کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۲۲۲۹۷
تاریخ خبر:
روایت دکمه‌هایی از الماس و زمرد بر لباس پادشاه هخامنشیان

ردای زرین کوروش در پاسارگاد

ردای زرین کوروش در پاسارگاد

درگاه‌های پاسارگاد نقوشی در خود دارند؛ گاهی چهره شاه با خدمتکار مگس‌پران، گاه حیوانات اساطیری و گاه نخستین هدیه‌آوران دربار

هفت صبح|  در دل دشت پاسارگاد، اندکی دورتر از آرامگاه کوروش، بنایی قرار دارد که هنوز هم می‌تواند روایتگر زندگی خصوصی و روزمره پادشاه هخامنشی باشد. کاخی که ۱۳۰۰ متر آن‌سوتر از آرامگاه ساخته شده، با تالار مرکزی و دو ایوان در شرق و غرب، روزگاری اقامتگاه کوروش بوده است.

 

درگاه‌های این کاخ با نقش‌هایی آراسته شده‌اند که شاه را در ردای بلند و چین‌دار نشان می‌دهند؛ ردایی که دکمه‌های زرین آن زمانی برق می‌زده و چتر‌دار یا خدمتکاری در کنار او ایستاده است. از بسیاری از این تزئینات تنها تکه‌هایی بر جا مانده، اما همان اندک نیز تصویری زنده از شأن و شکوه کوروش ارائه می‌دهد.

 

 معدن مرموز سنگ ناشناخته 

جرزهای سیاه‌رنگ درگاه‌ها از سنگی ساخته شده‌اند که هنوز منبع اصلی آن ناشناخته مانده است. فرهاد زارعی، باستان‌شناس، می‌گوید نخستین کاوش‌های علمی در این کاخ بین سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۱ توسط هرستفلد و اشمیت انجام شد و آثاری از نقاشی و اندود گچ در آن پیدا کردند.

 

به گفته او، بیشتر درگاه‌های پاسارگاد نقوشی در خود دارند؛ گاهی چهره شاه با خدمتکار مگس‌پران، گاه حیوانات اساطیری و گاه نخستین هدیه‌آوران دربار. بر ردای کوروش هنوز می‌توان سوراخ‌هایی دید که روزگاری جای ورقه‌های طلا و نگین‌هایی چون زمرد و الماس بوده است؛ تزئیناتی که در طول سده‌ها از دل سنگ جدا شده‌اند.

 

 مرمت کاخ کوروش

محمد حسینی گورجی، کارشناس مرمت آثار تاریخی، درباره سرگذشت بازسازی این کاخ یادآور می‌شود که نخستین تلاش‌ها پیش از انقلاب آغاز شد. در آن زمان، دکتر سامی و گروهش برای استحکام‌بخشی به بنا از سیمان و مفتول‌های آهنی استفاده کردند؛ مصالحی که امروز می‌دانیم به سنگ‌ها آسیب رسانده‌اند، اما اگر آن اقدامات ابتدایی صورت نمی‌گرفت، احتمالا چیزی از نقش‌ها باقی نمی‌ماند. او می‌افزاید: برای کاهش فشار سیمان‌ها بخشی از آنها تراشیده و به‌جای آن ملات آهکی کار گذاشته شده است تا همخوانی بیشتری با رنگ و بافت اصلی بنا داشته باشد.

 

 آفتاب دشمن آثار باستانی

تابش مستقیم آفتاب در سال‌های اخیر بر شدت آسیب‌ها افزوده بود. به همین دلیل، تیم مرمت سایه‌بان‌هایی طراحی کرد که با ورق‌های پلی‌کربنات نور و حرارت را کنترل می‌کنند، بی‌آنکه بنا را در تاریکی فروبرند. حسینی می‌گوید: «یک سال زمان برد تا ترکیب مناسب مصالح شناسایی شود و از میان ۱۳ نوع آهک وارداتی تنها یک مدل توانست نیاز مرمت را برآورده کند؛ آن هم با عمر مفید پنج‌ساله.» به همین خاطر، کف و دیوارهای این کاخ در فصل‌های بهار و پاییز دوباره جمع‌آوری و اندود می‌شوند؛ تلاشی پیوسته برای زنده نگه‌داشتن بخشی از شکوه نخستین پایتخت هخامنشی.

 

   کاخی به شکل H

پاسارگاد نه تنها نخستین پایتخت هخامنشیان که موزه‌ای زنده از شیوه معماری و هنر در آغاز دوره امپراتوری ایران است. در کاخ اختصاصی، ترکیب سنگ‌های سپید و سیاه و استفاده از حجاری‌های ظریف، نشان می‌دهد که چگونه هنرمندان زمان کوروش کوشیده‌اند فراتر از کارکرد یک بنای مسکونی، تصویری از عظمت شاهنشاهی بسازند. این کاخ به شکل حرف H طراحی شده و چنین الگویی در معماری باستانی ایران کم‌نظیر است؛ الگویی که هم کارکرد اقامتگاه سلطنتی را برآورده می‌کرد و هم نوعی نماد قدرت و سامان یافتگی به‌شمار می‌آمد.

   

زندگی و حیات در معماری کاخ‌ها

از سوی دیگر، کاخ اختصاصی کوروش تنها بخشی از یک مجموعه بزرگ‌تر است که دربرگیرنده باغ‌های سلطنتی، کاخ‌های درباری و آرامگاه اوست. ارتباط فضایی میان آرامگاه و این کاخ، نوعی گفت‌وگوی نمادین میان مرگ و زندگی را رقم می‌زند: آرامگاه برای جاودانگی و کاخ برای حیات روزمره و حکمرانی. چنین پیوندی باعث شده است که محققان، پاسارگاد را نه صرفا مکانی تاریخی بلکه «بیانیه‌ای سنگی» درباره فلسفه پادشاهی کوروش بدانند.

 

جزئیات ظاهرا کوچک مثل دکمه‌های طلایی یا جای نگین‌های رنگین، نشانه‌ای از این اندیشه‌اند. چرا که برای کوروش، شکوه ظاهری صرفا نمایش قدرت نبود، بلکه نوعی مشروعیت‌بخشی هنری و فرهنگی به فرمانروایی به شمار می‌رفت. اگرچه امروز تنها سوراخ‌های خالی از آن تزئینات باقی مانده، همین نشانه‌های ناقص هم می‌توانند مخاطب را به تخیل وا دارند و عظمت گمشده‌ای را بازسازی کنند.

   

کار دشوار مرمتگران 

مرمتگران نیز امروز در برابر پرسشی مشابه قرار دارند: چگونه می‌توان بدون افزودن چیزی غیراصیل، شکوه اولیه بنا را حفظ کرد؟ انتخاب ملات‌های آهکی و طراحی سایه‌بان‌های نیمه‌شفاف، پاسخی به همین پرسش است؛ تلاشی برای حفظ اصالت و در عین حال حفاظت. این کار البته به چرخه‌ای مداوم از مراقبت و بازسازی نیاز دارد. همان‌طور که حسینی می‌گوید، «هر بهار و پاییز باید لایه‌های تازه‌ای جایگزین شود؛ گویی پاسارگاد هم مثل موجودی زنده، به مراقبت پیوسته نیاز دارد.»

 

ایستادن در برابر درگاه‌های کاخ اختصاصی و نگاه به چهره محو‌شده شاه و خدمتکارش، احساسی دوگانه برمی‌انگیزد: از یک سو غرور از میراثی که هنوز هم جهانیان را به تحسین وا می‌دارد و از سوی دیگر اندوه برای آنچه زمان و غفلت انسان‌ها از میان برده است. پاسارگاد یادآور این واقعیت است که تاریخ اگرچه در سنگ حک می‌شود، اما برای بقا نیازمند دستان مراقب نسل‌های بعدی است.

 

تازه‌ترین تحولاتاجتماعیرا اینجا بخوانید.
کدخبر: ۶۲۲۲۹۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر