هفت صبح، ایمان برین|  اکران آنلاین فیلم سالن ۴ فرصتی است برای مواجهه با اثری که قصد دارد در امتداد سینمای اجتماعی ایران حرکت کند و تصویری از بن‌بست‌های اخلاقی و معیشتی ارائه دهد. فیلم اول حسین ترک‌جوش با تکیه بر فضای تیره، قهرمانی زخم‌خورده و ارجاع به ارزش‌های فراموش‌شده، تلاش می‌کند مخاطب را درگیر موقعیتی بحرانی کند. حاصل کار فیلمی است که ایده‌اش جلوتر از اجرایش حرکت می‌کند و میان نیت جدی و نتیجه نهایی فاصله می‌افتد.

 

داستانی که زود عبور می‌کند


«سالن ۴» قصه مردی است که گذشته‌اش همچنان سایه می‌اندازد و او را به انتخاب‌های دشوار می‌کشاند. فیلم با یک جمله تأثیرگذار آغاز می‌شود و نوید درامی روان‌شناختی می‌دهد، اما مسیر داستان با شتاب پیش می‌رود. اتفاق‌ها پشت سر هم رخ می‌دهند، بی‌آنکه زمان کافی برای شکل‌گیری تنش باقی بماند. برخی گره‌های مهم خیلی سریع باز می‌شوند و حس تعلیق پیش از آنکه جان بگیرد، فروکش می‌کند. مخاطب در بخش‌هایی با این پرسش روبه‌رو می‌شود که چرا بحران‌ها چنین ساده از کنار هم عبور می‌کنند و چرا پیامد تصمیم‌ها سنگینی لازم را پیدا نمی‌کنند.

 

شخصیت‌ها در قاب محدود


شخصیت اصلی با بازی میلاد کی‌مرام قرار است نماینده انسانی باشد که زیر فشار زندگی خم شده است. کی‌مرام تلاش می‌کند اندوه و خشم درونی را منتقل کند، با این حال فیلمنامه ابزار کافی برای چندبعدی‌کردن این کاراکتر فراهم نمی‌آورد. گذشته او به اشارات کوتاه خلاصه می‌شود و انگیزه‌ها بیشتر بیان می‌شوند تا ساخته شوند. کاراکترهای فرعی نیز حضوری گذرا دارند و بیشتر حامل ایده‌اند تا انسان‌هایی با زندگی مستقل. حتی حضور کوتاه مهراوه شریفی‌نیا تأثیر چشمگیری بر پیشبرد درام باقی نمی‌گذارد و در حد یک حضور نمادین متوقف می‌ماند.

 

کارگردانی و زبان بصری


کارگردان به سمت فضایی بسته و قاب‌های نسبتاً ایستا گرایش دارد؛ انتخابی که می‌توانست حس فشار و گرفتگی را تقویت کند. این رویکرد در عمل به یکنواختی می‌رسد. دوربین کمتر وارد کنش می‌شود و تدوین ریتمی آرام دارد؛ ریتمی که با وضعیت‌های بحرانی داستان همخوانی کامل ایجاد نمی‌کند. لوکیشن اصلی ظرفیت بالایی برای خلق فضای پرتنش داشت، با این حال استفاده محدود از تنوع بصری این امکان را کمرنگ کرده است.

 

صدا و موسیقی


موسیقی متن در لحظات احساسی نقش پررنگی دارد، گاهی بیش از اندازه. به‌جای همراهی نامحسوس، موسیقی در برخی صحنه‌ها جلوتر از تصویر حرکت می‌کند و بار عاطفی را مستقیم منتقل می‌کند. در بخش صداگذاری نیز در سکانس‌های شلوغ، وضوح دیالوگ‌ها افت می‌کند و تمرکز تماشاگر کاهش می‌یابد. این موارد باعث می‌شود تجربه شنیداری فیلم یکدست باقی نماند.

 

نکات مثبت قابل اعتنا


با وجود کاستی‌ها، «سالن ۴» نقاط قوتی هم دارد. جسارت پرداختن به قهرمان‌محوری در سینمای اجتماعی امروز، انتخاب فضایی تیره و تلاش برای پیوند مفاهیمی چون مسئولیت فردی و وفاداری از جمله امتیازهای فیلم است. بازی کی‌مرام در چند لحظه احساسی باورپذیر جلوه می‌کند و اتمسفر کلی اثر انسجام نسبی دارد. فیلم نشان می‌دهد سازندگان دغدغه حرف‌زدن از مسائلی فراتر از سرگرمی صرف را دارند.

 

سالن آخر


«سالن ۴» فیلمی است با ایده‌ای جدی و نگاهی اجتماعی که در مرحله اجرا به انسجام لازم دست پیدا نمی‌کند. شتاب داستان، پرداخت محدود شخصیت‌ها و زبان بصری کم‌تحرک، مانع اثرگذاری کامل می‌شود. در کنار این ضعف‌ها، تلاش برای ساخت اثری دغدغه‌مند و ورود به قلمروی دشوار سینمای اجتماعی قابل توجه است.  با این حال برای ماندگار شدن در ذهن مخاطب به پرداخت عمیق‌تر و ریتم سنجیده‌تر نیاز دارد.