
هفت صبح| دونالد ترامپ این روزها بیشتر از قبل فحش میدهد. رئیس جمهور آمریکا ادبیات تند، تحقیرآمیز و خارج از عرف دیپلماسی را در دستور کار خودش قرار داده است. او در روزهای اخیر واژههایی مانند «آشغال»، «شرور»، «بیمار» و «تومور سرطانی» و سخنان زشت دیگری را در توصیف مقامهای جمهوری اسلامی ایران به کار برده است. البته نخستین بار نیست که یک سیاستمدار برای تخریب رقیب، استدلال را کنار میگذارد و به ادبیات توهینآمیز روی میآورد.
اما فحاشیهای ترامپ را چگونه باید ارزیابی کرد و پاسخ یک فرهنگ و تمدن کهن مانند فرهنگ ایرانی به این نوع ادبیات چیست؟ فرهنگ و ادب فارسی، قرنها پیش از شکلگیری نظریههای جدید ارتباطات سیاسی، نسبت میان زبان، قدرت و شخصیت را تبیین کرده است. بنابراین امروز هم میتوانیم برای فهم این پدیده و یافتن پاسخی درخور درباره فحاشیهای ترامپ، به میراث فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و دیگر بزرگان ادب ایران رجوع کنیم.
در فرهنگ ایرانی، قدرت همیشه با ژرفای اندیشه و استواری خرد سنجیده شده است. قرنها پیش از آنکه نظریههای نوین ارتباطات سیاسی درباره «زبان قدرت» نوشته شوند، شاعران، حکیمان و اندیشمندان ایرانی درباره پیوند میان سخن، خرد و شخصیت انسان گفتهاند و نوشتهاند. آنان همواره به صاحبان قدرت یادآور میشدند که زبان، قبل از آنکه دیگری را توصیف کند، شخصیت و منش گوینده را آشکار میسازد.
شاید هیچ شاعری به اندازه سعدی این حقیقت را چنین موجز و ماندگار بیان نکرده باشد: تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد. دو مصراع کوتاه که قرنهاست به یکی از عمیقترین گزارههای اخلاق سیاسی ایران تبدیل شده است. سعدی نمیگوید انسان را از لباس، ثروت یا قدرتش بشناسید؛ میگوید او را از زبانش بشناسید. زیرا سخن، پرده از شخصیت گوینده برمیدارد. فردوسی نیز شاهنامه را با ستایش خرد آغاز میکند. در جهان فردوسی، قدرت بدون خرد، ارزشی ندارد:«خرد بهتر از هر چه ایزد بداد، ستایش خرد را به از راه داد»
و در جای دیگر میگوید: «خرد چشم جان است چون بنگری، تو بیچشم، شادان جهان نسپری» در شاهنامه، پهلوان پیش از آنکه شمشیر بکشد، سخن میگوید و پیش از آنکه سخن بگوید، میاندیشد. تقدم خرد بر زبان یکی از ستونهای فرهنگ ایرانی است.
مولانا نیز زبان را آینه درون انسان میداند. آن تمثیل جاودانه او هنوز تازه است: «از کوزه همان برون تراود که در اوست»
این تمثیل زیبای مولانا علاوه براینکه ضربالمثل شده است، تحلیلی از روان انسان نیز به شمار میرود. آنچه بر زبان جاری میشود، محصول همان چیزی است که در اندیشه و جان انسان شکل گرفته است. زبان نمیتواند برای همیشه حقیقت درون را پنهان کند. حافظ، شاعر مدارا، حتی در مواجهه با دشمن نیز ادب را کنار نمیگذارد: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است، با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»
این بیت صد البته که توصیه به تسلیم نیست. دعوت به خویشتنداری است. حافظ میگوید ادب، نخستین قربانی اختلاف نباید باشد.
نظامی گنجوی نیز ارزش سخن را در سنجیدگی آن میبیند: «کم گوی و گزیده گوی چون دُر ، تا ز اندک تو جهان شود پر»
او کیفیت سخن را بر کمیت آن ترجیح میدهد؛ «سخن باید مانند دُر، اندک اما ارزشمند باشد.» این نگاه البته که فقط در شعر خلاصه نمیشود. در «قابوسنامه» آمده است که زبان، ترجمان عقل است و پادشاهی که بر زبان خود فرمانروایی نکند، بر کشور نیز فرمانروایی نخواهد کرد. خواجه نظامالملک نیز در «سیاستنامه» بارها به فرمانروایان سفارش میکند که تندی زبان، اعتماد مردم را از میان میبرد و هیبت حکومت را میکاهد. اگر این میراث را معیار قرار دهیم، هر سیاستمداری که استدلال را کنار میگذارد و به دشنام پناه میبرد، در واقع پیش از آنکه رقیب خود را تحقیر کند، از فقر زبان و ناتوانی خود در اقناع سخن گفته است. پس آقای ترامپ در نظر داشته باشید که فحاشی شاید برای مدتی در شبکههای اجتماعی، تیتر شود، اما هرگز جای استدلال را نمیگیرد.
توهین اعتبار نمیآفریند
هنگامی که یک مقام سیاسی چون رئیس جمهور آمریکا برای توصیف مخالفان خودش از واژههای تحقیرآمیز استفاده میکند، در واقع او در حال فاصله گرفتن از سنتی است که سیاست را با خرد، متانت و مسئولیت در سخن پیوند میزد. شاید به همین دلیل است که پاسخ فرهنگ ایرانی به زبان توهین در همان دو مصراع سعدی خلاصه میشود؛ مصراعی که پس از هفت قرن هنوز اعتبار خود را حفظ کرده است: «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد» لذا هیچ معیار و داوری درباره صاحبان قدرت، گویاتر از زبان آنان نیست. جایگاه سیاسی را میتوان به دست آورد یا از دست داد، اما زبان، آینه شخصیت و منش انسان است. زیرا هر سخنی، پیش از آنکه درباره دیگران داوری کند، از گوینده خود پرده برمیدارد.
بر همین اساس، شاید مهمترین پاسخ به ادبیات خشن و تحقیرآمیز ترامپ، افتادن در همان دام نباشد. اگر هدف چنین ادبیاتی کشاندن طرف مقابل به میدان هیجان و فحاشی باشد، تکرار همان رفتار، دقیقاً تحقق هدف طراح این راهبرد خواهد بود. در مقابل، پاسخ مبتنی بر استدلال، مستندات، زبان حقوقی و دیپلماسی هم از منظر اخلاقی تاثیرگذار است و هم از منظر ارتباطات سیاسی اثربخشتر است.
مسئولان جمهوری اسلامی ایران، اگر بخواهند از منظر منافع ملی به این مسئله بنگرند، میتوانند تفاوت میان دو الگوی گفتار را برجسته کنند. تقابل ایران و آمریکا در این روزها به جز اختلافات سیاسی به تقابل دو نوع زبان در سیاست نیز تبدیل شده است. یک زبان بر هیجان، دشنام، تحقیر و دوگانهسازی استوار است و زبان دیگر بر استدلال، ادب و مسئولیتپذیری.







