پروتئین بار با طعم سیانور برای شوهر بدنساز
محتوای پیامهای همسر پیمان و مرد غریبه حکایت از آن داشت که او از مرد غریبهای به نام ناصر درخواست سیانور کرده بود
هفت صبح| در سال ۱۴۰۳، مرد جوان بدنسازی به نام پیمان که ورزش را بهصورت حرفهای دنبال میکرد، در باشگاه ورزشی واقع در شهریار، هنگام تمرین ناگهان با حال وخیم روی کف باشگاه افتاد. دیگر ورزشکاران حاضر در باشگاه بلافاصله اورژانس را خبر کردند و پیمان را به بیمارستان رساندند، اما وخامت حال او لحظهبهلحظه بیشتر میشد؛ تا حدی که وقتی پیمان به اورژانس بیمارستان رسید، توانایی تکلم خود را از دست داده بود.
خیلی سریع او را به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان منتقل کردند و تلاش برای نجات جان او توسط کادر درمان آغاز شد، اما با وجود تلاش پزشکان، پیمان جان خود را از دست داد. به این ترتیب، رسیدگی به ماجرا با اعلام کادر درمان بیمارستان در دستور کار بازپرس کشیک قتل قرار گرفت و تیم جنایی به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی در سردخانه بیمارستان بالای سر جسد پیمان حاضر شدند و تحقیقات برای رازگشایی از مرگ مرموز این جوان کلید خورد.
تحقیقات اولیه
در بررسیهای ابتدایی کارآگاهان و معاینه جسد، هیچگونه علائم جراحت، زخم یا کبودی روی بدن پیمان مشاهده نشد. به این ترتیب، برای روشن شدن علت تامه فوت، جسد با دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پس از انجام معاینات و آزمایشهای دقیق، از جمله نمونهبرداری و آزمایشهای سمشناسی، علت تامه فوت، مصرف سیانور اعلام شد.
در ادامه تحقیقات مشخص شد که سیانور در محلول پروتئینبار به پیمان خورانده شده است. در اولین گام از تحقیقات، روابط خانوادگی پیمان تحت بررسی قرار گرفت و مشخص شد که او و همسرش از مدتی قبل با یکدیگر اختلافاتی داشتند.به همین دلیل، روابط همسر پیمان بهصورت مخفیانه و دور از چشم او زیر ذرهبین پلیس قرار گرفت و مشخص شد که او با مرد غریبهای ارتباط پنهانی برقرار کرده است.
همچنین محتوای پیامهای همسر پیمان و مرد غریبه حکایت از آن داشت که او از مرد غریبهای به نام ناصر درخواست سیانور کرده بود.همین کافی بود تا همسر پیمان و همچنین ناصر بهعنوان متهمان پرونده بازداشت شوند. در حالی که زن جوان از بیان حقیقت طفره میرفت، ناصر لب به اعتراف گشود و گفت:« من نیروی خدماتی یک بیمارستان در استان البرز هستم.
مدتی قبل زن جوان به همراه پیرزنی برای معاینات چشمپزشکی به بیمارستان مراجعه کرده بود که در همان موقع با من همکلام شد. او گفت که مادربزرگش را برای معاینه به بیمارستان آورده است.در ابتدا فقط سوالهایی درباره خدمات بیمارستان میپرسید و درباره رادیولوژی بیمارستان و اینطور خدمات سوال کرد.اما کمکم صحبت را به سمت درد دل برد و از زندگی شخصیاش برای من حرف زد.»
مرد جوان ادامه داد:«این زن شماره تماسم را گرفت و گفت ممکن است در مورد خدمات بیمارستان از من سوالی داشته باشد، اما در تماسهایش با من درد دل میکرد و میگفت با شوهرش اختلافات عمیقی دارد. تا اینکه یک روز با من تماس گرفت و گفت برایش سیانور تهیه کنم. من همین کار را انجام دادم، اما نمیدانم بعد از آن چه اتفاقی میان او و شوهرش افتاد. من در جریان نقشه او نبودم.»
اتهام قتل
همین اعتراف کافی بود تا زن جوان بهعنوان متهم اصلی قتل شوهرش شناخته شود اما او در مراحل رسیدگی به پرونده همچنان اتهام خود را انکار کرده و ادعای ناصر را کذب خواند.زن جوان گفت:«صحبتهای من با ناصر فقط در مورد خدمات بیمارستان بود و من هر بار درباره معالجه مادربزرگم سوالی داشتم به ناصر زنگ میزدم.هیچ موضوع دیگری بین ما وجود نداشت.»
با وجود انکار متهم اما پس از تکمیل تحقیقات، در حالی که ادله و مستندات ضمیمه پرونده جنایی شده بود، پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهمان پای میز محاکمه رفتند.
در دادگاه
در ابتدای جلسه، همسر پیمان پای میز محاکمه ایستاد و بار دیگر ضمن انکار اتهام خود گفت:«من و شوهرم با یکدیگر اختلافاتی داشتیم، اما این اختلافات هرگز آنقدر عمیق نبود که من بخواهم دست به قتل او بزنم. شوهر من یک بدنساز حرفهای بود و هر روز از من میخواست تا محلول پروتئینش را آماده کنم. من هم مطابق همیشه این کار را برایش انجام دادم و آن را در ساک باشگاهش گذاشتم، اما چند ساعت بعد از اینکه مطابق برنامه هر روزش به باشگاه رفت به من خبر رسید که حال او وخیم شده است.من نمیدانم چه بلایی به سر او آمده، اما اتهام قتل را قبول ندارم.»
همچنین ناصر در دفاع از خود گفت:«زن جوان با من درد دل میکرد و گفته بود هفت سالی میشود که با شوهرش ازدواج کرده، ولی با یکدیگر اختلاف دارند. او یک روز از من خواست برایش سیانور تهیه کنم و بابت تهیه آن پانصد هزار تومان نیز به من پول داد، اما من نمیدانستم سیانور را به چه علت میخواهد و در جریان نقشه او برای به قتل رساندن همسرش نبودم.»
در این قسمت از دادگاه، نماینده دادستان با اعتراض به اظهارات متهم ردیف اول گفت: «پیامکهای ردوبدلشده میان متهم ردیف اول و متهم ردیف دوم نشاندهنده ارتباط آنهاست و همچنین مبرهن است که متهم با قصد و نیت قبلی اقدام به تهیه سیانور کرده و با حل کردن آن در محلول پروتئینبار شوهرش، اقدام به قتل او کرده است.» قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهمان و همچنین اظهارات نماینده دادستان، برای صدور رأی وارد شور شدند.