خانه شاهنامه؛ فرصتی برای زنده کردن میراث فردوسی
چرا باید شاهنامه بخوانیم؟ چون شاهنامه کارنامه هویت ملی ما است. هیچکتابی از جهت فربهسازی روح و جان ملیت در دل مردم کشور ایران، قابل مقایسه با شاهنامه نیست
هفت صبح| خانه شاهنامه با تشکیل هیئت امنا و معرفی مدیرعامل فعالیت خود را آغاز کرده است. اتفاق بسیار خوب و امیدوار کنندهای است. شاهنامه کارنامه هویت ملی ما است و هیچ اثر دیگری در ادبیات ایران، از جهت آشنایی با گذشته تاریخی و اسطورهای این سرزمین، تقویت زبان فارسی و انتقال داستانها و روایتهای ملی به نسلهای بعدی با آن قابل مقایسه نیست.
پیش از هر چیز باید امیدوار باشیم که خانه شاهنامه آغازگر جریانی فرهنگی و فراگیر باشد که مردم را به خواندن شاهنامه، گفتوگو درباره داستانهای آن و آشنایی بیشتر با اندیشههای نهفته در این اثر تشویق کند. حاصل چنین رویکردی باید این باشد که مردم شخصیتهای شاهنامه را بهتر و دقیقتر بشناسند و به درک عمیقتری از جهان فکری فردوسی دست یابند.
واقعیت این است که نهادهای فرهنگی بسیاری با اهداف بزرگ شکل گرفتهاند، اما آنچه سرنوشتشان را تعیین میکند، استمرار فعالیت، ارتباط با مخاطب و توانایی تبدیل هدف به نتیجه است. از این منظر مهمترین عامل در اثرگذاری خانه شاهنامه این است که بتواند میان شاهنامه و زندگی روزمره مردم ارتباطی زنده و ماندگار برقرار کند.
نکته مهم این است که هر ایرانی باید دستکم یک بار شاهنامه بخواند. اما چرا باید شاهنامه بخوانیم؟ چون شاهنامه کارنامه هویت ملی ما است. هیچکتابی از جهت فربهسازی روح و جان ملیت در دل مردم کشور ایران، قابل مقایسه با شاهنامه نیست. شاهنامه تنها کتاب ملی و میهنی ما است که ضرورت دارد مردم ایران پیوسته آن را بخوانند و با روح زنده و پویندهای که در آن جاری است، جان خویش را فربه، استوار و سالم بدارند. هیچ اثر دیگری در این زمینه نیروی همسنگی با آن را ندارد.
چون با خواندن شاهنامه با اسطورههای کهنمان آشنا میشویم، با زبان فاخر فارسی خو میگیریم و دایره واژگانمان را غنیتر میکنیم، با رسوم ایران کهن آشنا خواهیم شد، داستانهای قومی و ملیمان را میآموزیم تا بتوانیم به نسلهای بعدی منتقل کنیم و بتوانیم با نگاه حکمتآموزِ شاهنامه به موضوعات پیرامونمان بنگریم. پس ضروری است که شاهنامه بخوانیم. هیچ کتابی از جهت مؤلفههای هویتی و ملیتی چنین شکوه و هیبتی را ندارد.
با خواندن شاهنامه درمییابیم که گذشتگان ما انسانهایی شریف، آزاده، پرتلاش و پاک نهاد بودهاند و میتوانیم برای لحظاتی به این بیندیشیم که چه خوب است اگر در رفتار و کردارمان از آنها الگو بگیریم و بکوشیم تا جای ممکن خودمان را به ایشان شبیه کنیم. در سرتاسر شاهنامه موضوع اصلی مورد مناقشه ایران و کیان ایران است. مفهوم ایران را به این وسعت و اهمیت در آثار دیگر ادبیمان نمیتوانیم بیابیم. متوجه میشویم که بسیاری از شاهان ایرانی برای کشورشان کار کردند و ایران برایشان مهم بود. خواننده در شاهنامه با روایتهایی روبهرو میشود که در آنها، سرزمین، مردم، دادگری، خرد، وفاداری و مسئولیت انسان در برابر دیگران اهمیت پیدا میکند.
از همین رو، خانه شاهنامه فرصتی برای بازگشت به ریشههای فرهنگی است. چنین بازگشتی میتواند به تقویت هویت ملی و انسجام اجتماعی کمک کند. برگزاری جشن نوروز و مهرگان، پاسداشت میراث تاریخی ایران، آشنایی با شخصیتهایی چون کوروش و آموزش شاهنامه در مدارس، هرکدام فرصتی برای بازشناسی گذشته و گفتوگو درباره وجوه مشترک فرهنگی ایرانیان هستند. به خصوص در صورتی که این آیینها از سطح مراسم رسمی فراتر بروند و مردم در آنها مشارکت واقعی داشته باشند.
جامعه امروز ایران متنوع است و هویت ملی درشرایطی میتواند به نیرویی برای همبستگی تبدیل شود که تجربهها و دیدگاههای گوناگون شهروندان را نیز در خود جای دهد. از این زاویه پاسداشت شاهنامه و میراث ایرانی نباید به ابزاری برای حذف دیگران یا سنجش میزان تعلق افراد به کشور تبدیل شود. شاهنامه آنگاه میتواند در زندگی عمومی جامعه نقش داشته باشد که امکان آشنایی و گفتوگو درباره این میراث برای همه فراهم باشد.
نکته دیگر این است که شاهنامه گنجینهای برای زبان فارسی و توانایی اندیشیدن به شمار میرود. خواندن این اثر، مخاطب را با ظرفیتهای زبان فارسی آشنا میکند، گوش او را با موسیقی شعر فردوسی همراه میسازد و توانایی درک روایت، تصویرسازی و بیان مفاهیم پیچیده را افزایش میدهد. زبان فردوسی دریچهای به سنت ادبی ایران باز میکند و نشان میدهد که چگونه میتوان مفاهیم اخلاقی، سیاسی، عاطفی و فلسفی را در قالب داستان و شعر بیان کرد.
شاهنامه همچنین مدرسهای برای خرد، اخلاق و مسئولیت اجتماعی است. داستانهای این اثر درباره پهلوانی، قدرت و سرنوشت انساناند، اما در بسیاری از این داستانها، مسائلی مطرح میشود که در زندگی امروز نیز اهمیت دارند. مواردی چون قدرت چگونه باید مهار شود؟ خودکامگی چه پیامدهایی دارد؟ خرد چه نقشی در تصمیمگیری دارد؟ و انسان در برابر خانواده، جامعه و سرزمین خود چه مسئولیتی بر عهده دارد؟ سرگذشت سیاوش، رستم و سهراب و پادشاهانی که گرفتار غرور، بدگمانی یا تصمیمهای نادرست میشوند، میتواند زمینهای برای گفتوگو درباره عدالت، خطای انسانی و پیامدهای رفتار صاحبان قدرت باشد.
از این منظر، خانه شاهنامه میتواند برنامههایی برای خواندن و گفتوگو درباره مفاهیم نهفته در این کتاب ترتیب دهد. چنین برنامههایی به مخاطب کمک میکنند که شاهنامه را بهعنوان اثری برای اندیشیدن به مسائل انسانی و اجتماعی بخواند. اهمیت این کتاب در آن است که خواننده را با موقعیتهای پیچیده انسانی روبهرو میکند و فرصتی برای تأمل درباره انتخابها و پیامدهای آنها به وجود میآورد.از سوی دیگر، شاهنامه میراثی فراتر از مرزهای ایران است و ظرفیت آن را دارد که یکی از محورهای مهم معرفی فرهنگ و ادبیات ایران به مخاطبان جهانی باشد.
داستانهای پهلوانی، عشق، وفاداری، قدرت و سرنوشت انسان، موضوعاتی هستند که میتوانند فراتر از مرزهای زبانی با مخاطبان ارتباط برقرار کنند. خانه شاهنامه میتواند با همکاری مترجمان، پژوهشگران، هنرمندان و مراکز ایرانشناسی، زمینه معرفی بهتر این اثر را فراهم کند. ترجمههای دقیق، انتشار نسخههای دیجیتال، تولید پادکست، پویانمایی، اقتباسهای نمایشی و محتوای چندزبانه میتوانند راههای تازهای برای شناساندن شاهنامه به جهان باشند. البته در این مسیر، کیفیت ترجمه و تولید هنری اهمیت زیادی دارد. چون معرفی شاهنامه با انتشار اطلاعات درباره فردوسی تحقق نمییابد.
نکته دیگر این که خانه شاهنامه عملاً چه کارهایی باید انجام دهد؛یکی از اقدامات عملی میتواند شکل دادن به شبکهای از جلسات شاهنامهخوانی در کتابخانهها، فرهنگسراها، دانشگاهها، مدارس و مراکز فرهنگی استانها باشد. این جلسات باید متناسب با مخاطب طراحی شوند و روایت ساده داستانها برای کودکان و خوانش ادبی و پژوهشی برای علاقهمندان جدی را در بربگیرد.
اما مسئله مهمتر آشنایی دانشآموزان با شاهنامه است. خانه شاهنامه میتواند با همکاری متخصصان آموزشوپرورش، بستههای آموزشی میتواند متناسب با سن دانشآموزان تهیه کند. بستههایی شامل روایت داستانها، معرفی شخصیتها، واژهآموزی، فعالیتهای نمایشی و گفتوگو درباره مفاهیم اخلاقی باشد. تأکید این برنامهها باید بر آشنایی و علاقهمند کردن دانشآموزان باشد. در واقع به شکلی جذاب که جنبه تحمیل متنی دشوار یا تبدیل شاهنامه به درسی برای حفظ کردن را نداشته باشد. اجرای آزمایشی این برنامه در چند مدرسه و ارزیابی نتیجه آن میتواند آغاز مناسبی برای گسترش فعالیتها باشد.
خانه شاهنامه میتواند زمینه همکاری نویسندگان، فیلمسازان، تصویرگران، طراحان بازی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال را فراهم آورد تا داستانهای فردوسی با زبان و قالبهای مناسب امروز روایت شوند. شرط موفقیت این فعالیتها آن است که در کنار جذابیت، به متن و زمینه فرهنگی شاهنامه نیز وفادار بمانند.خانه شاهنامه فرصتی در اختیار دارد که نباید به یک عنوان یا نهاد تازه محدود بماند.
اگر این مرکز بتواند خواندن شاهنامه را به تجربهای در دسترس و جذاب برای مردم تبدیل کند، در گسترش زبان فارسی، انتقال حافظه فرهنگی و تقویت شناخت ایرانیان از گذشته خود سهمی ماندگار خواهد داشت. هر ایرانی باید دستکم یک بار شاهنامه بخواند. اما این توصیه درصورتی عملی میشود که مردم فرصت و انگیزه لازم برای آشنایی با این اثر را پیدا کنند.بیایید امیدوار باشیم که خانه شاهنامه بتواند چنین مسیری را آغاز کند. شاهنامه میراثی زنده است که میتواند نسل جدید را با زبان، داستانها، تجربههای تاریخی و اندیشههای اخلاقی ایران آشنا کند.