شورای امنیت را علیه ایران وارد عمل میکند
ایران همواره نشان داده است که علاقه دارد تنشها از مسیر مذاکره حل شود اما واقعیت این است که دریچهای برای حل مشکلات از طریق مذاکره دیده نمیشود
هفت صبح، سیدحسین نقویحسینی | شرایط پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران به شکلی است که نهادهای بینالمللی با ما همراهی نمیکنند. ما عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستیم و همه همکاریهای لازم را انجام دادهایم و بهعنوان یک عضو پایبند به انپیتی، به تعهدات خود عمل کردهایم. انتظار ما نیز این بوده است که طرف مقابل رفتاری متقابل داشته باشد، اما دیدیم که آمریکا و رژیم صهیونیستی تأسیسات و توانمندی هستهای ما را مورد هدف قرار دادند.
این رفتارها از سوی نهادهای بینالمللی که باید بیطرف باشند، باعث شده است ایران نسبت به عضویت در انپیتی، رعایت اصول آن و عدم ورود به ساخت سلاح هستهای دچار تردید شود و این پرسش برایش ایجاد شود که شاید اشتباه کردهایم که به سمت ساخت سلاح هستهای نرفتهایم. وقتی کشوری به این شکل خصمانه تهدید به عملیات هستهای میشود، طبیعی است به فکر راه چارهای باشد. به نظر میرسد این رفتارهای نامناسب، غیرمعقول و برخلاف موازین بینالمللی برخی از دولتها و رژیمها و برخی نهادهای بینالمللی است که چنین ذهنیتی را برای برخی در ایران به وجود آورده است که لازم است اقداماتی متقابل انجام شود.
البته نمیشود انکار کرد که حرکت ما به سمت سلاح هستهای بدون عواقب منفی نیز نخواهد بود. به بیان دیگر همانطور که ساخت سلاح هستهای میتواند بازدارندگی ایجاد کند، پیامدهایی منفی نیز به بار میآورد؛ به نحوی که شاید آمریکا و اسرائیل بتوانند اجماعی علیه ایران ایجاد کنند و حتی شورای امنیت سازمان ملل را علیه ایران وارد عمل کنند.
تردیدی نیست که مقامات ارشد نظام در این موضوع بسیار مهم تجزیهوتحلیلی جامع دارند و در نهایت تصمیم با آنهاست. آنچه این روزها در قالب اظهارنظر کارشناسان سیاسی، کارشناسان حوزه دیپلماسی یا حتی برخی نمایندگان مجلس میشنویم، نمیتواند منشأ اثر در حوزه تصمیمگیری باشد زیرا آنها در جایگاهی قرار ندارند که بتوانند فرمان حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای صادر کنند و بیشک مقامات ارشد نظام در این زمینه تصمیمگیرندهاند.
نکته بعدی درباره فتوای رهبر شهید انقلاب اسلامی است. در دوران حیات ایشان نیز بحثهایی درباره ساخت یا عدم ساخت سلاح هستهای مطرح میشد؛ آنکه در شرایطی خصومت دشمنان بیشتر میشود و مرزی برای آنها تعیین نشده است، ما باید به سمت ساخت سلاح هستهای برویم یا خیر؛ که ایشان به صراحت فتوایی در این زمینه صادر و ساخت و استفاده از سلاح هستهای را حرام اعلام کرد که آن فتوا نقشه راه هستهای ایران را نشان داد. رهبر شهید انقلاب تا لحظه شهادتشان نیز بر فتوای خود ایستادند و از آن عدول نکردند.
قطعا رهبر کنونی انقلاب نیز همه جوانب را بررسی میکنند، به تمام ابعاد موضوع توجه دارند و ممکن است در این ارتباط نظر خود را اعلام کنند. در این میان مسئله آن است که طرح ساخت سلاح هستهای از سوی کسانی مطرح میشود که در مقام تصمیمگیری نیستند. قطعا هر نوع اظهارنظر از سوی نمایندگان مجلس و افراد سرشناس سیاسی، آثار و تبعات بینالمللی دارد. در زمان نمایندگی ما، وقتی برای مذاکره به کشورهای مختلف میرفتیم، گاهی مقامات کشورهای دیگر، صحبتهای نمایندگان ما را بهعنوان سند مطرح میکردند.
با این وصف هر نوع اظهارنظری بر عرصه بینالمللی تأثیر میگذارد و میتواند سیاست خارجی ما را تحتالشعاع قرار دهد؛ بنابراین آن فردی که سخنی را مطرح میکند باید بداند که سخنش میتواند برای کشور پیامدهایی داشته باشد؛ برای مثال آقای علی مطهری در زمانی که نماینده نیز نبود، مطرح کرد که از ابتدا هدف ما ساخت سلاح هستهای بود اما افشا نشده بود. همین موضعگیری باعث شد تا دونالد ترامپ آن را دستمایه سوءاستفاده قرار دهد و حرف خود را با تکیه به حرف آقای مطهری که زمانی نایبرئیس مجلس بود مستند جلوه دهد.
شاید پرسیده شود که در چنین شرایط حساسی پس چه باید کرد؟ آیا نباید هیچ اظهارنظری کرد؟ پاسخ آن است که بهتر است در موضوعاتی که به مسائل امنیت ملی مربوط میشود، صاحبنظران ابتدا با دستگاههای نظارتی و امنیتی هماهنگ شوند و سپس سخن خود را مطرح کنند تا اگر این اظهارنظرها واکنشهایی نیز به دنبال داشت، در چارچوب تصمیمهای کلان نظام باشد اما اگر مواضع افراد، هماهنگشده نباشد و با تصمیمات نظام مغایرت داشته باشد، هزینههای آن خسارتبار است و تردیدی نیست اگر فردی بگوید ما باید بمب اتم بسازیم، اما تصمیم نظام چنین نباشد، بهشدت آسیبزا است. واقعیت این است که در حال حاضر در عرصه دیپلماسی چشمانداز روشنی دیده نمیشود؛ به این معنی که مسیر مشخص دیپلماتیکی پیش روی ایران قرار ندارد.
جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است که اهل مذاکره است و به تعهداتش نیز پایبند است اما این آمریکا بود که همواره در میان مذاکرات به ایران حمله کرد و عملا ضمن سر دادن شعار دیپلماسی اما میز مذاکره را ترک و راه دیپلماسی را مسدود کرده است. به بیان دیگر ناکارآمدی امروز دیپلماسی محصول رفتار نادرست ما نبوده، بلکه ناشی از ادامه خصومتها و بدعهدیهای آمریکا بوده است. ایران همواره نشان داده است که علاقه دارد تنشها از مسیر مذاکره حل شود اما واقعیت این است که دریچهای برای حل مشکلات از طریق مذاکره دیده نمیشود. در چنین شرایطی است که اظهارنظرها بسیار حساس میشود زیرا یک موضعگیری خلاف سیاستهای کلی نظام میتواند فضای دیپلماتیک را بسیار سختتر کند.