
هفت صبح| سینمای ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری شبیه سالنی است که نورش روشن است، پردهاش بزرگ است، صندلیهایش مرتباند اما هوای داخلش سنگینتر از همیشه به نظر میرسد. جشنواره فجر امسال تصویری دقیق از این فضا ارائه داد؛ از میان ۳۱ فیلم بخش اصلی، ۱۴ اثر با سرمایه مستقیم نهادهای حاکمیتی ساخته شدند و بخش قابل توجهی از سایر فیلمها نیز از مسیر حمایتهای دولتی عبور کردند.
این ترکیب، یک چینش ساده تولیدی نیست؛ نشانه جابهجایی آرام موازنه قدرت در بدنه سینماست. در نگاه نخست، ورود منابع مالی پایدار میتواند نشانهای امیدوارکننده تلقی شود. صنعتی که سالها با بحران سرمایه، اکران محدود و فرسایش مخاطب درگیر بوده، طبیعتاً از هر جریان اقتصادی تازه استقبال میکند. مسئله از جایی آغاز میشود که این پول، نقش حمایتگر را کنار میگذارد و به بازیگر اصلی صحنه تبدیل میشود. جایی که سرمایه، مسیر خلاقیت را تعیین میکند.
امنیت، دشمن پنهان جسارت
سینما با اضطراب زاده میشود؛ اضطراب تجربه، شکست، کشف، خطر. فیلم خوب معمولاً حاصل عبور از منطقه امن است. سرمایهگذار مستقل هر تصمیم را با دلهره بازار میسنجد و همین دلهره، خلاقیت را تحریک میکند. در فضای ارگانی، معادله متفاوت است. امنیت سرمایه در اولویت قرار میگیرد؛ امنیت پیام، امنیت تصویر، امنیت نتیجه. پیامد این امنیت گسترده، کاهش تدریجی میل به ریسک است. روایتها محافظهکارتر میشوند، شخصیتها کمتنشتر، پایانبندیها قابل پیشبینیتر. سینما آرامآرام از میدان تجربهگری فاصله میگیرد و به قلمروی الگوهای امتحانپسداده نزدیک میشود. مسئله، کیفیت فردی فیلمها نیست؛ مسئله، تغییر روح حاکم بر تولید است. سینما زمانی زنده میماند که امکان خطر کردن در آن حفظ شود.
رقابت در زمینی با شیب نامرئی
بازار سینما بر پایه رقابت شکل میگیرد. رقابت یعنی مواجهه برابر با ریسک اقتصادی. فیلمسازی که با سرمایه شخصی یا خصوصی کار میکند، هر لحظه در معرض شکست مالی قرار دارد. همین فشار، رابطهای واقعی میان فیلم و مخاطب ایجاد میکند. فیلم ارگانی اما معمولاً در مدار دیگری حرکت میکند. شکست تجاری الزاماً بحران اقتصادی ایجاد نمیکند.
چرخه تولید ادامه مییابد، حتی با فروش پایین. در چنین فضایی، مفهوم رقابت دچار اعوجاج میشود. فیلم مستقل وارد میدانی میشود که وزن بازیگران یکسان نیست. یک سو سرمایهای ایستاده که از فشار بازار مصون است، سوی دیگر تولیدکنندهای که بقای حرفهایاش به گیشه وابسته است. نتیجه این وضعیت، فرسایش تدریجی انگیزه تولید مستقل است. سینما از تنوع طبیعی فاصله میگیرد و به سمت تمرکز حرکت میکند.
بازار در حاشیه
یکی از مهمترین پیامدهای گسترش سینمای ارگانی، تضعیف رابطه سینما با اقتصاد واقعی است. در شرایط عادی، فروش، استقبال مخاطب و بازگشت سرمایه شاخصهای اصلی موفقیت محسوب میشوند. با افزایش سهم تولیدات نهادی، این شاخصها اهمیت نسبی خود را از دست میدهند.
فیلم میتواند ساخته شود، نمایش داده شود، حتی بدون مواجهه جدی با آزمون بازار. این گسست، اثرات بلندمدتی دارد. نخست، تغییر معیارهای ارزیابی. دوم، شکلگیری اکوسیستمی که در آن مخاطب نقش تعیینکننده کمتری پیدا میکند. بازار سالم زمانی شکل میگیرد که مخاطب داور نهایی باشد. هر فاصلهای میان تولید و سلیقه عمومی، سینما را به فضایی مصنوعی نزدیکتر میکند.
استقلال؛ مسئلهای فراتر از پول
استقلال سینمایی صرفاً به معنای سرمایه خصوصی نیست. استقلال یعنی آزادی در انتخاب سوژه، زاویه دید، پرداختن به تناقضها، طرح پرسشهای ناراحتکننده. سینمای ارگانی، حتی در حرفهایترین نمونهها، حامل نوعی جهتگیری نهادی است. این جهتگیری همیشه آشکار نیست؛ گاه در انتخاب موضوع، گاه در لحن، گاه در پایانبندی خود را نشان میدهد. مسئله، تقابل ساده میان سینمای دولتی و خصوصی نیست. مسئله، نسبت قدرت است.
نسبت میان پول، خلاقیت و آزادی. وقتی سهم تولیدات ارگانی از جریان اصلی افزایش پیدا میکند، میدان تنفس سینمای مستقل کوچکتر میشود. صداهای متفاوت کمتر شنیده میشوند، تجربههای جسورانه دشوارتر تولید میشوند، مسیرهای تازه با موانع بیشتری روبهرو میشوند. جشنواره فجر امسال بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش روی سینمای ایران گذاشت: سینما قرار است آینهای چندصدایی باشد یا ساختاری یکدست و کمتنش؟ حمایت دولتی میتواند سازنده باشد، زمانی که نقش تسهیلگر ایفا کند، زمانی که امکان رقابت برابر حفظ شود، زمانی که خلاقیت در سایه امنیت سرمایه رنگ نبازد.
آسیب سینمای ارگانی در سکوت شکل میگیرد؛ تدریجی، نامحسوس و ماندگار. حذف ناگهانی رخ نمیدهد، تغییر آرام اتفاق میافتد. تنوع کمرنگتر میشود، جسارت محتاطتر، استقلال شکنندهتر. سینمای ایران برای ادامه حیات به سرمایه نیاز دارد، به مخاطب نیاز دارد و بیش از هر چیز به فضایی نیاز دارد که در آن تجربه، خطر، خطا و جسارت همچنان امکان بروز داشته باشند. سینما بدون این عناصر، تصویری شفاف دارد، پردهای بزرگ دارد، اما ضربانش آرامتر از چیزی است که باید باشد.






