کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۴۵۹۷۳
تاریخ خبر:
گزارشی درباره عدالت دیجیتال، مطالبه‌ای که سال‌ها بی‌پاسخ مانده است

سیم‌ کارت سفید‌ | دو ‌دنیای اینترنتی در یک جامعه واحد

سیم‌ کارت سفید‌ | دو ‌دنیای اینترنتی در یک جامعه واحد

میلیون‌ها شهروند برای دسترسی به اطلاعات علمی و شبکه‌های جهانی با فیلترینگ و اختلال مواجه هستند، در حالی که برخی بدون محدودیت کار می‌کنند

هفت صبح، رضا نیکنام|  در سال‌هایی که گذشت، سیاستگذاری در حوزه اینترنت در ایران چنان معیوب و چندپاره طراحی شد که امروز نتیجه‌اش هر چه هست، سامان‌دهی فضای مجازی نیست. در واقع مسئله اکنون شکل‌گیری «داستان دو اینترنت» است. اینترنتی برای مردم و اینترنتی برای برخی صاحبان قدرت، نمایندگان مجلس، اعضای هیئت دولت، مدیران نهادها و موسسه‌های رسمی، برخی از اهالی فرهنگ و هنر که کارشان با اخلال مواجه نشود.

 

چندین سال است مطالبه رفع فیلترینگ به‌صورت مستمر و بی‌وقفه از سوی مردم، کارشناسان و فعالان اقتصادی و فرهنگی مطرح می‌شود، اما این مطالبه هرگز به نتیجه نرسیده است. در مقابل همان ساختار سیاستگذاری که بر ضرورت محدودسازی اینترنت برای عموم پافشاری می‌کند، در عمل راه‌هایی گشوده تا نمایندگان مجلس و مدیران دولتی و برخی دانشگاهیان، استادان، فعالان فرهنگی، هنرمندان و حتی برخی روزنامه‌نگاران به‌تدریج به اینترنت‌هایی بدون فیلتر و بدون محدودیت دسترسی پیدا کنند.

 

منطق اولیه این طرح، «تسهیل فعالیت حرفه‌ای» برای برخی مشاغل و نهادها بود. اینکه پژوهشگر بتواند منابع علمی را بدون مانع بیابد، خبرنگار بتواند اخبار را دنبال کند، تحولات جهانی را پیگیری کند، یا مدیر دولتی برای امور اداری دچار اختلال نشود. اما همین تبعیض ساختاری در عمل به شکاف تازه‌ای دامن زده است.

 

شکافی که امروز در جامعه دو قطبی ایران به یکی از جدی‌ترین محورهای نقد تبدیل شده است. پرسش عمومی این است که چرا باید بخشی از جامعه از امتیازی برخوردار باشد که برای دیگران ممنوع است؟ چگونه ممکن است میلیون‌ها شهروند برای انجام ساده‌ترین امور دیجیتال با فیلترینگ دست‌وپنجه نرم کنند، اما کسانی که اتفاقا بلندترین صدای مخالفت با رفع فیلترینگ را دارند از جمله برخی نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی تندرو  و اعضای شورای عالی فضای مجازی خودشان از اینترنت آزاد بهره‌مند باشند؟

 

این تناقض، سیاستگذاری فرهنگی در حوزه اینترنت را به نقطه شکست رسانده است. اکنون با توجه به حساسیت‌های جامعه این مسئله مطرح می‌شود که آیا زمان رفع فیلترینگ فرا نرسیده است؟ دولت بالاخره نمی‌خواهد به این مسئله ورود کند؟ چه زمانی بالاخره فصل مشترکی رقم خواهد خورد که در آن، دسترسی آزاد به اینترنت حق طبیعی همه شهروندان باشد؟

 

فصل اول

‌یک ایران، دو دنیای مجازی

تصور کنید در خیابانی قدم می‌زنید که در یک سوی آن، مغازه‌ها پر از کالاهای متنوع و رنگارنگ است و شهروندان آن سمت، آزادانه هرچه می‌خواهند برمی‌دارند. اما شما در سوی دیگر، پشت دیواری بلند و نامرئی ایستاده‌اید و تنها می‌توانید به فهرست محدودی از پشت شیشه نگاه کنید. این، استعاره‌ای دقیق از وضعیت کنونی فضای مجازی ایران است. از یک سو، شهروند عادی با اینترنت فیلترشده و کند دست و پنجه نرم می‌کند و از سوی دیگر، دارندگان سیم‌کارت سفید در دنیایی بدون مرز و محدودیت، به‌هر اطلاعات و پلتفرمی دسترسی دارند.

 

در دفتر تاریخ دیجیتال ایران، نامه‌هایی با مهر «ویژه» وجود دارد که تنها به دستان خاصی می‌رسد. این مسئله از سال‌هایی آغاز شد که طرح اینترنت طلایی یا خاص نخستین بار در زمان حسن روحانی، در دوره دولت یازدهم و دوازدهم به صورت سازمان‌یافته کلید خورد. در آن دوران، این امتیاز به ظاهر برای «مدیران ارشد»، «برخی نمایندگان» و «اصحاب رسانه» توجیه می‌شد.  

 

اما ماجرا در دوره ابراهیم رئیسی  به کلی وارد فاز جدیدی شد. سیم‌کارت‌های سفید در این برهه به شکلی گسترده‌تر و نظام‌مندتر توزیع شد. اکنون افشای لیست دارندگان این سیم‌کارت‌ها که از ابتدای آذرماه و به لطف عضویت مسئولان و نمایندگان «خط سفیدی» در شبکه ایکس رخ داده، پرده از یک تناقض بزرگ برداشته است.

 

چگونه افرادی که در صحن علنی مجلس و در فضای سیاسی با قاطعیت از ضرورت فیلترینگ و طرح صیانت دفاع می‌کردند، در خلوت دیجیتال خود  از در پشتی این دیوار عبور کرده بودند؟   امروز، این پرونده از یک «امتیاز اداری» به یک «مطالبه ملی برای عدالت»تبدیل شده است. اعتراضات درون مجلس و بیرون از آن دیگر تنها درباره دسترسی به اینستاگرام نیست. درباره یک اصل بنیادین است؛ قانون باید برای همه یکسان باشد.

 

فصل دوم

   آمارهایی که گویای یک حقیقت تلخ هستند

اگرچه آمار رسمی و شفافی از تعداد دقیق این سیم‌کارت‌ها در دسترس نیست، اما برآوردهای غیررسمی از فعال بودن حدود ۱۵۰هزار تا ۲۰۰هزار سیم‌کارت سفید در کشور حکایت دارد. چند درصد از این شماره‌ها واقعا در دست اتباع خارجی یا آنهایی است که به ضرورت شغل یا فعالیت‌هایشان نیاز به دسترسی به اینترنت بدون فیلتر یا همان سیم کارت سفید دارند؟ 

 

فصل سوم

   چرا این تبعیض، یک زخم کهنه است؟

ایرانی‌ها این روزها به صراحت و البته با عصبانیت می‌پرسند؛ چرا آن دانشجو برای دسترسی به منابع علمی روز جهان، آن پزشک برای مشارکت در کنفرانس‌های بین‌المللی، آن تاجر برای رقابت در بازار جهانی و آن روزنامه‌نگار برای درک تحولات جهان، باید از این دیوار بلند فیلترینگ عبور کند، در حالی که عده‌ای خاص، بی‌دغدغه و با هزینه‌ای ناچیز، از این امتیاز بهره می‌برند؟

 

این مسئله‌ صرفا رفاهی نیست و مسئله، «عدالت» در دسترسی به «فرصت‌ها» است. دسترسی به اطلاعات در دنیای امروز، مساوی با دسترسی به آموزش، پیشرفت شغلی، توسعه‌  کسب‌وکار و مشارکت جهانی است. وقتی این مسیر برای عده‌ زیادی بسته می‌شود، در واقع شکافی عمیق در مسیر توسعه‌ و پیشرفت فردی و ملی ایجاد شده است.

 

فصل چهارم

   پرسش‌هایی بی‌پاسخ و یک مطالبه عمومی

اکنون افکار عمومی می‌پرسد در فهرست دارندگان واقعی این سیم‌کارت‌ها چه کسانی قرار گرفته‌اند و بر اساس چه معیار شفافی این امتیاز به آنان اعطا شده است؟ آیا نظارتی مستقل بر توزیع و استفاده از این سیم‌کارت‌ها وجود دارد یا این فرآیند در هاله‌ای از ابهام و روابط شخصی پیچیده شده است؟اگر دسترسی بدون فیلتر برای عده‌ای «بی‌خطر» و «مفید» قلمداد می‌شود، چرا این امتیاز به قشرهای مختلف از جمله اهالی کسب‌وکار تعمیم داده نمی‌شود؟

 

فصل پنجم

    پیامدهای ویرانگر یک سیاست دوگانه

این تبعیض، می‌تواند عاملی برای ایجاد شکاف اجتماعی و احساس محرومیت نسبی و  به بی‌اعتمادی عمومی نسبت به نهادهای حاکمیتی باشد. وقتی مردم ببینند که قانون برای همگان یکسان اجرا نمی‌شود، حس تبعیض و ناعدالتی، بنیان‌های اعتماد اجتماعی را سست می‌کند.این سیاست، ناخواسته به تقویت «فرهنگ دور زدن قانون» مشروعیت می‌بخشد. یعنی اگر راه رسمی برای رفع یک نیاز مشروع وجود نداشته باشد، مردم می‌توانند به راه‌های غیررسمی و گاه پرخطر روی بیاورند.

 

فصل ششم

   فریادها و زمزمه‌ها؛ روایت مردم و کارشناسان 

یک دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه شریف در این باره به «هفت صبح» می‌گوید:« من برای دانلود یک مقاله علمی ساده از یک پایگاه معتبر بین‌المللی، باید ساعت‌ها با  فیلترشکن‌‌های بی‌ثبات و کند کلنجار بروم، در حالی که احتمالاً فرزند همسایه ما که شنیده‌ام پدرش در فلان سازمان پست مهمی دارد، با سیم‌کارت سفید آزادانه در یوتیوب دوره‌های آموزشی تخصصی می‌بیند یا فیلم و موسیقی دانلود  می‌کند یا به هر سایت ممنوعه‌ای سرکی می‌کشد!. این سیستم، خودش به مانعی برای  پیشرفت ما  بدل شده است.»

 

صاحب  یک کسب‌وکار اینترنتی کوچک در تهران به «هفت‌صبح» می‌گوید:«رقابت ما در بازار جهانی شوخی است! برای ارتباط با مشتریان خارجی، واتساپ و اینستاگرام ضروری است. من ماهیانه مبلغ گزافی بابت فیلترشکنی می‌پردازم که مدام قطع و وصل می‌شود و به این دلیل اعتماد مشتری را از بین می‌برد، این در‌حالی است که برخی رقبای ما که با افرادی از ما بهتران ارتباط دارند، به راحتی از سیم‌کارت‌های سفید استفاده می‌کنند. این رقابتی ناعادلانه است که با دست خود دولت ایجاد شده.»

 

فصل هفتم

ظهور«آلیگارشی» ایرانی

محمدعلی الستی، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس ارتباطات، اما معتقد است که باید موضوع را منظری عمیق‌تر نگاه کرد. وی در گفت‌وگو با «هفت‌صبح» می‌گوید: اصولا از گذشته نظام سیاسی ما به سه گروه کلی تقسیم می‌شده است. اول؛ نظام سیاسی دموکراتیک یا مردمسالاری که قدرت دست مردم و طیف حاکم مردمی و طبقه کارگری بود.

 

نظام دوم، شامل سیستمی بود که در آن گروهی از صاحبان پست و مقام براساس سلسله مراتب، حکمرانی می‌کردند و نظام بروکراتیک را تشکیل می‌دادند و بالاخره گروه سوم که تکنوکرات‌ها  هستند و معتقدند که به جای انتخاب سیاستمداران یا مدیران کسب‌وکارها (که معمولا یکی از این دو گروه در فهرست کاندیداها قرار می‌گیرند) باید کسانی در مسند امور قرار بگیرند که بالاترین دانش تخصصی را در حوزه خود دارند.

 

وی با ذکر اینکه حاکمیت «مطلق» هر کدام از این سه طیف می‌تواند عوارضی را برای حکمرانی جامعه به دنبال داشته باشد، ادامه می‌دهد: شاید بهترین گزینه در این میان، حاکمیت نظام«شایسته سالاری» باشد که در آن تلاش می‌شود تا از قابلیت‌های هر سه طیف یاد شده استفاده شود. در کشور ما و در سال‌های اخیر به نظر می‌رسد یک نظام سیاسی خاصی حاکم شده که نمادی از «ناشایسته سالاری» است؛ بدین معنا که از رانت‌ها و انحصاراتی استفاده می‌کند تا منافع طیف خاصی از جامعه یعنی طبقه «الیگارشی»٭ را که با رئوس قدرت ارتباط فامیلی و خانوادگی داشته و توانایی مهره چینی دارند و در عین حال اکثرا هم ثروت‌های آنچنانی دارند را تامین کنند.

 

این جامعه شناس ارتباطات با تاکید براینکه این گروه‌ها کسانی هستند که همه جای دنیا دیده می‌شوند اما در جهان سوم حضورشان پررنگ‌تر است، تصریح می‌کند: این گروه‌ها که معمولا از مصونیت‌های قضایی برخوردارند و در عین حال تافته جدا بافته از جامعه هستند و از رانت‌ها و حقوق انحصاری فراوانی هم برخوردارند، می‌توانند به طور نانوشته از هر مزیتی که برای گروهی تعریف می‌شود برای خودشان هم استفاده کنند. مثلا اگر قرار می‌شود که اینترنت برای گروهی از اساتید و دانشجویان و محققان و خبرنگاران بدون فیلتر شود، آنها نیز باید در آن سهم قابل توجهی داشته باشد. در واقع نباید از چنین رخدادهایی در جامعه تعجب کرد!  

 

فصل هشتم

   افشای بزرگ؛ وقتی قانون‌گذاران، خود در حاشیه‌ قانون می‌ایستند

این بار، دیگر بحث بر سر شایعات مبهم یا زمزمه‌های غیررسمی نیست. پرده‌ها کنار رفته و تصویری روشن از نابرابری در دسترسی به اینترنت آشکار شده است. گزارش‌های متعدد و تاییدشده نشان می‌دهد که سیم‌کارت‌های سفید سال‌هاست در اختیار طیفی از مسئولان و به‌ویژه قانون‌گذاران قرار گرفته است. یعنی افرادی که خود طراح، ناظر و مدافع سیاست‌های فیلترینگ در کشور هستند. این تناقض، نقطه تمرکز انتقادهای تازه‌ای شده که به سرعت در افکار عمومی گسترش یافته است.

 

در روزهایی که بسیاری از شهروندان برای انجام امور تحصیلی، کاری و ارتباطی با فیلترینگ و اختلال‌های پی‌درپی درگیرند، بسیاری از نمایندگان مجلس و موافقان فیلترینگ از اینترنت بدون فیلتر و بدون محدودیت استفاده می‌کنند. نکته قابل‌تامل اینجاست که این دسترسی ویژه به‌طور سیستماتیک برای مجلس فراهم بوده است و در مقابل هیچ گزارش رسمی‌ از الزام یا معیار مشخص برای دریافت آن ارائه نشده است. 

 

بنابراین اگر اینترنت بدون فیلتر برای قانون‌گذاران به‌دلیل نیازهای حرفه‌ای، بررسی منابع بین‌المللی یا ارتباط با جهان ضروری است، پس چگونه همین ضرورت برای همه شهروندان نادیده گرفته می‌شود؟  اگر اینترنت آزاد برای آنان «مفید و بی‌خطر» است، چرا برای عموم مردم «خطرناک» تلقی می‌شود؟ این تضاد عمیق، نشان دهنده شکاف میان قوانینی که نوشته می‌شود و واقعیت‌هایی که در پشت درهای بسته اجرا می‌شود.  

 

فصل نهم

   تحلیل پاسخ‌ها و ادعاهای متعارض   

جالب اینجاست که در صفحه دیگری از این پرونده جنجالی، اخیرا یکی از نمایندگان مجلس، «الف – ث»، با انتشار توضیحاتی، ادعاهای مطرح‌شده درباره استفاده از «سیم‌کارت سفید» و «تلفن آیفون» را به شدت تکذیب کرده است. تحلیل این توضیحات، خود گویای حقایق تازه‌ای است. تکذیب یا تایید غیرمستقیم؟ ثابتی در توضیحات خود بر دو نکته تاکید دارد. یکی استفاده نکردن از گوشی آیفون و دیگری استفاده نکردن از «خط سفید» و البته اشاره به استفاده از «وارپ»، «مسک» و «سرورلس» برای عبور از فیلترینگ!

 

و بالاخره اینکه مطالبه نهایی تجدید نظر فوری در سیاست‌های حکمرانی فضای مجازی و سیستم‌های هوشمند دولتی، با اولویت قرار دادن «عدالت» و «منافع عمومی» است. اگر امروز در برابر سیم‌کارت سفید سکوت کنیم، فردا باید شاهد ظهور «کارت‌سوخت سفید»، «بسته معیشتی سفید»، و «پزشک سفید» باشیم.

 

٭ الیگارش‌ها که اساسا اصطلاحی روسی است، کسانی هستند که ثروتشان مافوق تصور است و با کسانی که قدرت را در دست دارند ارتباط بسیار نزدیکی دارند و البته اکثر ثروتشان را نیز از همین طریق به دست آورده‌اند. طیفی که در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های حاکمیتی نقشی موثر اما غیرمستقیم دارند. اصطلاحی که چند سالی است از مرزهای روسیه فراتر رفته و در نظام‌های سیاسی جهان جا افتاده است.

 

برای پیگیری اخباراجتماعیاینجا کلیک کنید.
کدخبر: ۶۴۵۹۷۳
تاریخ خبر:
ارسال نظر