هفت صبح| بیش از ۲۰ میلیارد دلار در دست مردم است. پولی که اگر به چرخه اقتصاد برگردد، می‌تواند التهابات بازار ارز را فروکش کند. اما این اتفاق فعلا نیفتاده، چون اعتماد برنگشته است. وقتی عرضه و تقاضای ارز در کشور به هم ریخته و نرخ ارز هر روز سقف جدیدی را تجربه کرده، این حجم عظیم از سرمایه‌های خانگی خودش ریشه نوسانات اقتصادی شده، درحالی که اینبار شاید نگهداری ارز به نفع مصرف‌کنندگان نباشد.

 

تخمین زده شده که بیش از ۲۰ میلیارد دلار ارز در اختیار مردم و فعالان اقتصادی است. این رقم، معادل چندین برابر ذخایر رسمی ارزی کشور، نشان از یک «فرار سرمایه داخلی» دارد. پولی که نه در حساب‌های بانکی است، نه در پروژه‌های تولیدی و نه حتی در بازارهای مالی بلکه در خانه‌ها و گاوصندوق‌ها انباشته شده است. اما چرا مردم با وجود نیاز اقتصاد به این ارز، حاضر به فروشش نیستند؟


 وقتی فعال اقتصادی باور داشته باشد قیمت ارز در ماه‌های آینده افزایش می‌یابد، انگیزه‌ای برای فروش ندارد. وقتی خانواده‌ای هر روز بشنود دلار دوباره گران شده، ترجیح می‌دهد پولش را به شکل ارز نگه دارد تا ارزشش در برابر تورم حفظ شود. اما واقعیت این است که با افزایش آزادسازی منابع ارزی ایران شرایط بازار کاملا تغییر می‌کند.


بازار ارز ایران تا پیش از این با ناترازی شدیدی مواجه است. از یک سو، عرضه ارز (به ویژه از محل صادرات نفتی و غیرنفتی) با کاهش چشمگیری روبه‌رو بود و همچنان با موانع ساختاری مثل تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی دست و پنجه نرم می‌کرد. از سوی دیگر، تقاضا برای ارز برای واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه صنایع و تجهیزات تولید همچنان بالا بود. البته با افزایش قیمت‌های جهانی و رشد هزینه‌های تولید، این تقاضا روزبه‌روز بیشتر می‌شود. کاهش عرضه و افزایش تقاضا، به طور طبیعی نرخ ارز را بالا می‌برد. وقتی ارز گران می‌شود، هزینه واردات کالا افزایش می‌یابد و این گرانی، مثل یک موج، به قیمت نهایی کالاها در بازار داخلی منتقل می‌شود و بار آن بر دوش مصرف‌کننده نهایی سنگینی می‌کند.


حالا که صادرات نفت ایران بدون تحریم انجام می‌شود درآمد ارزی بالا می‌رود و عرضه ارز به تعادل نزدیک می‌شود، کم‌کم «جو روانی» مثبت در جامعه شکل می‌گیرد، ( جو روانی یعنی همان انتظارات عمومی از آینده اقتصاد) اگر مردم باور کنند قیمت ارز قرار است کاهش یابد یا حداقل تثبیت شود، تمایل به فروش ارز زیاد می‌شود. اما این جو هنوز شکل نگرفته است. وقتی این اطمینان حاصل شود، ارزهای خانگی در خانه‌ها باقی نمی‌مانند و بازار از این منبع عظیم عرضه بهره‌مند خواهد شد. 

 

بازگرداندن اعتماد، نه فقط کنترل قیمت


 حسین صمصامی، نماینده مجلس در گفت‌وگو با هفت‌صبح می‌گوید: «دولت می‌تواند از طریق تثبیت یا کاهش نرخ ارز، جمع‌آوری سفته‌بازی در بازار ارز و وضع مالیات بر عایدی سرمایه و مبادلات بازار ارز، ارزهای خانگی را به چرخه اقتصاد برگرداند. تثبیت نرخ ارز در یک کریدور منطقی و قابل پیش‌بینی، مهم‌ترین سیگنال مثبت به بازار است. اگر مردم مطمئن شوند دلار قرار نیست ناگهانی جهش کند، انگیزه‌ای برای نگهداری ارز زیر بالش نخواهند داشت.»
وی افزود:«همچنین باید زمینه‌های سرمایه‌گذاری مولد و امن برای این ارزها فراهم شود تا مردم به جای نگهداری پول در خانه، آن را در پروژه‌های سودآور و کم‌ریسک سرمایه‌گذاری کنند. بازگشت ارزهای خانگی، نه با دستور، که با اعتماد شکل می‌گیرد و این اعتماد، فقط با سیاست‌های شفاف و پایدار به دست می‌آید، نه با وعده‌های مقطعی. تا آن روز، ارزها همچنان در خانه‌ها خواهند ماند و بازار از این گنج پنهان بی‌بهره خواهد بود.» 

 

ابزاری نوین برای جذب سرمایه‌های راکد


دولت و بانک مرکزی در تازه‌ترین اقدام، دو ابزار جدید تأمین مالی ارزی طراحی کرده‌اند: «صندوق با درآمد ثابت ارزی» و «صندوق پروژه ارزی»؛ این صندوق‌ها که به‌زودی در بازار سرمایه عرضه می‌شوند، ارزهای در اختیار مردم را جمع‌آوری کرده و به دارندگان واحدهای سرمایه‌گذاری، سود ارزی می‌دهند. وزیر اقتصاد تأکید کرده همه مردم می‌توانند در این صندوق‌ها سرمایه‌گذاری کنند موضوعی که جذابیت این ابزارها را زیاد می‌کند. اما موفقیت این صندوق‌ها بیش از هر چیز به «اعتماد» و «شفافیت» وابسته است. تجربه تلخ سپرده‌های ارزی در دولت‌های دهم و یازدهم، که در زمان سررسید به جای ارز، معادل ریالی آن به سپرده‌گذاران پرداخت شد، هنوز در ذهن مردم زنده است. این تجربه باعث شده بخش قابل‌توجهی از جامعه نسبت به ابزارهای مالی ارزی با تردید نگاه کنند. کارشناسان می‌گویند شفافیت عملکرد، تضمین بازپرداخت ارزی و تعهد نهادهای ناظر، شرط اصلی موفقیت این صندوق‌هاست.


«مالیات بر عایدی سرمایه و مبادلات بازار ارز» هم می‌تواند انگیزه سفته‌بازی را کم کند. وقتی هزینه نگهداری و معامله ارز بالا برود، خیلی از سفته‌بازان مجبور به فروش می‌شوند و عرضه در بازار زیاد می‌شود. این سیاست، هرچند در کوتاه‌مدت ممکن است با مقاومت روبه‌رو شود، اما در بلندمدت به کاهش نوسانات ارزی کمک می‌کند. اعتمادسازی وقتی اتفاق می‌افتد که ثبات اقتصادی بر جامعه حاکم شده و ثبات خود در گرو ایجاد اصلاحات اقتصادی باشد.  ارزهای خانگی، گنجی پنهان در بافت اقتصادی کشورند که می‌توانند چرخ‌های تولید را به حرکت درآورند. اما این گنج، فقط با دستور و بخشنامه از خانه‌ها خارج نمی‌شود. 


 این رقم که معادل حدود ۱۵ درصد از کل نقدینگی کشور است‌، نه تنها در اختیار تولید قرار ندارد، بلکه هر روز ارزش خود را در برابر تورم جهانی و ریسک‌های امنیتی از دست می‌دهد. بازگشت این ۲۰ میلیارد دلار به چرخه اقتصاد، می‌تواند چند اثر عمیق و گسترده داشته باشد. اول، کاهش فشار بر نرخ ارز است. وقتی این حجم عظیم ارز به بازار عرضه شود، نرخ دلار تحت فشار کاهشی قرار می‌گیرد. این کاهش، هزینه واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه و تجهیزات تولید را پایین می‌آورد و در نهایت، فشار تورمی بر سفره مردم کاهش می‌یابد.


دوم، تأمین مالی تولید و اشتغال است. این ارزها می‌توانند به جای خوابیدن در خانه‌ها، در پروژه‌های تولیدی، صنعتی و زیرساختی سرمایه‌گذاری شوند. به عنوان مثال، با ۲۰ میلیارد دلار می‌توان ۸۳ فروند هواپیمای مسافربری خرید، هزاران کیلومتر راه‌آهن و صدها واگن ساخت ، یا ده‌ها پروژه بزرگ پتروشیمی و نیروگاهی را تکمیل کرد . این سرمایه‌گذاری‌ها، علاوه بر ایجاد اشتغال پایدار، به رشد اقتصادی و افزایش درآمدهای ارزی کشور کمک می‌کنند.
سوم، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی است. با تأمین مالی تولید از طریق ارزهای داخلی، وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی کاهش می‌یابد و کشور در برابر شوک‌های ارزی و تحریم‌ها مقاوم‌تر می‌شود.