روزنامه هفت صبح | ظاهرا همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. هنوز یک هفته هم از آخرین بازی استقلال در لیگ برتر نگذشته اما حالا دو روز است که فرهاد مجیدی سرمربی تیم الاتحاد کلبا امارات است و این نشان میدهد که احتمالا استارت حضور مجیدی در فوتبال امارات از مدتها پیش زده شده است. با رفتن او یک دوقطبی عمیق بین هواداران استقلال ایجاد شده است. عدهای دیگر نمیخواهند حتی احتمال حضورش در این تیم مطرح شود ولی عدهای هم منتظرند تا او با تجربهای بیشتر و احتمالا افتخاراتی بینالمللی روزی به استقلال برگردد و به قول خودش این تیم را قهرمان آسیا کند. در این مطلب، سعی شده از تمام جوانب به این اتفاق پرداخته شود.
دلیل رفتن؛ ترس یا شجاعت؟
اولین بار حدود دو ماه پیش بود که برخی رسانهها خبر از جدایی فرهاد مجیدی از استقلال در پایان فصل دادند. حتی شایعه پیشنهاد از لیگ برتر امارات هم از همان زمان مطرح شد. با این حال خود مجیدی این اخبار را تایید نکرد و باشگاه استقلال هم کلا همه چیز را توطئه میدید! این باشگاه حتی یکی دو ساعت قبل از صدور بیانیه خداحافظی مجیدی هم پیشنهاد امارات را تکذیب کرده بود! اما حالا مجیدی رسما سرمربی الاتحاد کلبا است.
منتقدان مجیدی معتقدند او از ترس اینکه نتواند در فصل آینده موفقیت فوقالعاده این فصل خود را تکرار کند، به پیشنهاد اماراتیها پاسخ مثبت داد. البته توقع تکرار نتایج عالی و رکوردشکن امسال از سوی مجیدی و استقلال غیرمنطقی بود و فقط تکرار قهرمانی هم برای او کفایت میکرد تا محبوبیتش در میان هواداران بیش از پیش شود اما مخالفان مجیدی با یادآوری بیوفاییهای قبلی او، سعی دارند او را به ترسو بودن متهم کنند.
اما این فقط یک روی سکه است. روی دیگر سکه، حضور اولین مربی ایرانی در لیگ حرفهای امارات است حتی اگر آن تیم، تیم یازدهم جدول ۱۴ تیمی لیگ این کشور باشد. این ریسک بزرگی برای یک مربی جوان ایرانی است و پذیرفتنش شجاعت میخواهد. مجیدی شروع خوبی در دوران مربیگری خود داشته و کار کردن در تیم یازدهم امارات میتواند کارنامه خوب او را خیلی زود خدشهدار کند. ناکامی احتمالی در این تیم حتی میتواند بازگشتش به استقلال را هم سخت کند اما او این پیشنهاد خطرناک ولی هیجانانگیز را پذیرفته است.
شانس موفقیت در امارات؛ کم یا زیاد؟
قطعا در تیم جدید، از فرهاد مجیدی انتظار قهرمانی ندارند. الاتحاد کلبا در ۴ دوره اخیر که در لیگ حرفهای امارات حضوری مستمر داشته، در ردههای یازدهم، یازدهم، هشتم و یازدهم قرار گرفته و به جز یک فصل، همواره تا هفتههای پایانی خطر سقوط به لیگ پایینتر را احساس کرده است. مسئولان این تیم مدعی شدهاند که از ماهها پیش عملکرد مجیدی را زیر نظر داشتند و به این نتیجه رسیدهاند که او میتواند به پیشرفت این تیم کمک کند.
برای فصل آینده، حضور الاتحاد در ردهای تک رقمی یا نیمه بالای جدول میتواند نمرهای خوب در کارنامه مجیدی ثبت کند و باعث شود تا قرارداد او تمدید شود. اما احتمال رخ دادن این اتفاق خیلی بالا به نظر نمیرسد. این باشگاه از نظر بازیکن قابل مقایسه با تیمهایی مثل الشباب و الوصل هم نیست چه برسد به تیمهای بالانشین جدول. حتی تیمهایی مثل عجمان و النصر هم از این لحاظ وضعیت بهتری دارند. در فهرست بازیکنان الاتحاد کلبا، حتی یک بازیکن شناخته شده هم به چشم نمیخورد. بازیکنان خارجی این تیم هم اگرچه از آرژانتین، پرو، پاراگوئه و کلمبیا هستند .
اما کاملا گمنام هستند و بعید است کیفیت قابل ملاحظهای داشته باشند. با این بازیکنان بعید است مجیدی بتواند موفقیتی کسب کند مگر اینکه سیاست مدیران باشگاه تغییر کرده باشد. گفته میشود آنها قول دادهاند بازیکنان خارجی مدنظر مجیدی مثل مهدی قایدی را جذب کنند و اگر این اتفاق رخ دهد، شاید مجیدی بتواند از اولین آزمون یک مربی ایرانی در امارات موفق بیرون بیاید.
از ایران به امارات؛ پیشرفت یا پسرفت؟
مجیدی در بیانیه خداحافظی خود، کار در امارات را یک تجربه تازه دانست. هواداران و عشاق سینه چاک او هم رفتنش به امارات را یک قدم رو به جلو برای پیشرفت میدانند و معتقدند هر مربی دیگری هم به جای او بود از این پیشنهاد استقبال میکرد. اما سوال اینجاست که کار در تیم رده یازدهمی امارات، برای مجیدی پیشرفت به حساب میآید؟
مجیدی تیم قهرمان لیگ برتر ایران را که در آسیا شناخته شده و محبوب است رها کرده و به تیمی کاملا معمولی در فوتبال امارات رفته است. عدهای معتقدند شانس کم استقلال برای حضور در لیگ قهرمانان آسیا یکی از دلایلی بوده که باعث شده مجیدی به پیشنهاد اماراتیها پاسخ مثبت بدهد اما این شانس برای الاتحاد کلا وجود ندارد! در واقع ممکن بود استقلال تحت شرایطی خاص، بتواند فصل آینده در لیگ قهرمانان آسیا حضور داشته باشد اما در الاتحاد کلبا، هیچ راهی به سوی لیگ قهرمانان آسیا وجود ندارد. با این حال، شرایط حرفهای فوتبال امارات میتواند در وسوسه شدن مجیدی موثر باشد.
او در امارات لازم نیست نگران زمین تمرین و کیفیت چمن و شرایط مالی باشگاه باشد و از جیبش به بازیکنان پاداش بدهد. حتی در تیم رده یازدهمی امارات هم همه شرایط لازم برای یک باشگاه حرفهای وجود دارد. این باشگاه یک استادیوم خانگی اختصاصی ۸۵۰۰ نفری دارد و نیازی نیست بابت بازی اجاره پرداخت کند. مجیدی در امارات میتواند فقط روی مسائل فوتبالی و تمرینات تیمش تمرکز کند و این چیزی است که در فوتبال ایران برایش مهیا نبود.
یک جدایی دیگر؛ بیوفایی یا حرفهایگری؟
راستش خیلی نمیشود به این کار مجیدی خرده گرفت. شانس مربیگری در جایی خارج از ایران اگر به سراغ هر مربی دیگری هم میآمد بعید بود که به آن پشت پا بزند. اما نکته اینجاست که مجیدی در آینده هم باید به قواعد حرفهای پایبند باشد. هواداران و دوستدارانش هم باید این واقعیت را بپذیرند.
مجیدی باید بداند که در فوتبال حرفهای هیچ باشگاهی خانه هیچ کسی نیست. قرار نیست هر وقت فرصت مناسب پیش آمد باشگاهی را با نادیده گرفتن احساسات هوادارانش ترک کنیم و هر وقت دلمان خواست با استفاده از فضای مجازی و فشار هواداران، شرایط را برای بازگشت به همان باشگاه آماده کنیم! مجیدی در بخش آخر بیانیه خداحافظی خود نوشته بود: «شک ندارم روزی خواهد رسید که با تجربه بیشتر و پختهتر استقلال را به قهرمانی آسیا میرسانم.» راستش ما به اندازه شخص آقای مجیدی مطمئن نیستیم.
نمیدانیم این فرصت کی پیش خواهد آمد که او دوباره روی نیمکت استقلال بنشیند و به قول خود او این تیم را به قهرمانی آسیا برساند. خیلی از اتفاقات باید دست به دست هم بدهد تا مجیدی را دوباره روی نیمکت استقلال ببینیم. او باید تا آن زمان اعتماد هواداران و مدیران باشگاه را نگه داشته باشد زیرا قرار نیست در صورت ناکامی احتمالی او در آینده، درهای باشگاه استقلال به روی مجیدی باز باشد! به هر حال فوتبال حرفهای است و تصمیمات احساسی برای فرزند استقلال و مدعی ادامهدهنده مکتب حجازی میتواند به ضرر هر دو طرف باشد.



