چاقو زدم تا همکلاسیام را بترسانم
من و سیاوش همکلاسی و دوست بودیم تا اینکه یک روز سیاوش به من پیشنهاد غیراخلاقی داد و میگفت...
هفت صبح| اواسط سال ۱۴۰۲، پیکر نیمهجان نوجوان ۱۵سالهای به یکی از بیمارستانهای تهران منتقل شد. این نوجوان به نام آرین، در جریان حمله با چاقو، هدف ضربات متعدد قرار گرفته و بهشدت مجروح شده بود. به این ترتیب، اقدامات کادر درمان برای نجات جان او آغاز شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روند درمان آرین طولانی شد و سرانجام مشخص شد عصب یکی از دستهای او آسیب جدی دیده است.
شکایت
آرین پس از بهبود نسبی، به همراه خانوادهاش به مراجع قضایی مراجعه کرد و از همکلاسی خود به نام سیاوش به اتهام ایراد ضربوجرح عمدی منجر به نقص عضو با چاقو شکایت کرد. در مقابل، سیاوش نیز از آرین بهدلیل وارد کردن یک ضربه چاقو شکایت کرد.رسیدگی به شکایت سیاوش در دادگاه کیفری دو استان تهران انجام شد و آریان به پرداخت دیه محکوم شد. اما این مرجع قضایی رسیدگی به شکایت آریان را در صلاحیت خود ندانست و پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.به این ترتیب، روز گذشته سیاوش به اتهام ایراد ضربوجرح عمدی با چاقو و ایجاد نقص عضو در آریان و همچنین اتهام شروع به قتل، پای میز محاکمه ایستاد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی، آرین شکایت خود را مطرح کرد و گفت: «من و سیاوش همکلاسی و دوست بودیم تا اینکه یک روز سیاوش به من پیشنهاد غیراخلاقی داد و میگفت با هم رابطه داشته باشیم. از شنیدن این پیشنهاد از طرف دوستم خیلی شوکه و ناراحت شده بودم و به او گفتم هرگز تن به چنین کاری نخواهم داد.سیاوش سعی میکرد من را راضی کند، اما وقتی قاطعانه به او گفتم که هرگز چنین کاری نمیکنم و او از وادار کردن من به خواستهاش ناامید شد، با من سر لجبازی افتاد.
یک روز وقتی در مدرسه ظرف غذایم را باز کردم تا ناهارم را بخورم، بهمحض اینکه اولین قاشق را به دهان گذاشتم، دهانم بهشدت سوخت. غذایم طعم خیلی بدی گرفته بود؛ انگار چهار قاشق فلفل را همزمان در دهانم ریخته بودند. مطمئن بودم سیاوش از روی لجبازی چیزی در غذایم ریخته است، اما نمیتوانستم این موضوع را اثبات کنم. فکر میکردم سم یا ماده خطرناک دیگری به غذایم اضافه کرده است. برای همین، تمام غذا را دور ریختم.ما با هم کلکل داشتیم، اما دوستیمان همچنان ادامه داشت؛ چون فکر میکردم بالاخره سیاوش سر عقل میآید و این موضوع را فراموش میکند. فکرش را هم نمیکردم که کینه این ماجرا باعث شود چنین انتقام سختی از من بگیرد.»
آرین در ادامه، درباره روز حادثه توضیح داد: «روز حادثه، بعد از پایان زنگ آخر و تعطیل شدن مدرسه، سیاوش به من گفت ویپ خود را گم کرده است. میگفت احتمال دارد آن را در پارک نزدیک مدرسه جا گذاشته باشد و از من خواست با هم برویم و بگردیم تا شاید ویپ را پیدا کنیم. من هم قبول کردم و همراهش رفتم. همینطور که داشتیم وجببهوجب پارک را میگشتیم، ناگهان سیاوش به من گفت فکر میکند چیزی زیر بوته شمشاد است و از من خواست آنجا را نگاه کنم تا خودش کمی آنطرفتر را بگردد. به این بهانه، من را به سمت بوته شمشاد فرستاد. وقتی خم شدم تا زیر بوته را نگاه کنم، ناگهان پشتم سوخت دوستم از پشت سر با چاقو به من حمله کرده بود و بیامان ضربات متعددی به بدنم وارد میکرد.
در کسری از ثانیه به خودم آمدم و برای دفاع از خودم من هم چاقو کشیدم و یک ضربه به او زدم که بابت همان یک ضربه هم محکوم شدم. اما مطمئنم سیاوش قصد جانم را داشت و میخواست ضربات متعددی را با قصد کشتن به من وارد کند.حالا بهدلیل ضربه بسیار عمیقی که به یکی از دستهایم زده، چند سال است که نمیتوانم دستم را بیشتر از حد مشخصی بالا بیاورم. وقتی دستم را بالا میبرم، دچار لرزش شدید میشود و نمیتوانم کار خاصی با آن انجام دهم. بهنوعی از کار افتادهام و شاید تا آخر عمر نتوانم شغل مناسب و دلخواهم را پیدا کنم. سیاوش زندگی من را تباه کرد.»
در این مرحله از دادگاه، نوبت به سیاوش رسید تا برای دفاع از خود در جایگاه متهم قرار بگیرد. متهم در دفاع از خود گفت: «اتهام شروع به قتل را قبول ندارم. نمیخواستم دوستم را بکشم. فقط بهخاطر کلکل و درگیریهایی که از قبل با هم داشتیم، میخواستم از او زهرچشم بگیرم و برای همین با چاقو چند ضربه به او زدم. در جریان درگیری، او هم ضربهای به من وارد کرد. درگیری ما دوطرفه بود و هر دو با چاقو یکدیگر را مجروح کردیم.»
وقتی متهم چنین ادعایی را مطرح کرد، قاضی خطاب به او گفت: «فیلم دوربینهای مداربسته به پرونده ضمیمه شده و در تصاویر مشخص است که تو هنگام ارتکاب جرم ماسک زده و دستکش پوشیده بودی. احتمال دارد این کار را برای جلوگیری از شناسایی انجام داده باشی. پس چطور ادعا میکنی قصد کشتن دوستت را نداشتهای؟» سیاوش گفت: «من فقط میخواستم از او انتقام بگیرم و او را بترسانم و قصد دیگری نداشتم. اتهام وارد کردن ضربات عمدی به او را قبول دارم، اما اتهام شروع به قتل را رد میکنم.» قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.