بریکس چگونه برای ایران منفعت میسازد؟
روسیه و چین بریکس را ابزاری برای تغییر موازنه قدرت جهانی میبینند
هفت صبح| رویترز دیروز در یک تحلیل نوشت، بریکس اکنون بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و نزدیک به یکچهارم اقتصاد جهان را نمایندگی میکند، اما اختلاف منافع اعضا و روابط متعارض آنها مانع شکلگیری یک بلوک منسجم شده است. رویترز روی یک تناقض مهم دست گذاشته است. بریکس بزرگتر شده، اما اختلاف منافع اعضا نیز بیشتر شده است.
روسیه و چین بریکس را ابزاری برای تغییر موازنه قدرت جهانی میبینند. هند و برزیل بیشتر به اصلاح ساختارهای اقتصادی و افزایش قدرت انتخاب خود فکر میکنند. در میان اعضای جدید نیز اختلاف دیدگاه وجود دارد. به عنوان مثال ایران و امارات در بسیاری از مسائل منطقهای در دو سوی متفاوت ایستادهاند. مجموعه تفاوتها بریکس را در یکی از جدیترین وضعیتهای خودش قرار داده است. لذا این مسئله را میتوان طرح کرد که بریکس یک قدرت جمعی است یا مجموعهای از کشورهاست که در برخی خواستهها به هم نزدیک شدهاند؟
در درجه اول میتوان اهمیت واقعی بریکس را این طور دید که دیگر هیچ قدرتی نتواند به تنهایی قواعد بازی جهانی را تعیین کند. به همین دلیل، بریکس قاعدتا نمیتواند جای غرب را بگیرد. اما میتواند انحصار غرب را در تعیین قواعد کاهش دهد.
چون هند، برزیل، آفریقای جنوبی و حتی برخی اعضای جدید بریکس به دنبال مقابله با آمریکا و اروپا نیستند. بیشتر میخواهند دستشان برای انتخاب بازتر باشد. هند نمونه روشن این وضعیت است. دهلینو همزمان با چین و روسیه در بریکس حضور دارد و با آمریکا نیز روابط راهبردی خود را حفظ میکند. از روسیه انرژی میخرد، با غرب همکاری میکند و در بریکس نیز برای افزایش نقش کشورهای در حال توسعه تلاش میکند. بنابر این جهان آینده، جهان بلوکهای سخت نیست. چون کشورها دیگر مجبور نیستند فقط یک طرف را انتخاب کنند.
از همین زاویه یک کشور میتواند در اقتصاد با چین همکاری کند، در حوزه امنیتی با آمریکا رابطه داشته باشد، انرژی مورد نیاز خود را از روسیه تأمین کند و در یک موضوع منطقهای هم کاملاً مستقل تصمیم بگیرد. تغییری که باید در فهم نظم جهانی آینده جدی گرفت و این مسئله به معنای شکل گیری چند قدرت بزرگ و منظم به شمار نمیرود.
پس بریکس یک بلوک یکپارچه نخواهد بود. بریکس یک میز است که هر کشور با دستور کار خودش پشت آن مینشیند. برای چین و روسیه، این میز میتواند محل تغییر موازنه قدرت باشد. برای هند و برزیل، فرصتی برای چانهزنی بیشتر و برای کشورهای دیگری مانند ایران، مجرایی برای کاهش فشارهای خارجی و یافتن مسیرهای تازه همکاری.
حالا به نشست بریکس برگردیم. اگر اعضا با وجود اختلافهایشان بتوانند روی منافع مشترک اقتصادی و سیاسی به توافق برسند، بریکس میتواند بدون تبدیل شدن به یک پیمان نظامی یا جبهه ضدغربی، وزن خود را در نظام جهانی افزایش دهد. اما یک موضوع مهم را باید کنار بگذاریم؛ اینکه همه مسئله بریکس را به دلار تقلیل دهیم.
در واقع مسئله اصلی کاهش وابستگی اقتصادی است. استفاده از ارزهای ملی و ایجاد سازوکارهای پرداخت مستقل میتواند هزینه و ریسک مبادلات را کاهش دهد، اما تا زمانی که اعضا در حوزههایی مانند بانکداری، بیمه، کشتیرانی، فناوری و سرمایه به ساختارهایی وابسته باشند، دلارزدایی به معنای استقلال اقتصادی نخواهد بود و حذف دلار یک حرکت شعاری است. در حالی که ایجاد استقلال واقعی در تجارت و نظام مالی، چالش اصلی بریکس است. در همین چارچوب نیز مقامهای مالی بریکس بر اصلاح نهادهای مالی جهانی و توسعه سازوکارهای پرداخت میان اعضا تأکید کردهاند.
اما یک نکته مهم درباره ایران و بریکس نیز قابل بررسی است. بریکس را متحد ایران نبینیم، اما میتواند شریک ایران باشد، چون عضو بریکس بودن این انتظار را ایجاد نخواهد کرد که اعضای آن در شرایط بحرانی، منافع خودشان را کنار بگذارند و منافع عضو دیگر را اولویت دهند. هر کشور ابتدا منافع خودش را دنبال میکند. اشتباه است اگر بخواهیم به بریکس به عنوان ناجی نگاه کنیم.
لذا بریکس زمانی برای ایران اهمیت واقعی پیدا میکند که به یک منفعت اقتصادی تبدیل شود. بریکس بازاری بزرگ، منابع سرمایه، مسیرهای ترانزیتی و ظرفیتهایی برای همکاری مالی و تجاری در اختیار اعضای خود قرار داده است. بنابراین فرصت ایران در بریکس، یافتن مسیرهایی برای کاهش هزینه و ریسک تجارت خارجی است.
ایران همین حالا نیز بخش مهمی از تجارت خود را با کشورهای عضو بریکس انجام میدهد. اما این که ایران چگونه بتواند تجارت موجود را ارزانتر، سریعتر و کمریسکتر کند؛ سازوکارهای پرداخت، استفاده از ارزهای ملی، تسهیل مبادلات بانکی، بیمه، حملونقل و تأمین مالی میتوانند در این مسیر اهمیت پیدا کنند.کریدور شمال-جنوب یکی از مهمترین فرصتهای ایران بهشمار میرود. ایران درصورتی که بتواند همزمان صادرکننده، واردکننده، تولیدکننده و مسیر عبور کالا میان اعضای بریکس باشد، جایگاه اقتصادیاش در این مجموعه تغییر خواهد کرد.
مخلص کلام این که بریکس برای ایران، باشگاه قدرتها و نجاتدهنده از تحریم نخواهد بود. ایران باید بریکس را به عنوان یک باشگاه فرصت ببیند. ارزش عضویت ایران در بریکس را میزان سرمایه، تجارت، صادرات و مسیرهای تازهای تعیین میکند که بتواند از این عضویت به دست آورد.
از طرف دیگر بریکس هم باید بتواند میان منافع متضاد اعضای خودش تعادل ایجاد کند. اگر این کار انجام شود، بریکس میتواند یکی از پایههای جهان تازه باشد که در آن قدرت میان چندین مرکز تقسیم میشود و کشورها انتخابهای بیشتری دارند. در نقطه مقابل درصورتی که اختلافهای درونی بر همکاری غلبه کند، بریکس به یک مجمع سیاسی بزرگ تبدیل خواهد شد که وزن جمعیتی و اقتصادی بالایی دارد، اما توان محدودی برای تبدیل این وزن به قدرت مشترک دارد.