هفت صبح| در تجارت بین‌الملل، فرصت‌ها معمولا در لحظه اعلام یک خبر ایجاد نمی‌شوند. کشورها و شرکت‌هایی که از مدت‌ها قبل مسیر خود را آماده کرده‌اند، بیشترین بهره را از تغییرات بزرگ می‌برند. به همین دلیل، اگر روزی شرایط تحریم‌ها تغییر کند، رقابت اصلی برای اقتصاد ایران تازه آغاز خواهد شد. در گفت‌وگوی هفت صبح با محمد وحیدی‌راد رئیس انجمن بازرگانی ایران و کانادا به بررسی ظرفیت‌های تجارت ایران و کانادا، نقش سرمایه‌گذاری خارجی، ضعف‌های ساختاری اقتصاد ایران و ضرورت آماده‌سازی زیرساخت‌های اقتصادی پرداخته‌ایم.

 

 بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند ایران باید خود را برای دوره پس از تحریم‌ها آماده کند. مهم‌ترین مسئله در این زمینه چیست؟
در تجارت جهانی، کشوری موفق است که پیش از تغییر شرایط، برنامه داشته باشد. نمی‌توان منتظر اعلام یک تحول سیاسی یا اقتصادی ماند و بعد تصمیم گرفت که چگونه وارد بازارهای جهانی شویم. بسیاری از رقبا سال‌ها برای چنین شرایطی برنامه‌ریزی می‌کنند.


شرایط امروز ایران یک تناقض مهم دارد. از یک طرف، ظرفیت‌های صنعتی، نیروی انسانی، موقعیت جغرافیایی و بازار داخلی کشور فرصت‌های قابل توجهی ایجاد کرده است. از طرف دیگر، نبود هماهنگی میان بخش‌های مختلف اقتصادی، باعث شده بخشی از این ظرفیت‌ها بالفعل نشود.تجربه دوره‌های بحرانی نشان داده است که وقتی دستگاه‌های مختلف با یک هدف مشترک حرکت می‌کنند، بسیاری از موانع اداری قابل حل است. چالش اصلی این است که این هماهنگی در دوره‌های عادی هم شکل بگیرد.

 

 برخی کارشناسان از موانع داخلی با عنوان «خودتحریمی» یاد می‌کنند. این مسئله چقدر جدی است؟
اقتصاد ایران علاوه بر محدودیت‌های خارجی، با چالش‌های داخلی در فرآیندهای تصمیم‌گیری و هماهنگی سازمانی روبه‌رو است. دستگاه‌های مختلف اقتصادی وظایف مشخصی دارند، اما گاهی ارتباط میان آنها کافی نیست.


سرمایه‌گذار خارجی برای ورود به یک کشور فقط به قوانین نگاه نمی‌کند. او به سرعت تصمیم‌گیری، شفافیت فرآیندها و هماهنگی نهادها توجه دارد. اگر یک سرمایه‌گذار برای یک پروژه مجبور باشد مسیرهای جداگانه‌ای را در سازمان‌های مختلف طی کند، جذابیت سرمایه‌گذاری کاهش پیدا می‌کند.موضوع مهم این است که ظرفیت‌های موجود در کشور باید در یک چارچوب مشترک قرار بگیرد. سازمان سرمایه‌گذاری، وزارت امور خارجه، گمرک، مناطق آزاد، وزارت صمت و دیگر نهادهای اقتصادی باید یک تصویر مشترک از جذب سرمایه و توسعه تجارت داشته باشند.

 

بازار کانادا چه ظرفیتی برای ایران دارد؟
کانادا را نباید صرفا یک بازار ۴۰ میلیون نفری دید. این کشور به دلیل روابط تجاری گسترده با آمریکا، مکزیک، اروپا و دیگر مناطق، بخشی از یک شبکه بزرگ اقتصادی است. برای ایران، اهمیت کانادا فقط در صادرات مستقیم کالا نیست. فرصت مهم‌تر می‌تواند همکاری تولیدی و انتقال فناوری باشد.
ایران از نظر موقعیت جغرافیایی در نقطه‌ای قرار دارد که امکان دسترسی به بازارهای اوراسیا، قفقاز، کشورهای حوزه خلیج فارس، منطقه منا و حتی آفریقا را فراهم می‌کند. این مزیت می‌تواند برای شرکت‌هایی که به دنبال توسعه بازارهای خود هستند، جذاب باشد.

 

 آیا مدل همکاری باید تغییر کند؟ یعنی به جای فروش کالا، جذب تولیدکننده خارجی هدف قرار گیرد؟
دقیقا. صادرات کالا یکی از مسیرهای تجارت است، اما سرمایه‌گذاری مشترک و انتقال فناوری، اثرات گسترده‌تری ایجاد می‌کند. در اقتصاد جهانی، بسیاری از برندهای بزرگ، تولید خود را در کشورهای مختلف انجام می‌دهند. مالکیت برند، فناوری و طراحی ممکن است متعلق به یک کشور باشد، اما تولید در کشوری انجام شود که مزیت بیشتری دارد. ایران می‌تواند با استفاده از ظرفیت صنعتی خود، به محل تولید بخشی از محصولات شرکت‌های خارجی تبدیل شود. در چنین مدلی، شرکت خارجی به بازار ایران و منطقه دسترسی پیدا می‌کند و ایران نیز از سرمایه، فناوری، اشتغال و توسعه صنعتی بهره‌مند می‌شود.

 

 آیا زیرساخت لازم برای چنین مدلی در ایران وجود دارد؟
بخش زیادی از ظرفیت‌ها وجود دارد، اما نیاز به هماهنگی و بازطراحی فرآیندها داریم. ایران دارای کارخانه‌ها، نیروی متخصص و بازار داخلی بزرگ است، اما برای جذب سرمایه خارجی باید فرآیندها ساده‌تر و پیش‌بینی‌پذیرتر شوند. سرمایه‌گذار به دنبال محیطی است که بتواند درباره آینده تصمیم بگیرد. ثبات قوانین، سرعت اجرای تصمیمات و هماهنگی میان دستگاه‌ها اهمیت زیادی دارد.

 

 نقش ایرانیان خارج از کشور در توسعه روابط اقتصادی چیست؟
ایرانیان خارج از کشور یک سرمایه انسانی و اقتصادی مهم هستند. این جمعیت فقط شامل مهاجران عادی نیست. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور در حوزه‌های علمی، فناوری، تجارت و مدیریت فعالیت دارند و می‌توانند ارتباط میان بازارهای جهانی و اقتصاد ایران را تقویت کنند. در بسیاری از کشورها، جوامع مهاجر به عنوان شبکه‌های اقتصادی عمل می‌کنند. ایران نیز می‌تواند از این ظرفیت برای توسعه روابط تجاری استفاده کند.

 

 برای استفاده از این فرصت‌ها چه تغییری در مدیریت اقتصادی کشور لازم است؟
مهم‌ترین تغییر، حرکت از مدیریت روزمره به مدیریت راهبردی است. اقتصاد جهانی با سرعت زیادی تغییر می‌کند و کشورها برای رقابت نیازمند تصمیم‌های تازه هستند. گاهی ساختارهای اداری به جای تسهیل فعالیت اقتصادی، باعث طولانی شدن مسیرها می‌شوند. اصلاح این روند نیازمند مدیرانی است که نگاه توسعه‌ای داشته باشند و بتوانند میان بخش‌های مختلف ارتباط ایجاد کنند.

 

 اگر شرایط تجارت خارجی ایران تغییر کند، مهم‌ترین اولویت چیست؟
اولویت باید آماده‌سازی زیرساخت‌ها باشد. بازار جهانی منتظر کشورها نمی‌ماند. شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران به دنبال مسیرهایی هستند که از قبل آماده شده باشند. ایران باید از امروز برای معرفی خود به عنوان یک مرکز تولید، تجارت و اتصال منطقه‌ای برنامه‌ریزی کند. مزیت‌های جغرافیایی و صنعتی کشور کم نیست، اما تبدیل این مزیت‌ها به فرصت اقتصادی نیازمند هماهنگی، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری سریع است. رفع محدودیت‌های خارجی زمانی به یک فرصت واقعی تبدیل می‌شود که اقتصاد داخلی آمادگی استفاده از آن را داشته باشد.