هفت صبح| برخی نمایندگان مجلس خبر از تخصیص اعتبار برای تکمیل سد سجادرود در بخش بندپی شهرستان بابل می‌دهند. سدی که تشریفات قانونی ساخت آن در سال 98 به پایان رسید و از نگاه فعالان محیط زیست، تیر خلاصی بر پیکر نظام آبی سنتی منطقه یعنی آب‌بندان‌هایی است که نیازهای جامعه محلی را برآورده می‌کنند. اگرچه کارشناسان آب نیز با جامعه محلی هم نظر هستند اما تلاش یک بهره‌بردار معدن شن و ماسه برای برداشت از معدنی که در مخزن این سد واقع شده است، نگرانی‌ها درباره تاثیر مضاعف تبعات اجرای این پروژه عمرانی بر حقابه پایین دست را بیشتر می‌کند.

 

سیدمصطفی میرتبار فرماندار بابل از تزریق بیش از ۱۷۰۰ میلیارد تومان اعتبار ملی به پروژه‌های این شهرستان خبر می‌دهد. قرار است بخشی از این منابع صرف ساخت سد سجادرود شود تا برای مدت 40 سال آب پایدار مورد نیاز مردم را تامین کند. برخی نمایندگان مجلس هم از تخصیص مجموعا 130 میلیارد تومان اعتبار از ردیف‌های مختلف برای تکمیل سد سجادرود خبر می‌دهند تا کلنگ اجرایی شدن این پروژه به زمین بخورد. خبری که جامعه محلی را نگران نظام آبی سنتی بابل و تامین حقابه‌های پایین دست می‌کند.

 

بابل، شهر آب‌بندان‌ها


جواد یعقوب‌زاده، فعال محیط زیست یکی از افرادی است که در گفت‌وگو با هفت صبح، نگرانی‌اش درباره تامین حقابه آب‌بندان‌ها به‌عنوان نظام سنتی تامین کننده آب در بابل را مطرح می‎کند.به گفته او، در این شهرستان 60 هزار هکتار زمین زیر کشت برنج است که این اراضی رکن مهمی در تامین امنیت غذایی کشور به شمار می‌رود؛ بنابراین باید برای تامین آب این زمین‌ها، برنامه داشته باشیم. در حال حاضر آب این شالیزارها توسط 200 آب‌بندان تامین می‌شود و ساخت سد سجادرود می‌تواند بر تامین حقابه این تالاب‌ها که منبع اصلی آب کشاورزی هستند، تاثیر بگذارد.به گفته یعقوب‌زاده در سجادرود اصلا برف نداریم و این منطقه از رشته کوه‌های کوتاهی تشکیل شده که بلندترین قله آن سه هزار متر هم ارتفاع ندارد. چشمه‌های جنگلی مهمترین منبع تامین آب شرب و کشاورزی بابل به شمار می‌روند اما برنامه‌ای برای حفظ این چشمه‌ها وجود ندارد.او معتقد است که مهمترین منبع تامین آب منطقه جنگل‌ها هستند و اگر این اکوسیستم از دست برود مردم آبی در اختیار نخواهند داشت و نزولات آسمانی در قالب سیل از دست می‌رود.

 

دخالت در کارکردهای آب‌بندان‌ها


این فعال محیط زیست با تاکید بر دستکاری نظام هیدرولوژیکی آب در نتیجه سدسازی، دخالت‌های جهاد کشاورزی و تبدیل آب‌بندان‌ها به محل‌هایی برای پرورش ماهی را عاملی برای از دست رفتن کارکردهای این ذخیره‌گاه‌های آب معرفی می‌کند. زیرا نظام پوشش گیاهی موجود در آب‌بندان‌ها و پوشیده بودن سطح آنها از نیلوفرهای آبی، میزان تبخیر در این محیط را به حداقل می‌رساند در حالی که مهمترین چالش در سدهای کشور، مسئله کنترل تبخیر آب است. 
او تاکید می‌کند که احداث سدها در بالادست نظام آبی را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ در حالی که آب‌بندان‌های پایین دست، بدون تخریب نظام طبیعی آب، به نیازهای آبی جامعه محلی پاسخ می‌دهد؛ البته اگر برنامه خوبی برای آنها تدوین شود.

 

مخاطرات سد سجادرود برای شهر گلیا


به گفته این فعال محیط زیست، سد سجادرود در بالادست منطقه گلیا ساخته می‌شود و اگر به هردلیلی این سد شکسته شود، می‌تواند برای منطقه گلیا خطرساز باشد. او اگرچه سد را ابزاری برای پاسخ به نیازها معرفی می‌کند اما بر این باور است که با سدسازی نظام آبی یک سرزمین تضعیف می‌شود و راهکاری که برای حل مشکل آب در نظر می‌گیریم، هزار مسئله دیگر ایجاد می‌کند. در حالی که می‌توانستیم سدهای کوچک‌تر با تاثیر هیدرولوژیکی کمتر در طبیعت بسازیم و جنگل و آب‌بندان‌ها را تقویت کنیم.

 

تلاش برای برداشت معدن شن و ماسه


سد سجادرود فقط بر نظام هیدرولوژیکی منطقه تاثیر نمی‌گذارد؛ بلکه گویا تقویت احتمال ساخت این سد، به دستاویزی برای معدنکاوان هم تبدیل شده است. یک منبع مطلع به هفت صبح خبر می‌دهد که معدن شن و ماسه واقع در بندپی شرقی که برداشت آن با مقاومت منابع طبیعی مواجه شده، با این توجیه که قرار است محوطه جنگلی مورد درخواستش در مخزن سد غرق شود، به دنبال توسعه محوطه برداشت شن و ماسه است.داستان از این قرار است که گویا اداره کل منابع طبیعی ساری به درخواست صاحب این معدن شن و ماسه که در قلب جنگل‌های هیرکانی واقع شده، طی مهلت دو ماهه تعیین شده در قانون پاسخ نمی‌دهد؛ در نتیجه برابر ماده 4 قانون معادن، استعلام این معدن مثبت ارزیابی شده و سازمان صمت استان مازندران برای یک محوطه پنج هکتاری به این معدن مجوز برداشت شن و ماسه می‌دهد. از آنجا که پس از دریافت این مجوز باید برای برداشت شن و ماسه مجددا استعلام داخلی گرفته شود، اداره کل منابع طبیعی استان از این فرصت استفاده می‌کند و فقط مجوز برداشت شن و ماسه در پنج هزار متر مربع از عرصه دارای مجوز را صادر می‌کند. 


به دنبال صدور این مجوز اجازه قطع درخت و برداشت شن و ماسه برای مالک معدن در یک محوطه محدود صادر می‌شود. با اتمام ذخایر این محوطه، مالک معدن با هدف توسعه سطح برداشت خود، درخواست جدیدی به منابع طبیعی ارائه می‌کند که با مقاومت این مجموعه روبه‌رو می‌شود. او از طریق تامین دلیل 40 میلیارد تومانی، تلاش می‌کند تا به منابع طبیعی برای دریافت مجوز جدید فشار وارد کند اما تاکنون موفق نشده است. حتی رئیس دادگستری بخش بندپی شرقی هم در جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی موضوع برداشت معدن را مطرح می‌کند که با مخالفت منابع طبیعی روبه‌رو می‌شود.


به گفته این منبع مطلع، در جدیدترین اقدام، رئیس دادگستری از آب منطقه‌ای استان مازندران استعلام می‌گیرد که آیا معدن شن و ماسه در محدوده مخزن سد قرار دارد یا خیر. به دنبال این استعلام، مالک معدن هم با این توجیه که معدنش در محدوده مخزن سد قرار گرفته و به زودی جنگل‌های مخزن از بین خواهد رفت، درخواست برداشت شن و ماسه از محدوده دارای پروانه خود را تکرار می‌کند و این روزها به انتظار پاسخ سازمان منابع طبیعی نشسته است.

 

تاثیر برداشت شن و ماسه بر نظام هیدرولوژیکی پایین دست


اگرچه مالک این معدن با توجیه غرق شدن جنگل موجود در مخزن سد سجارود، به دنبال توسعه سطح برداشت خود است اما گویا ابعاد صدور چنین مجوزی، صرفا به برداشت شن و ماسه محدود نمی‌شود و این معدن، اثرات بلندمدتی بر نظام آبی منطقه خواهد داشت. حمیدرضا یاقوتی کارشناس ژئوتکنیک در گفت‌وگو با هفت صبح درباره تاثیر برداشت این معدن بر منابع آب منطقه توضیح می‌دهد که اگر معدن شن و ماسه در مخزن سد باشد و ذخایر آن برداشت شود، رژیم آبی پایین دست تحت تاثیر قرار می‌گیرد و باید تاثیر برداشت این معدن در تغییرات نظام آبی منطقه مورد مطالعه قرار گیرد.


او در واکنش به دغدغه جامعه محلی درباره تاثیر سد بر حقابه آب‌بندان‌ها هم می‌گوید: از نظر علمی هر سدی که زده شود گرادیان هیدرولیکی تغییر می‌کند. یعنی حتما رژیم آبی پایین دست تحت تاثیر قرار می‌گیرد. اگر چشمه‌ها قبل از احداث سد در 100، 200 و 500 متری برون زد داشتند، با ساخت سد شیب هیدرولیکی در پایین دست کاهش می‌یابد و چشمه‌ای که در 500 متری برون زد داشت، حالا در هزار متری بیرون خواهد زد. بنابراین سدها نظام آبی منطقه را تغییر می‌دهند و می‌توانند نظام آبی سنتی را دچار مشکل کنند. سدها به‌طور کلی اکولوژی محیطی که در آن ساخته می‌شوند را هم تغییر می‌دهد.


سد سجارود فقط حیات آب‌بندان‌های مازندران را تهدید نمی‌کند. گزارش ارزیابی این سد نشان می‌دهد که چندین هزار هکتار جنگل هیرکانی و تنوع زیستی منطقه تحت تاثیر ساخت سدی قرار می‌گیرند که معلوم نیست آب کافی پشت آن جمع می‌شود یا نه. سدهایی مثل زارم‌رود، گِلِوَرد، تجن در ساری، کسیلیان در شیرگاه، لفور در بابل و منگل در هراز بلای جان رودخانه‌های منطقه شده‌اند اما تاکنون نتوانسته‌اند مشکلات آبی مازندران را حل کنند؛ پس این احتمال وجود دارد که سد سجادرود هم به اهدافی که روی کاغذ برای آن نوشته‌ شده نرسد و نظام آبی سنتی منطقه را هم با چالش جدی مواجه کند. چه بسا امنیت غذایی ایران هم با ساخت این سد تحت تاثیر قرار گیرد.