هفت صبح| پوستر، اولین برخورد مخاطب با یک اثر است؛ لحظه‌ای کوتاه که قرار است جهان فیلم را در یک قاب فشرده کند. در سینمای ایران اما این قاب، سال‌هاست دچار نوعی فقر خلاقیت شده است. کافی است نگاهی گذرا به دیوارهای شهر یا صفحات اکران بیندازیم؛ چهره‌هایی کنار هم چیده شده، رنگ‌هایی اغلب ناهماهنگ، ترکیب‌بندی‌هایی شتاب‌زده. تصویری ساده از چند سلبریتی که کارکرد اصلی‌اش جلب توجه سریع است. فروش، هدف نهایی؛ هنر، عنصری کم‌رنگ.

 

پوسترهای سینمایی؛ ویترین‌های کم‌جان


پوستر سینمایی زمانی بخشی از هویت بصری فیلم بود. طراح تلاش می‌کرد لحن اثر، فضای داستان، تنش دراماتیک یا حتی یک ایده مفهومی را به تصویر بکشد. امروز اما در بسیاری از نمونه‌ها، پوستر به یک بروشور تبلیغاتی تقلیل یافته است. چهره بازیگران در مرکز، عنوان فیلم درشت، چند افکت گرافیکی آشنا. نتیجه کار اغلب شبیه آثار پیشین است؛ بدون امضا، بدون شخصیت مستقل.
این تغییر، تصادفی نیست. سینما صنعتی پرهزینه است و فشار اقتصادی، تصمیم‌های تبلیغاتی را جهت می‌دهد.

 

تهیه‌کننده به دنبال بیشترین بازدهی در کوتاه‌ترین زمان است. چهره شناخته‌شده، ابزار مطمئن‌تری برای جذب مخاطب تلقی می‌شود. در چنین فضایی، طراحی خلاقانه که نیازمند ایده، جسارت و گاه پیچیدگی بصری است، جای خود را به فرمول‌های امتحان‌پس‌داده می‌دهد.مسئله فقط زیبایی‌شناسی نیست. پوستر بخشی از زبان سینماست؛ ادامه بیان فیلم در فضای شهری. وقتی این زبان به کلیشه محدود شود، بخشی از تجربه هنری اثر نیز کم‌جان می‌شود. مخاطب پیش از ورود به سالن، با تصویری مواجه می‌شود که کمتر نشانی از جهان فیلم دارد.

 

شتاب‌زدگی، دشمن خلاقیت


یکی از معضلات رایج، تولید سریع و مکانیکی پوسترهاست. زمان محدود، بودجه محدود، الگوهای تکراری. گاه حس می‌شود پوستر پس از پایان فیلم، به عنوان یک وظیفه اداری طراحی شده است، نه یک پروژه هنری مستقل. نتیجه کار ترکیب‌هایی است که بیشتر به چیدمان تصادفی عناصر شباهت دارند تا یک بیان بصری اندیشیده.
این روند، سلیقه عمومی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. وقتی مخاطب سال‌ها با تصاویر مشابه روبه‌رو شود، توقع بصری‌اش کاهش می‌یابد. پوستر خلاقانه به جای آنکه هیجان‌انگیز باشد، عجیب یا حتی نامأنوس به نظر می‌رسد.

 

تئاتر؛ پناهگاه طراحی جسورانه


در سوی دیگر، پوسترهای تئاتر همچنان نفس می‌کشند. محدودیت بودجه و امکانات در این حوزه شدیدتر است، با این حال جسارت بصری بیشتری دیده می‌شود. طراحان تئاتر اغلب به سراغ ایده‌های مفهومی، تصویرسازی‌های خاص، تایپوگرافی خلاقانه و ترکیب‌بندی‌های تجربه‌گرایانه می‌روند. شاید یکی از دلایل این تفاوت، ماهیت مخاطب تئاتر باشد؛ مخاطبی که معمولاً پذیرای تجربه‌های متفاوت‌تر است. تئاتر کمتر درگیر منطق ستاره‌محور تبلیغات قرار دارد. پوستر فرصتی برای بیان هنری تلقی می‌شود، نه صرفاً ابزار فروش. پوسترهای تئاتری گاه به آثار گرافیکی مستقل تبدیل می‌شوند؛ تصاویری که حتی خارج از زمینه نمایش نیز قابل تأمل‌اند. آنها فضا می‌سازند، حس منتقل می‌کنند، پرسش ایجاد می‌کنند. درست همان کاری که پوستر باید انجام دهد.

 

پوستر؛ هنر فراموش‌شده سینما؟


پوستر سینمایی می‌تواند چیزی فراتر از نمایش چهره‌ها باشد. می‌تواند لحن فیلم را پیشاپیش نجوا کند، می‌تواند مخاطب را کنجکاو کند، می‌تواند به حافظه بصری شهر اضافه شود. سینمای ایران برای بازگشت به این نقطه، نیازمند بازنگری در نگاه تبلیغاتی خود است. طراحی پوستر، هزینه اضافی نیست؛ سرمایه‌گذاری بر هویت اثر است. فیلمی که برای فیلمنامه، کارگردانی و فیلمبرداری زمان صرف می‌کند، سزاوار ویترینی است که امتداد همان دقت و خلاقیت باشد. سینما هنر تصویر است. وقتی اولین تصویرِ مواجهه با فیلم، فاقد تخیل و شخصیت باشد، بخشی از جادوی سینما پیش از آغاز خاموش می‌شود. شاید زمان آن رسیده که پوستر دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد؛ جایی میان هنر، ایده و جذابیت، نه صرفاً فروش سریع.