با انگیزه ناموسی کشتمش و پشیمان نیستم
من از ترس چیزی به شوهرم نگفتم. چند روز بعد برادرم به نام سهراب متوجه شد حال روحی من خوب نیست. وقتی...
هفت صبح| تیر ماه سال ۱۴۰۱ جسد خونین مرد ۳۲سالهای در حوالی افسریه پیدا شد. بررسیهای اولیه نشان داد او با ضربه چاقو به قتل رسیده است. جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات برای کشف راز این جنایت آغاز شد.در ادامه مشخص شد مقتول احمد نام داشته و سابقه اعتیاد به مواد مخدر دارد. همچنین بررسیهای پزشکی قانونی نشان داد پیش از مرگ چند مرتبه به او مواد مخدر تزریق شده بود. همین موضوع احتمال این فرضیه را مطرح کرد که عاملان جنایت قصد داشتند مرگ او را شبیه اوردوز نشان دهند.
اولین تحقیقات
کارآگاهان در نخستین مرحله سراغ تماسهای تلفنی احمد رفتند. بررسی تماسهای او نشان داد مقتول در روز حادثه با زن جوانی به نام سیمین در ارتباط بوده است. همین سرنخ باعث شد سیمین شناسایی و بازداشت شود. سیمین در جریان تحقیقات مدعی شد چند سال قبل با مردی به نام نادر ازدواج کرده و حاصل این ازدواج یک دختر چهار ساله بوده است. او درباره علت ارتباطش با احمد گفت: «مدتی قبل همراه دخترم به عنوان مسافر سوار یک خودرو شده بودم. راننده به من آبمیوه تعارف کرد و بعد از اینکه آن را خوردم، بیهوش شدم. بعد از آن متوجه شدم مورد آزار قرار گرفتهام. او از من فیلم و عکس گرفته بود و بعد از آن با تهدید به انتشار آنها از من اخاذی میکرد.»
او ادامه داد: «من از ترس چیزی به شوهرم نگفتم. چند روز بعد برادرم به نام سهراب متوجه شد حال روحی من خوب نیست. وقتی از من درباره علت ناراحتیام پرسید، ماجرا را برایش تعریف کردم. به او گفتم احمد من را آزار داده و با فیلم و عکسهایی که از من گرفته، تهدیدم میکند.» به گفته سیمین، سهراب از او خواسته بود موضوع را با نادر در میان نگذارد و خودش احمد را پیدا کند. با این حال چند روز بعد نادر نیز از ماجرا باخبر شد و در نهایت قرار شد احمد به بهانه ملاقات و دریافت پول به دام بیفتد.
قصد اخاذی داشت
سیمین درباره آخرین تماس خود با احمد گفت: «احمد با من تماس گرفت و ۱۰ میلیون تومان پول خواست. میگفت اگر پول را بدهم، عکسها و فیلمها را پس میدهد. به همین دلیل با او قرار گذاشتم. برادرم و شوهرم هم در محل قرار حضور داشتند.» او ادامه داد: «احمد سوار خودرو شد و بعد به او مواد مخدر تزریق کردند. مدتی بعد به حوالی افسریه رسیدیم. سهراب احمد را از خودرو پیاده کرد. چند دقیقه بعد برگشت و گفت به او چاقو زده است.» پس از این اظهارات، سهراب و نادر نیز بازداشت شدند. هر دو نفر در جریان تحقیقات به وقوع جنایت اعتراف کردند، اما هر کدام تلاش داشتند مسئولیت قتل را متوجه دیگری کنند.
اعتراف متهمان
سیمین نیز در ادامه تحقیقات روایت خود را تغییر داد و طی نامهای اعلام کرد قصد دارد حقیقت را بیان کند. او در این نامه نوشت: «حالا حقیقت را میگویم. برادرم دست به این جنایت زده است.» در ادامه برای سهراب به اتهام قتل و آدمربایی و برای نادر و سیمین به اتهام آدمربایی و معاونت در قتل کیفرخواست صادر شد. پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. نخستین جلسه دادگاه با درخواست قصاص از سوی اولیای دم آغاز شد. سپس سهراب در جایگاه قرار گرفت و قتل احمد را پذیرفت.
او گفت: «وقتی از موضوع آزار خواهرم مطلع شدم، تصمیم گرفتم احمد را بکشم. در مسیر مواد مخدر تهیه کرده بودم و آن را به احمد تزریق کردم تا بعد از مرگش همه فکر کنند اوردوز کرده و مرده است. اما وقتی دیدم هنوز زنده است، به یک مغازه رفتم و تیغ اصلاح خریدم. بعد در بیابانهای خاوران رگ گردنش را زدم.» سهراب در ادامه گفت: «از کاری که کردم پشیمان نیستم. چون او دست به جنایتی سیاه زده بود.»
نادر و سیمین نیز در نخستین جلسه دادگاه روایت سهراب را تأیید کردند و گفتند داخل خودرو بودند و سهراب پس از پیاده شدن از خودرو مرتکب قتل شده است.قضات پس از بررسی مدارک موجود، سهراب را به قصاص محکوم کردند. نادر و سیمین نیز هر کدام به ۱۵ سال حبس به اتهام معاونت در جنایت محکوم شدند.
اما این پایان پرونده نبود. دیوان عالی کشور حکم صادرشده را تأیید نکرد و دستور داد تحقیقات درباره ادعای آزار سیمین تکمیل شود. قضات دیوان عالی کشور خواستند مشخص شود آزار ادعایی با اجبار و اکراه انجام شده بود یا خیر.پس از تکمیل تحقیقات، متهمان برای دومین بار در دادگاه حاضر شدند. این بار سهراب از اعتراف قبلی خود عقبنشینی کرد و روایت دیگری از جنایت ارائه داد.
او گفت: «شوهر خواهرم به من وعده داده بود اگر قتل را گردن بگیرم، رضایت اولیای دم را جلب میکند. اما او به وعدهاش عمل نکرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم حقیقت را بگویم.» سهراب ادامه داد: «قبول دارم که به احمد مواد مخدر تزریق کردم، اما او هنوز زنده بود که شوهر خواهرم از ماشین پیاده شد و او را با چاقو کشت.»
نادر این ادعا را رد کرد و گفت: «برادر زنم دروغ میگوید. او خودش به تنهایی احمد را کشت.» سپس سیمین در جایگاه قرار گرفت و درباره ماجرای قتل توضیح داد. او گفت: «بعد از تزریق مواد مخدر، نزدیک صبح متوجه شدیم احمد هنوز زنده است. همان موقع برادرم در بیابانهای خاوران او را از صندوق عقب ماشین بیرون آورد و دست به قتل زد. من و شوهرم داخل ماشین بودیم و شاهد این جنایت بودیم. نادر احمد را نکشت و این برادرم بود که او را به قتل رساند.»
به این ترتیب، در حالی که سهراب و نادر در دو جلسه دادگاه روایتهای متفاوتی درباره عامل اصلی قتل مطرح کردند و سیمین نیز در هر مرحله اظهاراتی متفاوت ارائه داد، سرنوشت پرونده با رضایت اولیای دم تغییر کرد.در نهایت متهمان موفق شدند رضایت خانواده احمد را جلب کنند و پرونده پس از طی مراحل قضایی وارد مرحله جدیدی شد. به این ترتیب متهمان به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شدند و به زودی رای پرونده صادر خواهد شد.