۶ نشانه از پایان جنگ ایران و آمریکا
تردید در تأمین امنیت اسرائیل و کشورهای همپیمان
هفت صبح| رسانه رهبر انقلاب به تازگی جزئیاتی از آنچه در دیدار رهبری و رئیسجمهور مطرح شده، ارائه داده است. این موارد شامل هفت بند و یک تکمله مهم است. جزئیات منتشر شده به این شرح است: «1-تأمین نیازهای معیشتی مردم. ۲-شرایط موجود جنگ تحمیلی سوم و آینده پیشرو ۳-بررسی تحولات حوزه نظامی ۴-تأمین منابع و مدیریت مصارف ریالی، ارزی و انرژی ۵- تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی ۶-وضعیت مسکن و اشتغال ۷-بررسی نحوه ایستادگی کشور در برابر دشمن». در پایان این گزارش آمده است که مهمترین توصیه رهبر انقلاب «حفظ وحدت و انسجام داخلی و پرهیز از اختلافافکنی» بوده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، به تازگی از تحریمهای جدید آمریکا رونمایی کرد؛ تحریمهایی که گرچه میتواند فشار اقتصادی را افزایش دهد اما به گفته کارشناسان اقتصادی باتوجه به آنکه ایران سالهاست تحت تحریمهای سخت آمریکا قرار دارد، اتفاق تازهای محسوب نمیشود و برخلاف آنچه ترامپ مدعی است که اقتصاد ایران را از بین میبرد، چنین نخواهد شد.
در کنار اصل تأثیر تحریمها اما برخی باور دارند اقدام تازه آمریکا در افزایش تحریمها علیه ایران پیامهایی دیگر نیز دارد؛ اینکه آمریکا دیگر نمیخواهد علیه ایران وارد جنگ نظامی شود. البته نشانههای دیگری نیز بر این تمایل آمریکا وجود دارد که برخی را بر این باور رسانده است که آمریکا دیگر نمیخواهد وارد کارزار نظامی با ایران شود.
1. وضع تحریمهای تازه به جای حمله نظامی
یکی از نشانهها همین وضع تحریمهای تازه علیه ایران است. چند روز پیش بود که روزنامه «نیویورکتایمز» نوشت: «ترامپ از آغاز آنچه خود کوبندهترین عملیات اقتصادی علیه یک کشور خواند، خبر داد و تهدید کرد کشورهایی که به ایران امکان دسترسی به تجارت و شبکههای مالی بینالمللی را بدهند، با پیامدهای اقتصادی سنگینی از سوی واشنگتن روبهرو خواهند شد. در میان تهدیدهای اخیر دولت ترامپ، یک پیام مهم نیز نهفته است؛ اینکه رئیسجمهور آمریکا نمیخواهد بار دیگر وارد یک جنگ نظامی گسترده شود. این رویکرد در اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز آشکارتر شده است».
مسئله مطرحشده از سوی نیویورکتایمز مهم است زیرا آمریکا که تا پیش از این سعی میکرد ایران را از طریق حمله نظامی تضعیف کند حالا به این نتیجه رسیده است، تضعیف ایران از طریق حمله نظامی هم بسیار سخت است و هم آنکه هزینه نظامی بالایی دارد و از سوی دیگر فشار بیسابقهای در پی بستهشدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی وارد میکند و اینکه ترامپ میگوید وارد جنگ اقتصادی شدهایم، میتواند معنای مخالفی داشته باشد؛ آنکه از جنگ نظامی خارج شدهایم.
2. سخن صریح روبیو
مارک روبیو نیز گفته که آمریکا فعلا قصد ندارد علیه ایران وارد عملیات نظامی شود. وبسایت «آکسیوس»، گزارش داده که وزیر امور خارجه آمریکا، به شماری از همتایان خود در کشورهای متحد گفته است: «آمریکا فعلا قصد آغاز حملات تازه علیه جمهوری اسلامی را ندارد و در عوض بر تشدید فشار اقتصادی، ادامه محاصره دریایی و افزایش انتقال نفت از تنگه هرمز تمرکز میکند».
به گفته آکسیوس، واشنگتن در مقطع کنونی به جای گسترش عملیات نظامی، قصد دارد فشار بر ایران را از مسیرهای دیگری ادامه دهد؛ از جمله از طریق تشدید تحریمها و طرح جدیدی که این هفته از سوی دولت آمریکا اعلام شده است. این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که مقامهای آمریکایی معتقدند محاصره دریایی اعمالشده علیه ایران، فشار قابلتوجهی بر تهران وارد کرده است. در عین حال، به گفته آنها، حجم فزایندهای از نفت از تنگه هرمز عبور میکند و وارد بازارهای جهانی انرژی میشود؛ موضوعی که واشنگتن آن را نشانهای از کاهش توان ایران برای اعمال فشار بر بازار انرژی میداند.
3. بازگشت دیپلماتهای آمریکا به سفارتخانهها
در کنار اینها نشانههای دیگری نیز بر میل آمریکا به پایان جنگ به چشم میخورد؛ آنکه در تازهترین رخداد، روزنامه «نیویورک تایمز» خبر داد که وزارت امور خارجه آمریکا که پیش از این، سفارتخانههای خود در خاورمیانه را تخلیه کرده بود، اکنون مهیا میشود تا دیپلماتهای آمریکایی را به این نمایندگیها بازگرداند. این روزنامه بر اساس یکی از اسناد داخلی وزارت امور خارجه نوشته است: «ممکن است بازگشت متصدیان خدمات خارجی و کاهش تدابیر اضطراری در نمایندگیهای آمریکا در خاورمیانه در روزهای آتی آغاز شود».
بر اساس گزارش این روزنامه سه مقام آمریکایی نیز این تغییرات را تائید کردند. نیویورک تایمز مطرح میکند که با وجود آنکه مذاکرات بین آمریکا و ایران با مشکل مواجه شده و دولت ترامپ ایران را به تحریمهای اقتصادی جدید تهدید کرده، بازگشت نیروها ادامه خواهد یافت که این موضوع به باور مقامهای پیشین و کنونی وزارت امور خارجه نشاندهنده کاهش تنشهاست. بر اساس مندرجات این سند، سفارتخانههایی که قرار است تعداد بیشتری از کارکنان خود را بازگردانند شامل سفارتخانههای رژیم اسرائیل، لبنان، عربستان سعودی، قطر، اردن، عمان، عراق و کویت میشوند.
4. سفر عاصم منیر به تهران
سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش آمریکا به ایران نیز یکی دیگر از نشانههایی است که آمریکا قصد حمله به ایران را ندارد. سفر این مقام پاکستانی در حالی انجام شد که گویا دونالد ترامپ پیش از این سفر با عاصم منیر تلفنی صحبت کرده بود و بعد از دیدار او با مقامات ایران مشخص شد که او حامل پیشنهاد آمریکا مبنی بر آزادشدن پولهای بلوکهشده ایران و رفع تحریمها در قبال باز شدن تنگه هرمز بوده است.
به موازات آمدن عاصم منیر و ارائه این پیشنهاد به ایران، آمریکا برای افزایش فشارها بر ایران سازوکار تشدید تحریمها را پیش گرفت؛ اقدامی که گرچه نشاندهنده ادامه خصومت آمریکا علیه ایران است اما حاوی تصمیم آمریکا برای به کار گرفتن فشار اقتصادی به جای حمله نظامی است. برخی حتی سفر فرمانده ارتش پاکستان را نشانهای برای از سرگیری مذاکرات میان ایران و پاکستان دانستند و گفتند که پاکستان میخواهد دو کشور را با چارچوب تفاهمنامه 14بندی اسلامآباد پای میز مذاکره بیاورد.
5. نگرانی آمریکا از نابسمانی اقتصاد جهانی
مسئله تنگه هرمز نیز برای آمریکا به یک بحران تبدیل شده است. همانطور که در پیام ترامپ که از طریق عاصم منیر به ایران منتقل شد، آمده است، اکنون همه تلاش آمریکا بر بازکردن تنگه هرمز است زیرا با بستهشدن این آبراه عملا اقتصاد جهانی و مسئله انرژی دچار بحران شده است. قیمت بنزین در آمریکا بالا رفته است و باعث تضعیف جایگاه ترامپ نزد افکار عمومی آمریکا شده و کشورهای اروپایی نیز نگران کمبود انرژی شدهاند.
کشورهای همپیمان آمریکا هم به شدت احساس خطر میکنند زیرا اگر نتوانند نفت خود را صادر کنند دچار بحرانی عظیم میشوند زیرا اقتصاد آنها بر پایه فروش نفت است. همه اینها در حالی است که تلاشهای ترامپ برای مقابله با مدیریت ایران در تنگه هرمز از طریق نظامی به نتیجه نرسید. ترامپ در این شرایط تصور میکند که اگر درگیری نظامی ادامه یابد، گرچه ممکن است بتواند زیرساختهای ایران را هم هدف قرار دهد اما تغییری در وضعیت تنگه هرمز ایجاد نمیشود. علاوه بر این باید توجه داشت که با ادامه تنشها تنگه بابالمندب نیز از سوی حوثیهای یمن بسته میشود و بحران انرژی در جهان حتی بیش از شرایط کنونی سخت میشود.
6. تردید در تأمین امنیت اسرائیل و کشورهای همپیمان
نشانه آخر هم مبتنی بر گزارشهایی است که در ایام جنگ 13روزه به دست آمد؛ آنکه آمریکا به اسرائیل اعلام کرده بود ارتش این رژیم وارد جنگ نشود زیرا آمریکا قادر نیست همزمان که با ایران میجنگد، امنیت اسرائیل را نیز تأمین کند و آنطور که به نظر میرسید، اسرائیل به این دلیل خود را در آخرین دور حملات نظامی وارد نکرد. جنگ 12روزه 40روزه نشان داد که گنبد آهنین اسرائیل یا همان سامانههای ضدموشکی این رژیم قادر به رهگیری همه موشکهای ایران نیستند و همین مسئله باعث اصابت موشکهای زیادی از ایران در اراضی اشغالی شد.
آمریکا هم گرچه سامانههای ضد موشکی جدید و به روزی در اسرائیل مستقر کرد اما با بالاگرفتن تنشهای نظامی و افزایش موشکهای ایران، این سامانهها نیز آنطور که آمریکا و اسرائیل انتظار داشتند عمل نکرد. علاوه بر اسرائیل، آمریکا باید امنیت کشورهای همپیمان خود در منطقه را نیز تأمین کند که چنین نشد و ایران توانست پایگاههای زیادی از آمریکا را در منطقه مورد هدف قرار دهد. اگر جنگ ادامه یابد، مشخص نیست چه میزان خسارت به تأسیسات این کشورها وارد میشود. به این دلیل ادامه جنگ عملا ممکن نیست زیرا در صورت درگرفتن جنگی فراگیر ایران حتما با تمام توان به همه کشورهای همپیمان آمریکا که پایگاههای این کشور را در خود جای دادهاند حمله خواهد کرد.
مبانی احتمال ضعیف ادامهیافتن جنگ
در کنار این نشانهها مبنی بر پایان جنگ یک دیدگاه دیگر نیز وجود دارد؛ آنکه آمریکا در مدت توقف جنگ مشغول تجهیز نظامی خود بوده است و تمایلش این است که جنگ بعد از انتخابات میاندورهای کنگره از سر گرفته شود. آکسیوس به تازگی به نقل از یک مقام آمریکایی مدعی شده است که انتظار میرود رویکرد فشار اقتصادی تا پس از انتخابات میاندورهای کنگره ادامه یابد و پس از آن ممکن است آغاز یک کارزار نظامی جدید بار دیگر به یکی از گزینههای مطرح در سیاست آمریکا در قبال ایران تبدیل شود.
مانند سخن این مقام آمریکایی، بسیاری باور دارند آمریکا در پی آتشبس با ایران یا وقفه در حملات دنبال خرید وقت برای تجهیز نیروهای خود بوده است. حتی برخی نیز پا را فراتر میگذارند و میگویند اصل مذاکره با ایران حیله آمریکا برای کاهش فشار نظامی ایران و یافتن راهبردهای نظامی تازه در مواجهه با ایران است. این دسته از افراد استدلال میکنند که آرایش نظامی آمریکا در منطقه حاوی هیچ نشانهای برای پایان جنگ نیست و بلکه تجهیزات آمریکا از زمان توقف جنگ بیشتر هم شده است. سخن آن مقام آمریکایی که میگوید ممکن است بعد از انتخابات میاندورهای کنگره حمله به ایران از سر گرفته شود نیز در راستای تحلیلهایی است که گفته میشد آمریکا میخواهد بعد از دو مقطع جام جهانی فوتبال و انتخابات کنگره با ایران بجنگد تا این دو رویداد تحت تأثیر جنگ قرار نگیرند.
اصل غافلگیری ترامپ
با آنچه مطرح شد، احتمال وقوع دوباره جنگی فراگیر میان ایران و آمریکا تا اینجای کار ضعیف به نظر میرسد؛ البته آمریکا نشان داده است، سعی میکند از سیاست غافلگیری استفاده کند و حتی با وجود نشانههای مذکور هیچ بعید نیست در لحظهای که همهچیز حکایت از پیشرفت مذاکرات است یا آنکه تصور میشود حتما جنگی رخ نمیدهد، جنگ را آغاز کند؛ چه آنکه پیش از این نیز در جریان مذاکرات، جنگ 12 روزه و 40 روزه را آغاز کرد و حتی اخیرا پس از به دستآمدن تفاهمنامه اسلامآباد و امضای دو رئیسجمهور ایران و آمریکا ذیل آن، حمله به مناطق جنوبی ایران را در پیش گرفت؛ با این اوصاف گرچه هیچچیز به طور قطعی قابل پیشبینی نیست اما بر اساس نشانههایی که وجود دارد، میتوان کفه پایان جنگ را نسبت به وقوع جنگی فراگیر سنگینتر دانست.