روزنامه هفت صبح| مهسا جاور هم یکی از همان ورزشکارانی است که از سال‌ها قبل هم در ورزش زنان و هم در قایقرانی ایران تبدیل به یک برند شد. او حدودا 8 سال قبل با قهرمان ووشوی جهان (محسن محمد سیفی) ازدواج و همین پیوند آنها را در دهه 90 به یکی از زوج‌های معروف ورزشی تبدیل کرد. این ملی پوش رویینگ ایران که تازه امسال 28 ساله می‌شود، چهار سال قبل تصمیم گرفت از دنیای قهرمانی خداحافظی کند.

تصمیمی که گفته بود که به دلیل نداشتن مربی و مشکلاتی که معمولا اغلب زنان ورزشکار با آن روبه‌رو می‌شوند گرفته اما اخیرا توانسته با کمی استراحت دوباره به میادین برگردد؛ البته این بار در یک قامت متفاوت. دیروز خبرگزاری ایسنا مصاحبه ویدئویی جالبی در گفت و گو با همین ورزشکار داشت که دختر سه ساله اش، «مینل» او را در اغلب عکس ها همراهی کرده و در متن گفت و گو هم بارها به او اشاره شده است.

اگرچه تا امروز کمتر پیش آمده که یک مرد ورزشکار به همراه فرزندش مصاحبه کند و در تصاویر قهرمانانه او حضور داشته باشد اما معمولا از این دست مصاحبه‌ها در دنیای ورزش زنان زیاد دیده می‌شود. آرزوی تبدیل شدن مهسا به یک «مادر خوب» یکی از عواملی بوده که به گفته او این ورزشکار را دوباره به صحنه‌ها برگردانده. بخش‌هایی از این مصاحبه را بخوانید.

اگر گاهی به دریاچه آزادی سر بزنید، می‌بینید که مهسا جاور دیگر تنها نیست و یک یار کوچک اما همیشگی در تمرین و مسابقات دارد. زن قایقرانی ایران در یک لحظه می‌تواند از قالب یک قهرمان بیرون بیاید و تبدیل به یک هم بازی برای دختر خردسالش شود و به دنیای کودکانه برود. بعد از اول شدن در مسابقات قهرمانی کشور نیز روی اسکله پا به پای کودکش شیطنت و بازی می‌کرد به گونه‌ای که صدای خنده‌های مادر و دختر تمام فضا را پر کرده بود.

«مدت زمان زیادی نبودم و تقریبا بیش از سه سال زمان برد تا دوباره برگردم که فاصله زمانی زیادی بود. به دلیل برخی مسائل شخصی نمی‌توانستم تمرین کنم. زمانی که تصمیم گرفتم برگردم، واقعا اوایلش سخت بود و تحمل فشار تمرین‌ها از لحاظ فیزیکی و روانی برایم سخت بود. در این مدتی که نبودم، مادر شده بودم و مشغله‌های بیشتری داشتم و ناخودآگاه فاصله بیشتری با تمرین داشتم. وقتی تصمیم گرفتم برگردم تمام توانم را گذاشتم تا درست برگردم.

از اواسط سال ۱۴۰۰ ، واقعا دوره وحشتناکی را پشت سر گذاشتم و مرحله‌ای از زندگی‌ام بود که فکر می‌کردم این اتفاقات فقط در فیلم‌ها است. به عنوان یک مادر، قوی بودم و توانستم سرپا بایستم. تا آخر عمرم برای یک سال وحشتناکی که پشت سرگذاشتم، به خودم افتخار می‌کنم و به دخترم مینل یاد می‌دهم که می‌تواند یک زن و یک مادر قوی باشد.»

«ورزش کردن برای ما یک اعتیاد است و هر مدالی که می‌گیریم، طمع بیشتری برای کسب مدال‌های دیگر پیدا می‌کنیم. من دو دوره بازی‌های آسیایی رفتم و در یک دوره المپیک بودم. با این حال طمع این را دارم که در بازی‌های آسیایی مدال طلا بگیرم و دوباره در المپیک باشم و نتیجه بهتری را به دست آورم.»

«همه فکر می‌کنند که مینل دخترم باعث شده ادامه ورزش قهرمانی برایم سخت‌تر شود در صورتی که این طور نیست. درست است مادرم اما شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل برگشتم و قدرتی که به دست آوردم که مانند قبل در اردوها تلاش کنم، دخترم است و واقعا او قدرت برگشت دوباره به تمرین را به من داده است. مینل باعث شده که قوی‌تر و با هدف‌تر بجنگم چون دوست دارم دخترم به داشتن مادری مثل من افتخار کند و چیزی داشته باشم که به عنوان یک مادر به دخترم یاد بدهم.»

«برای مسابقات قهرمانی جهان برای اولین بار بود که از مینل جدا شدم. این موضوع خیلی برایم سخت بود، اوایل حضورم در قهرمانی جهان، شب‌ها از دلتنگی گریه می‌کردم. »

«فکر می‌کنم به جایگاهی بیشتر از آن چیزی که یک زمانی آرزویش را داشتم، رسیدم. شاید یکی از فانتزی‌ها و رویاهایم این نبود که با دخترم تمرین کنم اما حتی به آن هم رسیده‌ام.»

آخرین تحولاتکاربران ویژه - ورزشیرا اینجا بخوانید.