۵ بازی شوتر دهه ۲۰۰۰ که گذر زمان از آنها عبور کرد
در ادامه پنج بازی تیراندازی را مرور میکنیم که با وجود نقاط قوت و موفقیتهای مقطعی، گذر زمان تأثیر زیادی بر تجربه آنها گذاشته است. این فهرست بر اساس زمان انتشار بازیها مرتب شده است.
دهه ۲۰۰۰ را میتوان یکی از مهمترین دورههای تاریخ بازیهای تیراندازی دانست؛ دورهای که پس از ظهور آثاری جریانساز مانند Doom، Quake و Half-Life در دهه ۹۰، استودیوهای مختلف تلاش کردند استانداردهای تازهای برای ژانر شوتر تعریف کنند. در این سالها بازیهای زیادی منتشر شدند که هنگام عرضه چشمگیر بودند، اما پیشرفت فناوری، تغییر سلیقه بازیکنان و عرضه دنبالههای بهتر باعث شد برخی از آنها امروز دیگر جذابیت سابق را نداشته باشند.
۱. Call of Duty – 2003

اولین نسخه Call of Duty آغاز یکی از موفقترین مجموعههای تاریخ بازیهای تیراندازی اولشخص بود. این بازی در زمان انتشار توانست با ارائه یک تجربه جنگی سینمایی و تمرکز بر نبردهای جنگ جهانی دوم، به رقیبی جدی برای مجموعههایی مانند Medal of Honor تبدیل شود.
با این حال، بخش زیادی از جذابیت نسخه نخست امروز تحت تأثیر گذر زمان قرار گرفته است. بیش از دو دهه از انتشار بازی میگذرد و طبیعی است که استانداردهای گرافیکی و گیمپلی آن دیگر با نسخههای جدید مجموعه قابل مقایسه نباشد.
جالب اینکه حتی لازم نیست برای مشاهده پیشرفت این مجموعه تا نسخههای جدیدتر صبر کنیم. تنها دو سال بعد، Call of Duty 2 منتشر شد و در بسیاری از زمینهها تجربهای کاملتر ارائه داد. این نسخه حتی امروز نیز در میان طرفداران مجموعه جایگاه ویژهای دارد و بخش چندنفره آن از نقاط قوت بازی محسوب میشود.
۲. BlackSite: Area 51 – 2007

شاید بسیاری از گیمرها ندانند که هاروی اسمیت، طراح شناختهشده بازیهایی مانند Dishonored و Prey، در سال ۲۰۰۷ بهعنوان مدیر خلاقیت اجرایی روی یک شوتر علمیتخیلی کار کرده است. این بازی BlackSite: Area 51 نام داشت و بازیکنان را در برابر گروهی از موجودات فضایی قرار میداد.
بازی ایدههای جالبی داشت که یکی از آنها امکان فرمان دادن به دو همتیمی تحت کنترل هوش مصنوعی بود؛ قابلیتی که میتوانست به عمق تاکتیکی بازی اضافه کند.
با این حال، هوش مصنوعی دشمنان یکی از نقاط ضعف جدی بازی بود و امروز این مشکل بیش از گذشته به چشم میآید. شرایط انتشار بازی نیز چندان به نفع آن نبود؛ چراکه در همان سال آثاری مانند Call of Duty 4: Modern Warfare، Halo 3 و Half-Life 2: Episode Two منتشر شدند و استانداردهای بالایی برای ژانر تعیین کردند.
حتی قرار بود فیلمی سینمایی بر اساس BlackSite: Area 51 توسط Paramount Pictures ساخته شود، اما این پروژه در نهایت کنار گذاشته شد و از سال ۲۰۰۹ اطلاعات تازهای درباره آن منتشر نشده است.
۳. Haze – 2008

Hazeرا میتوان یکی از تلاشهای جاهطلبانه پلیاستیشن برای ساخت رقیبی برای مجموعه Halo دانست. شباهتهای بازی به اثر مشهور مایکروسافت حتی در طراحی ظاهری آن نیز دیده میشد و تبلیغات پیش از عرضه، انتظارات زیادی ایجاد کرده بود.
این موضوع با توجه به سابقه استودیوی Free Radical Design در ساخت مجموعه TimeSplitters اهمیت بیشتری داشت و بسیاری انتظار داشتند تیم سازنده تجربهای قدرتمند در ژانر شوتر ارائه کند.
با این حال، Haze نتوانست انتظارات ایجادشده پیش از انتشار را برآورده کند. البته نمیتوان آن را صرفاً یک بازی کاملاً ناموفق دانست؛ مشکل اصلی این بود که سطح انتظارات از پروژه بسیار بالا رفته بود.
از سوی دیگر، این بازی در شرایط سختی وارد بازار شد. بازیکنان پلیاستیشن ۳ در آن زمان به گزینههای متعددی مانند Call of Duty، Battlefield، Rainbow Six، Medal of Honor و Crysis دسترسی داشتند و Haze برای جلب توجه در چنین رقابتی کار دشواری داشت.
۴. 007: Quantum of Solace – 2008

در طول چند دهه گذشته بازیهای متعددی بر اساس شخصیت جیمز باند ساخته شدهاند، اما GoldenEye 007 همچنان یکی از ماندگارترین نمونههای این مجموعه به شمار میرود. پس از آن نیز بازیهای مختلفی تلاش کردند موفقیت این عنوان را تکرار کنند.
007: Quantum of Solace محصول سال ۲۰۰۸ یکی از این تلاشها بود؛ بازیای که توسط Treyarch ساخته شد، استودیویی که بعدها به یکی از تیمهای اصلی توسعه مجموعه Call of Duty تبدیل شد.
این بازی تنها حدود یک هفته پیش از Call of Duty: World at War منتشر شد و مقایسه میان این دو عنوان، شرایط دشواری را که Quantum of Solace با آن روبهرو بود نشان میدهد.
یکی از مشکلات اصلی بازی، تمرکز زیاد بر مبارزات مسلحانه بود. جیمز باند در آثار مختلف معمولاً تنها به تیراندازی متکی نیست و استفاده از ابزارهای جاسوسی، مخفیکاری، حل معما و مبارزات نزدیک نیز بخش مهمی از هویت این شخصیت را تشکیل میدهد. همین موضوع باعث شد تجربه بازی برای برخی بازیکنان بیش از اندازه به یک شوتر معمولی شباهت پیدا کند.
۵. Duke Nukem Forever – 2011

Duke Nukem Forever از نظر سال انتشار کمی با بازه معمول این فهرست فاصله دارد، اما داستان ساخت طولانی و عجیب آن باعث میشود حضورش در چنین فهرستی چندان دور از ذهن نباشد.
تولید این بازی حدود ۱۴ سال طول کشید و پروژه بارها با تغییرات مختلف و مشکلات توسعه مواجه شد. در نتیجه، زمانی که بازی سرانجام در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، انتظاراتی که طی سالها پیرامون آن شکل گرفته بود بسیار بالا بود.
اما نتیجه نهایی نتوانست این انتظارات را برآورده کند. بازی در کنار برخی لحظات سرگرمکننده، با مشکلاتی در طراحی مراحل، شوخیهای تاریخمصرفشده و بخشهای پلتفرمینگ مواجه بود که با ریتم مورد انتظار از یک شوتر سریع چندان هماهنگ نبودند.
بخش تیراندازی بازی را نمیتوان کاملاً ناموفق دانست، اما در نهایت Duke Nukem Forever نتوانست میراث نسخههای قبلی را ادامه دهد. طولانی شدن روند توسعه نیز باعث شده بود بسیاری از ایدهها و طراحیهای بازی تا زمان انتشار، قدیمی به نظر برسند.
جمعبندی
هر پنج بازی در زمان خود دلایلی برای جلب توجه داشتند؛ از آغاز یک فرنچایز بزرگ در Call of Duty گرفته تا ایدههای علمیتخیلی BlackSite و تلاش Haze برای رقابت با Halo. با این حال، تاریخ بازیهای ویدیویی نشان داده است که نوآوری و کیفیت یک بازی لزوماً تضمین نمیکند که تجربه آن برای همیشه تازه باقی بماند. تغییر استانداردهای فنی، پیشرفت هوش مصنوعی، تحول گیمپلی و عرضه آثار جدیدتر باعث شده برخی از این عناوین امروز بیشتر بهعنوان بخشی از تاریخ بازیها شناخته شوند تا گزینهای جدی برای تجربه دوباره.