چرا برای هر قطعه خودرو چشممان به چین است؟
کاهش وابستگی به چین نیازمند سرمایهگذاری، انتقال فناوری، توسعه مراکز تحقیقوتوسعه و تقویت شرکتهای دانشبنیان قطعهساز است
هفت صبح| یک دستگاه ماشینآلات صنعتی که با هزینههای گزاف و پس از ماهها انتظار خریداری شده، پس از چند ماه کار، به دلیل خرابی یک قطعه، باید برای سرویس فعلا منتظر بماند آنهم نه چند روز بلکه چند ماه! چراکه شرکت عرضهکننده نه قطعه یدکی در انبار دارد و نه امکان تأمین سریع آن را دارد. این، داستان بسیاری از واحدهای تولیدی ماشین سازی در ایران است که اخیرا با برچسب تولیدکننده داخلی خود را معرفی میکنند.
درواقع شرکتهای ماشینساز، با وجود ادعای رسیدن به تولید داخل، عملا قطعات و خدمات پس از فروش کاملا به زنجیر تامین خارجی وابسته هستند و مصرفکننده را برای تحویل محصول پیش فروش شده ماهها معطل نگه میدارند. ریشه این بحران، محدود شدن بازار ماشین آلات صنعتی به اسم حمایت از تولید داخلی است، یعنی درحالی که ماشینآلات راه سازی، ماشینآلات معدنی و حتی کشاورزی در کشور به مرحله خودکفایی نرسیده است، اما دولت به نفع چند شرکت مونتاژکار به اسم تولیدکننده واردات را محدود کرده و مصرفکنندگان ناچار هستند تنها از آنها خرید کنند. درحالی که وابستگی عمیق به قطعات چینی در مونتاژ ماشینآلات نمایان است.
بیژن پناهیزاده، رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح با اشاره به اینکه شرکتهای ماشینسازی و تولید تجهیزات صنعتی در ایران، سالهاست که بر دستاورد تولید داخل خود میبالند اما واقعیت میدانی چیزی جز مونتاژ نیست، گفت: «در حال حاضر مصرفکنندگان و فعالان صنعتی بارها از این گلایه دارند که شرکتهای ایرانی ماشین آلات صنعتی و راه سازی را با قیمتی بالاتر بازار جهانی به این تولید داخلی عرضه میکند، درحالی که عمده قطعات آن چینی است و حتی در خدمات پس از فروش این شرکتها، به ویژه در زمینه تأمین قطعات یدکی، به شدت عملکرد ضعیف چی دارد و تعویض قطعات زمانبر است.
برای نمونه یک لودر که به دلیل خرابی یک قطعه متوقف میشود، گاهی ماهها در انتظار قطعه یدکی میماند و همین امر، خسارتهای جبرانناپذیری به شرکتهای راهسازی وارد میکند.» وی با بیان اینکه دلیل اصلی این معضل وابستگی شدید شرکتهای ماشینسازی به تأمین قطعات وارداتی است، تصریح کرد: «در مقطع کنونی تنها چند شرکت در ایران تولیدکننده ماشین آلات معدنی هستند و واردات تجهیزات مشابه تولید آنها ممنوع است.
با وجود آنکه ادعای داخلیسازی میشود، اما این شرکتها تولید محدودی دارند و هزینه سربار آنها نیز بالاست. از طرف دیگر بسیاری از قطعات کلیدی و حساس این ماشینآلات، که مصرفی هستند با نوسان ارز نوسان قیمت پیدا میکنند و از آنجایی که برای تامین مجدد آن باید از چین ثبت سفارش شود عملا به زمان طولانی برای تعویض قطعات ماشین آلات نیاز است.»
وی با بیان اینکه مشکل، تنها به وابستگی به چین ختم نمیشود، اظهار کرد: «بخش مهمی از این بحران، به سیاستهای ممنوعیت یا محدودیت شدید واردات بازمیگردد. اگر شرکتهای داخلی واقعا مونتاژ کار هستند به دلیل ارزش افزودهای که در داخل تولید میکنند باید ماشین آلات آنها ارزانتر از نمونه خارجی وارداتی باشد اما اینگونه نیست. درواقع این سیاست ممنوعیت که با هدف حمایت از تولید داخل وضع شدهاند، در عمل به ابزاری برای ایجاد انحصار در اختیار عدهای خاص قرار گرفته است.»
انحصار در بخش واردات قطعات، یکی از موانع جدی پیش روی صنعت است و این انحصار به نفع تولیدکنندگان داخلی نیست. به عبارت دیگر همیشه انحصار، زمینه برای شکلگیری شبکههای دلالی و واسطهگری فراهم میکند. در این بازار بسته، واردات قطعات یدکی ماشینآلات صنعتی در اختیار چند شرکت یا شخص خاص قرار گرفته و آنها با استفاده از این وضعیت، قیمتهای گزافی را به مصرفکنندگان تحمیل میکنند. نایاب شدن برخی قطعات، نه به دلیل کمبود واقعی، بلکه به دلیل انحصار در زنجیره تأمین است. نتیجه این میشود که واحدهای تولیدی، برای دریافت یک قطعه یدکی ساده، مجبور به پرداخت هزینههای سرسامآور و طی کردن فرایندهای طولانی و اداری شوند.
چرخه معیوب تولید بومی از وابستگی به ارز تا زنجیره تامین
این دو عامل، یعنی وابستگی به قطعات چینی و انحصار ناشی از ممنوعیت واردات، یک چرخه معیوب را ایجاد کردهاند. شرکتهای ماشینسازی برای تولید محصولات خود، به قطعات وارداتی متکی هستند و وقتی این زنجیره تامین به مشکل میخورد عملا تولید و خدمات پس از فروش متوقف میشود.
این چرخه، پیامدهای سنگینی برای واحدی تولید و خدماتی نیز دارد؛ نخست، اینکه یک کشاورز برای کشت و برداشت فرصت محدودی دارد و اگر در آن زمان با مشکل خرابی ماشینآلات و تجهیزات مواجه شود عملا به مشکل میخورد حتی این مسئله به کاهش بهرهوری واحدهای تولیدی منجر خواهد شد، چراکه در صورت خرابی با توقف طولانیمدت ماشینآلات مواجه میشوند.
همچنین افزایش هزینههای تولید که ناشی از قیمتهای بالای قطعات در بازار انحصاری است منجر به گرانی خدمات تولیدی یا فعالیتهای پیمانکاری میشود. همینطور وقتی هزینه تولید بالا میرود رقابتپذیری صنایع ایرانی کاهش مییابد که میتواند روی محدودیت صادرات محصولات کشاورزی و صنعتی نیز اثر بگذارد. درحالی که در نگاه اول معلوم نیست با این مشکلات، توان رقابت محصولات ایرانی ممکن است از دست برود و در نهایت، نارضایتی گسترده مصرفکنندگان و سرمایهگذاران صنعتی که اعتماد خود را به تولید داخل از دست دادهاند.
راهی برای خروج چالش ماشین آلات مونتاژی
پیمان افضلی، استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح برای برونرفت از این وضعیت، راهکارهای متعددی را مطرح کرده و میگوید: «نخست، بازنگری در سیاستهای واردات و شکستن انحصار موجود با ایجاد فضای رقابتی در تأمین قطعات است. دوم، باید حمایت واقعی از ساخت داخل اجرا شود، اما نه از طریق ممنوعیت واردات، بلکه با ارائه مشوقهای تولید و بهبود کیفیت اجرایی شود. سوم، اینکه توسعه صنعت قطعهسازی داخلی برای کاهش وابستگی به چین، به ویژه در حوزه قطعات استراتژیک باید اتفاق بیفتد و در نهایت شفافسازی زنجیره تأمین و نظارت بر واردات قطعات برای جلوگیری از دلالی و گرانفروشی اگر اجرایی شود انحصار و گرانی فروشی کنونی از بین میرود.»
وی با بیان اینکه صنعت ماشینسازی ایران، با وجود پتانسیلهای بالا، درگیر چالشهای عمیقی است که ریشه در وابستگی به قطعات چینی و انحصار ناشی از ممنوعیت واردات دارد، تصریح کرد: «شرکتهایی که ادعای داخلیسازی دارند، در عمل نتوانستهاند زنجیره تأمین خود را کامل کنند و مصرفکننده را ماهها معطل نگه میدارند.
این وضعیت، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین به تولیدکنندگان، به اعتبار صنعت ماشینسازی کشور نیز لطمه میزند. خروج از این چالش، نیازمند بازنگری اساسی در سیاستهای حمایتی، شکستن انحصارها و حرکت جدی به سمت خودکفایی در تأمین قطعات کلیدی است. تا آن زمان، ماشینآلات صنعتی ایرانی، همچنان در تله وابستگی و انحصار، گرفتار خواهند ماند تولیدکنندگان صنعتی، معدنی و ... همچنان با چالش ماشین آلات درگیر خواهند بود.»
بنابراین برای شکستن انحصار و برونرفت از بحران ماشینآلات صنعتی باید سیاستهای واردات ماشینآلات صنعتی در دستور کار قرار گیرد. رویکرد باید ایجاد تعادل میان حمایت از تولیدکنندگان داخلی و امکان واردات ماشینآلات با کیفیت باشد. این تعادل میتواند از طریق کاهش تعرفههای وارداتی برای ماشین آلاتی که توان تولید داخلی آنها وجود ندارد و اعمال تعرفههای هوشمند برای محصولاتی که تولید داخلی آنها به بلوغ رسیده، محقق شود.
همچنین، به جای حمایت از طریق ممنوعیت واردات و ایجاد انحصار، باید از طریق ارائه مشوقهای تولید، تسهیلات مالی، کمکهای فنی و مهندسی و بهبود کیفیت، تولیدکنندگان داخلی را به رقابت با نمونههای خارجی واداشت. در پیادهسازی سیاست ساخت داخل ماشینآلات صنعتی باید الزامات کلیدی، اولویتبندی صنایع بر اساس سطح فناوری و همچنین دیپلماسی اقتصادی را مد نظر قرار داد. حمایت از تولیدکنندگان توانمند، رفع موانع ورود به بازار و در صورت لزوم استفاده از ظرفیت واردات برای تأمین قطعات راهبردی، میتواند انحصار موجود را بشکند.
در نهایت سرمایهگذاری هدفمند برای توسعه صنعت قطعهسازی داخلی موثر است. وابستگی عمیق شرکتهای ماشین سازی به تأمین قطعات از چین، یکی از ریشههای اصلی بحران کنونی است. برای کاهش این وابستگی، باید بر تولید قطعات کلیدی و استراتژیک در داخل کشور تمرکز کرد. این کار نیازمند انتقال تکنولوژی، ایجاد مراکز تحقیق و توسعه و حمایت از شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزه قطعه سازی است.
تجربه کشورهایی مانند چین نشان میدهد توسعه صنعت ماشینآلات نیازمند مشارکت با شرکتهای بینالمللی و جذب تکنولوژیهای پیشرفته است. با تقویت توان داخلی در تولید قطعات مصرفی و راهبردی، میتوان ضمن کاهش وابستگی به واردات، زمان تعویض قطعات را از ماهها به روزها کاهش داد و هزینههای تولید را به طور قابلتوجهی پایین آورد.