کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۹۷۱۹
تاریخ خبر:
مرجوعی ندارید؟

اگر همسر شما در ویترین یک فروشگاه اینترنتی قرار می‌گرفت

اگر همسر شما در ویترین یک فروشگاه اینترنتی قرار می‌گرفت

یک پرسش طنزآمیز در صفحه یک روانکاو، هزاران کاربر را به نوشتن «نقد محصول» درباره همسرشان کشاند. حاصلش ترکیبی از شوخی، گلایه، عاشقانه و دعوای جنسیتی بود

هفت صبح| ‌یک روانکاو به نام آوا نیاز، چندی پیش در اینستاگرام خودش پرسشی ساده و بازیگوشانه مطرح کرد تحت این مضمون که اگر همسرتان را از یک فروشگاه اینترنتی خریده بودید در بخش نظرات آن چه می‌نوشتید؟ این پرسش، شکل و ظاهری طنز و  شوخی داشت، اما به یکی از پربحث‌ترین بخش‌های نظرات این روزهای اینستاگرام فارسی تبدیل شد. کاربران با زبانی آشنا برای هر خریدار اینترنتی، یعنی «اصل بود»، «مطابق عکس نبود»، «مرجوعی ندارین؟» و «دفترچه راهنما نداشت»، تجربه زندگی مشترکشان را در قالب «نقد کالا» نوشتند.  بررسی بخشی از این نظرات نشان می‌دهد که شوخی، لایه بیرونی آنهاست. پشت این واژه‌های فروشگاهی، رضایت و نارضایتی واقعی، دلتنگی، خستگی از زندگی مشترک و حتی سوگ دیده می‌شود.

 

‌پرطرفدارترین نظر؛ سیاست مرجوعی

پربازخوردترین نظرها، بیش از هر چیز درباره «امکان پس‌دادن کالا» بودند. نظری که پرسیده بود «یعنی چی مرجوعی ندارین»، با نزدیک به ۹ هزار و ۷۰۰ پسند در صدر قرار گرفت. پس از آن نظری آمد که با بیش از ۹ هزار و ۵۰۰ پسند، آرزو کرده بود فروشنده کاش کلاهبردار بود و فقط پول را می‌خورد. نظر «این پولا خوردن نداره» هم بیش از ۵ هزار و ۴۰۰ پسند گرفت.


نسخه‌های مختلف همین پرسش در سراسر بخش نظرات تکرار شده است: «شرایط مرجوعی چیه؟»، «بعد از استفاده هم مرجوعی داره؟»، «می‌تونیم کالا رو برگشت بدیم بدون اینکه درخواست وجه کنیم؟». در برخی نظرها خریدار حتی حاضر شده پول هم بدهد تا کالا را پس بگیرند: «شماره کارت بدین یه پولی بزنم خودتون زحمت مرجوعی رو بکشین.» یکی از کاربران با استعاره‌ای خلاصه‌تر نوشت که چون مرجوعی نداشت، مجبور شد عاشقش شود. این جمله شاید بهترین خلاصه نگاه گروهی از کاربران به ازدواج باشد: پیوندی که بازگشت‌ناپذیر است و ناچار باید با آن کنار آمد.

 

به‌جای سالاد شیرازی ماست گذاشته بودن

سومین نظر پرطرفدار، با بیش از ۸ هزار پسند، از قالب کالای معیوب فراتر رفت و تصویر یک سفارش غذای اشتباه را ساخت: به‌جای سالاد شیرازی، ماست فرستاده بودند. شمار زیادی از نظرها در همین دسته قرار می‌گیرند و از فاصله «عکس محصول» تا «کالای تحویلی» گلایه دارند. یک کاربر این فاصله را به تفاوت شلغم و باقلوا تشبیه کرد. دیگری نوشت آمریکایی خواسته بود و چینی رسید، سبز خواسته بود و قهوه‌ای رسید و در پایان «آدم» خواسته بود.

 

ازسوی‌دیگر، گروهی شکایت داشتند که «بسته هنوز نرسیده». نظر «چرا بسته من ارسال نمیشه» بیش از ۵ هزار پسند گرفت. این گروه به‌احتمال زیاد کاربران مجردی بودند که با زبان همین بازی، از انتظار برای ازدواج می‌گفتند. یک کاربر نوشت تا درسش تمام شود «خوب‌ها را برده‌اند» و دیگری از ویترینی گفت که خودش در آن مانده و صاحب فروشگاه فراموشش کرده است.

 

  زبان نرم‌افزار برای توصیف آدم

بخشی از جذاب‌ترین نظرها، رفتار همسر را با واژه‌های دنیای فناوری توصیف کرده بودند. یک کاربر در فهرستی با بیش از ۲ هزار پسند، «نقاط ضعف» را این‌طور برشمرد: گاهی هنگ می‌کند، برای تصمیم‌گیری به زمان پردازش زیادی نیاز دارد و پیش از هر کار تازه، دست‌کم ۴۷ بار می‌گوید «ببینیم چی میشه». دیگران از «آپدیت‌هایی که مرتب می‌آیند؛ اما نسخه بدون باگ هنوز منتشر نشده»، «دکمه سایلنتی که خراب است»، «باتری ضعیف» و «فکتوری‌ریستی که کار نمی‌کند» نوشتند. یک کاربر نوشت گویا روی برد این دستگاه «EQ» یا هوش هیجانی نصب نشده است. بیان مشکلات رابطه با این زبان، آنها را از حوزه شخصی و دردناک به حوزه فنی و قابل خندیدن منتقل می‌کند. ناتوانی همسر در ابراز احساس یا کندی او در تصمیم‌گیری، وقتی «باگ» نامیده شود، تحمل‌پذیرتر به نظر می‌رسد.

 

دفترچه راهنما نداشت

«نبود دفترچه راهنما» یکی از پرتکرارترین مضمون‌ها بود. ده‌ها کاربر به شکل‌های مختلف نوشتند که کالا بدون راهنمای استفاده رسیده است. برخی آن را گلایه دانستند و برخی دیگر آن را به تجربه‌ای از یادگیری تدریجی تبدیل کردند. نظری با بیش از ۴ هزار پسند گفته بود کیفیت موردتأیید است، اما کار با آن سخت بود و نویسنده پس از چند سال تازه دارد یاد می‌گیرد. کاربر دیگری نوشت کار با آن را به‌مرور یاد گرفته و حالا «عصای دستش» شده است. یک نفر هم از «مسئولین کارخانه» گلایه کرد که در روش استفاده دخالت می‌کنند. اشاره این نظر به خانواده همسر برای بیشتر خوانندگان آشنا بود.

 

فقط یکی موجود بود

بخش قابل‌توجهی از نظرها عاشقانه بودند. پرتکرارترین الگو در این گروه، تأکید بر یکتایی همسر بود: «فقط یکی موجود بود و خداروشکر نصیب من شد»، «آخریش بود من بردم». برخی کاربران با همین منطق از نوشتن نقد خودداری کردند. یکی نوشت وقتی کالا فقط یک نسخه دارد، نظر او به کار کسی نمی‌آید. دیگری گفت اگر می‌نوشت، نقد منفی می‌نوشت تا کسی نفهمد چه جواهری در دست اوست. برخی نظرها طولانی و صمیمی بودند. یک کاربر از دوازده سال زندگی با همسری «کم‌توقع، خوش‌اخلاق و به‌شدت وفادار» نوشت. دیگری ایراد همسرش را این دانست که چرا زودتر پیدایش نکرده است. یکی هم با زبانی کنایه‌آمیز امتیاز کم کرد، چون کالا دیر رسیده بود و سال‌های پیش از آن به بطالت گذشته بود.

 

وقتی شوخی به سوگ و ندامت رسید

در میان این نظرها، چند نوشته از قالب طنز بیرون رفتند. کاربری نوشت محصول خیلی خوب بود، اما خدا آن را از او گرفت. در نظری دیگر که از بلندترین نوشته‌های این صفحه است، نویسنده با همان زبان کالا از همسری گفت که هرچه برای شکستنش کرد «لب‌پر» شد اما نشکست و حتی او را زخمی نکرد. او از ترس روزی نوشت که «تاریخ انقضای» این کالا برسد، و در پایان اعتراف کرد که فروشنده «کلاه سرش گذاشته»، چون کالا هزاران بار بهتر از وعده‌اش بود. این نوشته نشان می‌دهد که قالب طنز گاهی بستری برای بیان پشیمانی‌هایی فراهم می‌کند که شاید در گفت‌وگوی مستقیم مطرح نمی‌شدند.

 

   دعوای جنسیتی در بخش نظرات

باوجوداینکه پرسش اولیه از نظر جنسیتی خنثی بود، بیشتر نویسندگان نظرها زنانی بودند که درباره شوهرانشان می‌نوشتند. همین موضوع دعوای همیشگی جنسیتی را دوباره به راه انداخت. نظری با بیش از ۶۰۰ پسند گفت خواندن نظرها «ذات واقعی اکثر خانم‌ها» را نشان می‌دهد. کاربر دیگری از مردانی تقدیر کرد که به گفته او حتی به شوخی چیزی علیه همسرشان نمی‌گویند. یک مرد هم در نظری بلند یادآوری کرد که همسر خریدنی نیست و او را «با قلب و روح» انتخاب کرده است.  در مقابل، کاربرانی این برداشت را رد کردند. یکی پرسید اگر مردها این‌قدر بدند، چرا همه دنبال شوهرند. دیگری با طنز نوشت آن‌هایی که تعریف کرده‌اند، «با سیاست‌اند» و می‌دانند همسرشان نظرشان را می‌بیند. گروهی هم نگران بودند: «اگه همسراتون کامنتاتونو ببینن چی؟»

 

بخشی از این واکنش‌ها هم به خود روانکاو برگشت. چند کاربر با لحنی تند و توهین‌آمیز او را به دلیل طرح این پرسش و مقایسه همسر با کالا سرزنش کردند. چند نظر هم صرفاً حاوی ناسزا بودند. حتی تبلیغ یک داروی گیاهی بی‌ارتباط نیز به میان نظرها راه یافته بود که نشان می‌دهد بخش نظرات پربازدید اینستاگرام چگونه به میدانی برای همه چیز تبدیل می‌شود.

 

چرا این پرسش اینقدر گرفت؟

راز گسترش این پست را می‌توان در دو چیز دید. نخست، زبان مشترک: تقریباً همه کاربران ایرانی دست‌کم یک‌بار در فروشگاه اینترنتی خرید کرده‌اند و با ادبیات آن، از «اصل بود ممنون» تا «موجود شد خبرم کن»، آشنا هستند. دوم، فاصله امنی که این قالب ایجاد می‌کند. از منظر روان‌شناختی، طنز اغلب راهی است برای گفتن چیزهایی که مستقیم گفتنشان دشوار است. وقتی گلایه از بی‌توجهی همسر به شکل «خدمات پس از فروش پاسخگو نیست» نوشته شود، هم شنیده می‌شود و هم کمتر زخم می‌زند.

 

شاید جالب‌ترین نکته این باشد که در میان این‌همه شوخی، تصویری ناخواسته از زندگی مشترک در جامعه امروز شکل گرفت: انتظاراتی که پیش از ازدواج «در عکس» دیده می‌شد، مهارت‌هایی که هیچ دفترچه‌ای آموزش نمی‌داد، و عشقی که برای برخی باگذشت سال‌ها پررنگ‌تر و برای برخی دیگر به یک «کاش مرجوعی داشت» تبدیل شده است. یکی از کاربران که هنوز ازدواج‌نکرده، شاید حال بسیاری از خوانندگان را بیان کرد: نظرها آن‌قدر متفاوت است که مانده‌ام سفارش بدهم یا نه.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۹۷۱۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر