قاب تاریخ| داستان علاقه شاه به لیندا کریستیان
میل داریم او را دوباره ببینیم. معاشرت با او را خیلی دوست داریم.
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به خانم لیندا کریستیان اختصاص دادیم؛ در آرشیوم گشت میزدم که عکسی از خانم لیندا توجهام را جلب کرد. لیندا کیست؟ یکی از زیبارویانی که محمدرضا پهلوی به او ابراز علاقه کرده بود. گریس کلی هم بود اما خب امروز خاصه درباره لیندا مینویسم.

گریس کلی هم بود!
حسین فردوست در کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی به عشق و علاقه شاه به ستارههای سینما و زنان زیبا اشاره میکند و میگوید: «در مسافرتها به آمریکا در نیویورک دو نفر را به شاه معرفی کردم، یکی گریس کلی بود که در آن زمان آرتیست تئاتر بود و دو بار با او ملاقات کرد و محمدرضا به او یکسری جواهر باارزش حدود یک میلیون دلار داد. نفر دوم یک دختر آمریکایی ۱۹ساله بود که ملکه زیبایی جهان بود. محمدرضا چند بار با او ملاقات کرد و به او هم یکسری جواهر داد.»
شاه از من تقاضای ازدواج کرد
یا جایی که ساواک به نقل از روزنامه فرانس دیمانش در سالها بعد (۱۹۷۱) طی مقالهای با عنوان «شاه از من تقاضای ازدواج کرد» از حقیقت ماجرا پرده برداشت: لیندا کریستیان- همسر سابق هنرپیشه مشهور تایرون پاور- دلدادگی و علاقهمندی شاه را نسبت به خود فاش کرد. این روزنامه درخصوص تایید لیندا کریستیان مبنی بر علاقهمندی شاه به او میگوید:
تایرون پاور و نامزدش لیندا کریستین در رم

«…بهطور مثال شاه درباره مطالبی که هنرپیشه هالیوود دربارهاش اظهار کرده، چه فکر میکند؟ لیندا تایید میکند شاه با آنکه با ثریا ازدواج کرده (اوایل دهه 30)، در هالیوود به او اظهار علاقه کرده و این ابراز علاقه طی شامی که به افتخارش ترتیب یافته بود، صورت گرفته است:«من در طرف راست شاه نشسته بودم، پس از آنکه شاه با نگاه مسحورکننده و فراموشنشدنی مدتی به من نگاه کرد، به طرفم خم شد و در گوشم زمزمه کرد:
«میل داریم او را دوباره ببینیم. معاشرت با او را خیلی دوست داریم.» جواب دادم: «اگر درست فهمیده باشم مقصود از کلمه (او) من هستم ولی دقیقا متوجه نشدم که مقصود از کلمه (ما) کیست؟» و صریحا پرسیدم منظور از کلمه (ما) کیست؟ شاه در حال خنده جواب داد: منظور از کلمه «ما» من هستم.» او میگوید به دفعات شاه را ملاقات کرده ولی این دیدارها کاملا دوستانه بوده ولاغیر. » بگذریم... ببینیم این خانم لیندا اصلا چه کاره بود.
از لیندا کریستیان چه میدانیم؟
لیندا کریستیان با نام «بلانکا رزا ولتر» ۱۳نوامبر ۱۹۲۳ (1302 شمسی) در تامپیکوی مکزیک متولد شد. پدرش جرارد ولتر، یک مهندس هلندی بود که برای شرکت نفت شل کار میکرد. خانواده ولتر دو پسر و دو دختر داشتند. خواهر لیندا، آریادنا ولتر هم بازیگر بود. لیندا نهتنها زیبا، بلکه تحصیلکرده و بااستعداد هم بود. او زبانهای هلندی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی را به طور روان صحبت میکرد.
تایرون پاور و لیندا کریستیان _در مراسم اهدای جوایز اسکار در لس آنجلس، کالیفرنیا

خیابان دلفین سبز
در مکزیک با ارول فلین بازیگر آشنا میشود و از آرزویش برای بازیگری در هالیوود میگوید. سال ۱۹۴۷، او اولین نقش مهمش را در فیلم «خیابان دلفین سبز» بازی کرد که در آن لانا ترنر، معشوقه تایرون پاور در آن زمان، بازی میکرد. در طول فیلمبرداری آن فیلم، لانا چهار روز مرخصی گرفت تا به مکزیک پرواز کند، جایی که تای در حال فیلمبرداری فیلم «کاپیتان از کاستیا» بود.
آشنایی با تایرون پاور
کمی پس از حضور در «خیابان دلفین سبز»، لیندا در یک فیلم به نام «تارزان و پری دریاییها» بازی کرد که قرار بود در آکاپولکو فیلمبرداری شود. کاپیتان گروهان کاستیل که پنج ماه در مکزیک بود، از محل قبلی خود در مکزیک به آکاپولکوی مکزیک رفته بود. در آن زمان بود که لیندا با تایرون پاور آشنا شد. چند ماه بعد، سال 1326 شمسی، تایرون در سفر خود به اروپا در رم توقف کردند، جایی که اتفاقا لیندا هم آنجا بود. در هتل، تایرون با لیندا دیدار میکند.
تایرون پاور و همسرش، لیندا کریستیان، در ۲۹ مارس، پس از شرکت در مراسم یکشنبه نخل در کلیسای جامع سنت پاتریک، در خیابان پنجم

او از دیدن دوباره تایرون بسیار شگفتزده میشود و رابطه عاشقانه آنها سرمیگیرد. دیداری که خب سه هفته(!) طول میکشد. وقتی آقای تای، رم را ترک کرد، مطمئن بود که دیگر عاشق لیندا شده است.
ازدواج در سانتا فرانچسکا رومانا
درنهایت تای و لیندا در ۲۷ ژانویه ۱۹۴۹ (1327 شمسی) در کلیسای سانتا فرانچسکا رومانا در مراسمی که عروسی قرن نامیده شد، ازدواج کردند. آنها ماهعسل کوتاهی را گذراندند و پس از آن تای شروع به فیلمبرداری فیلم «رز سیاه» کرد. در طول فیلمبرداری، لیندا متوجه شد که باردار است.
تای بسیار خوشحال بود. اما ماهها بعد، شادی آنها به غم تبدیل شد، چون لیندا چند ساعت پس از یک پرواز بسیار سخت با هواپیما در میان طوفانی سهمگین به خلبانی تای، جنینش که یک پسر بود را در پاریس از دست داد. لیندای بیچاره دو فرزند دیگر را هم از دست میدهد: یک پسر دیگر و سپس یک دختر، حین فیلمبرداری فیلم «چریک آمریکایی» در فیلیپین.
طلاق از تایرون؛ ازدواج با ادموند و تمام!
سال ۱۹۵۱، آنها بالاخره صاحب یک دختر به نام رومینا شدند و از این بابت بسیار هیجانزده بودند. با گذشت زمان، تنشهایی در زندگی مشترکشان ایجاد شد. در طول ساخت فیلم «قمارباز میسیسیپی»، آنها برسر این واقعیت که لیندا فهمیده بود نقشی در فیلم برای او وجود نخواهد داشت، با هم مشاجره کردند. مشکلات مختلفی روی هم انباشته شد و هر دو ناراضی بودند.

تای حالا آماده بود تا از او درخواست طلاق کند، وقتی لیندا به او گفت که منتظر فرزند دیگری است. آنها با هم ماندند و سال ۱۹۵۳، تولد دختری به نام تارین، شادی را به زندگیشان آورد. اما طولی نکشید که در نهایت این زندگی از هم پاشید و لیندا در طول فیلمبرداری فیلم «رامنشده» جدایی خود را اعلام کرد. آنها سال ۱۹۵۵ از هم جدا شدند. سال ۱۹۶۲، لیندا با ادموند پردوم ازدواج کرد، اما این ازدواج ظرف یک سال به پایان رسید. لیندا سرانجام سال ۲۰۱۱ بر اثر سرطان روده بزرگ درگذشت.