کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۴۰۵۱
تاریخ خبر:
مرد جوان ابتدا به قتل همسر و دو فرزند خردسالش اعتراف کرد؛ اما در دادگاه روایت دیگری ارائه داد

وقتی برگشتم دیدم همسر و بچه‌هایم کشته شده‌اند

وقتی برگشتم دیدم همسر و بچه‌هایم کشته شده‌اند

همسایه‌ها که به ماجرا مشکوک شده بودند وارد خانه شده و با صحنه‌ای هولناک روبه‌رو شدند

هفت صبح| حدود یک سال و نیم قبل، صدای درگیری از خانه یک زن و مرد جوان افغان در اکبرآباد ورامین به گوش همسایه‌ها رسید. سر و صدای درگیری هر لحظه شدت می‌گرفت و بالاخره صدای کمک‌خواهی زن افغان به حدی بالا رفت که تعدادی از همسایه‌ها پشت در خانه او رفتند؛ اما کسی در را باز نمی‌کرد. دقایقی بعد سکوت وهم آلودی برپاشد و همسایه‌ها همچنان هاج و واج پشت در خانه زن جوان به نام طلا ایستاده بودند که در همان لحظات شوهر طلا را دیدند که از خانه بیرون آمد و فرار کرد.

 

همسایه‌ها که به ماجرا مشکوک شده بودند وارد خانه شده و با صحنه‌ای هولناک روبه‌رو شدند. زن جوان به همراه دختر دو و نیم ساله و پسر سه و نیم ساله‌اش با اصابت ضربات چاقو به طرز هولناکی به قتل رسیده بودند. به این ترتیب شاهدان ماجرا خیلی سریع موضوع را به پلیس اطلاع دادند و تیم جنایی به همراه بازپرس کشیک قتل بالای سر اجساد قربانیان حاضر شدند.

 

  تحقیقات اولیه

با اعلام موضوع به پلیس، مأموران جنایی در محل حاضر شدند و تحقیقات برای شناسایی عامل یا عاملان قتل آغاز شد. یکی از همسایه‌ها به عنوان یکی از افرادی که بالای سر اجساد حاضر شده بود در نخستین گام از تحقیقات جنایی به ماموران گفت: «طلا و شوهرش از چند سال قبل در محله ما خانه‌ای اجاره کرده بودند. آنها خانواده بی‌سر و صدایی بودند و سرشان در کار خودشان بود. گاهی صدای دعوای زن و شوهری‌شان را می‌شنیدیم؛ اما موضوع را زیاد جدی نمی‌گرفتیم و با خودمان فکر می‌کردیم که درگیری‌های عادی است که در همه زندگی‌ها وجود دارد. ما فکرش را هم نمی‌کردیم که روزی همین درگیری‌های زن و شوهری به چنین فاجعه هولناکی منتهی شود.»

 

این مرد در ادامه گفت: «من و چند نفر دیگر از همسایه‌ها روز حادثه بار دیگر صدای درگیری طلا و شوهرش را شنیدیم؛ ولی این بار سر و صدا خیلی بیشتر بود و زن جوان کمک‌خواهی می‌کرد. برای همین پشت در خانه‌اش رفتیم؛ ولی ناگهان صدا قطع شد. دقایقی بعد شوهر طلا از خانه متواری شد و ما با اجساد طلا و فرزندانش که غرق در خون در خانه‌شان افتاده بودند مواجه شدیم.»

 

  دستگیری متهم

با ادله به‌دست‌آمده شوهر طلا به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت. در ادامه مرد جوان دستگیر شد و در جریان بازجویی‌ها اتهام قتل اعضای خانواده‌اش را گردن گرفت.او در آن مرحله از تحقیقات گفت چهار سال قبل برای کار و زندگی به ایران آمده بود. به گفته خودش، شب قبل از حادثه بر سر مسائل مالی با همسرش درگیر شده بود. او گفت: «چهار سالی می‌شد که برای کار به ایران آمدم. از همان موقع ساکن اکبرآباد شدیم. هر دو فرزندم در ایران به دنیا آمدند. من و همسرم گاهی بر سر مسائل مختلف با هم بحثمان می‌شد تا اینکه شب حادثه این درگیری شدت گرفت.»

 

متهم ادامه داد: «آن روز همسرم از من پول می‌خواست؛ اما به او گفتم باید صبر کند. از طرفی روز قبل از حادثه درگیر کار بودم و زانویم هم به شدت درد می‌کرد. بی‌توجهی همسرم به حرف‌هایم و درگیری میان ما باعث شد کلافه شوم.»متهم در ادامه اعترافاتش مدعی شد در جریان این درگیری کنترل خود را از دست داده و با چاقو همسرش را به قتل رسانده است. سپس با دیدن دو فرزند خردسالش تصمیمی گرفت که سرنوشت آنها را نیز به مرگ کشاند. او گفت: «در جریان درگیری با همسرم به حدی عصبانی شدم که دست به چاقو بردم و به او چند ضربه زدم. همان موقع وقتی چشمم به بچه‌ها افتاد، فکر کردم آنها بعد از مرگ مادرشان چه کار می‌کنند. همین فکر باعث شد به آنها هم چاقو بزنم.»

 

مرد جوان همچنین اعتراف کرد که پس از این جنایت از خانه فرار کرد. تحقیقات پلیس تکمیل شد و پرونده برای رسیدگی قضایی به دادگاه فرستاده شد. در جریان تحقیقات، پسرخاله متهم که در عین حال پدرزن او نیز بود، شکایت خود را ثبت کرد و برای متهم درخواست قصاص داد. معاون اول قوه قضائیه نیز از طرف دو کودک خردسال، بابت قتل آنها شکایت کرد. به این ترتیب پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

 

در دادگاه

متهم در جلسه دادگاه تمام اعترافات قبلی خود را پس گرفت و روایت تازه‌ای از روز حادثه ارائه داد. او گفت: «صبح روز حادثه از خانه خارج شده و به میدان رفتم. چند دقیقه‌ای در آنجا منتظر مانده تا اینکه فردی برای کار در یک کارگاه ساختمانی من را با خود برد. بعدازظهر به خانه برگشته و با اجساد همسر و دو فرزندم روبه‌رو شدم. من هیچ نقشی در قتل آنها نداشتم. تحت‌فشار پلیس مجبور شدم به قتل اعتراف کنم.»

 

به این ترتیب، پرونده در حالی در دادگاه بررسی شد که متهم در تحقیقات اولیه مسئولیت قتل همسر و دو فرزند خردسالش را پذیرفته بود؛ اما در دادگاه با انکار اتهام، مدعی شد هنگام وقوع جنایت در محل کار بوده است. رسیدگی قضایی به این پرونده ادامه دارد.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۴۰۵۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر