روزنامه هفت صبح، تیمور مستور | فوتبال ایران در ابتدای دهه پنجاه می‌خواست تجربه‌های بزرگ‌تری را به دست بیاورد. آزمایش خود در مقابل تیم‌های بزرگ اروپایی و آمریکایی. ایران در دهه چهل میزبان بسیاری از تیم‌های مشهور خارجی بود، این بازی‌ها هرچند موجب رونق فوتبال و محک خوردن بازیکن‌های کشورمان می‌شد اما معیار اشتباهی را برای ارزیابی قدرت فوتبال ایران به‌دست می‌داد.

تیم‌هایی که با پروازهای طولانی و در نیمه‌های شب به تهران می‌رسیدند و قبل از بازی دوستانه‌، گاه به نوشخواری در لابی‌های هتل می‌پرداختند و با ستاره‌هایی که یا روی نیمکت می‌نشستند و یا در طول بازی مواظب ساق پای خود بودند و ۹۰ دقیقه را طی می‌کردند تا در انتها دستمزدهای خود را دریافت کنند. تیم‌های اروپای شرقی در دهه چهل با وجدان و شرافت بیشتری در این بازی‌ها ظاهر می‌شدند اما آنها هم کم‌کم متوجه شدند که سفر به ایران نفتی یعنی خوشگذرانی در آفتاب خاورمیانه و خیلی هم لازم نیست تلاش کرد.

پس تهران میزبان چلسی و منچستریونایتد و بنفیکا و ناسیونال مونته ویدئو و سانتوس برزیل و بریستول و کریستال‌پالاس و بایرن‌مونیخ و هامبورگ و زنیت و اسپارتاک مسکو و دوکلاپراگ و گالاتاسرای و بی‌نهایت تیم‌های نامدار و بازیکنان ممتاز دیگر شد که به تهران می‌آمدند تا نمایشی از فوتبال را اجرا کنند و مثل یک سرگرم‌کننده قهار دستمزد بگیرند و با خود ببرند.

این بازی‌های دوستانه محملی شد برای حماسه‌سرایی‌های ستاره‌هایی که در رخوت چنین بازی‌های دوستانه‌ای گل زدن به گوردون بنکس تک‌چشم و دریبل زدن بکن‌بائر و گشودن دروازه مانگای اروگوئه‌ای را تجربه می‌کردند و آنها را به خاطراتی بدل ساختند برای نوه‌هایشان. بی‌آنکه کسی بپرسد چنین بازی‌های دوستانه‌ای هرگز نمی‌توانند ملاک‌های رسمی برای درخشش افسانه‌ای این بازیکن‌ها باشند.

این بازی‌های دوستانه و موفقیت‌هایش (که البته تاثیرات مثبتی هم داشته مطمئنا) و البته پیروزی‌های آسیایی موجب شد تا افکار عمومی برای محک زدن قدرت بازیکنانش در سطح جهان‌ حریص‌تر از همیشه باشد. از خاطره حضور تیم حسین فکری در المپیک توکیو به سال ۱۳۴۳ هم سال‌ها می‌گذشت.

وقتی تیم ملی در جام ملت‌های آسیا در بانکوک در اردیبهشت ۱۳۵۱ قهرمان شد و در انتخابی المپیک مونیخ هم موفق به صعود شد، اعتماد به‌نفس به سقف چسبیده بود. تقدیر ایجاب کرد که از خرداد تا شهریور تیم ملی در دو تورنمنت مهم بین‌المللی در مقابل قدرت‌های جهان فوتبال محک زده شود. دهداری سرمربیگری تیم را به رنجبر سپرد و اختلاف‌نظرهای زنجیره‌ای رنجبر با همایون بهزادی در نهایت موجب شد تا بهزادی در بهترین دوران خود هر دو تورنمنت را از دست بدهد. در تورنمنت برزیل همراه تیم بود اما در ترکیب قرار نگرفت و به المپیک هم نرفت.

در خرداد ماه تیم ملی عازم جام استقلال برزیل شد. نوعی جام جهانی کوچک با حضور بیست تیم. ایران با پرتغال و ایرلند شمالی و اکوادور و شیلی همگروه می‌شود. در اولین بازی با ایرلند شمالی روبه‌رو می‌شویم و با گل دقیقه ۱۰ پرویز قلیچ‌خانی پیش می‌افتیم اما ایرلندی‌ها دو بار دروازه ما را باز می‌کنند تا دو بر یک ‌شکست بخوریم. در دیدار دوم محک واقعی از راه می‌رسد. با پرتغال مواجه می‌شویم. قوی‌ترین تیمی که تا آن تاریخ روبه‌رویش قرار گرفته‌ایم.

یاران اوزه بیو و خب برای اولین‌بار نسل طلایی فوتبال ما طعم بازی با بازیکن‌های کلاس بین‌المللی را در یک بازی رسمی لمس می‌کند. بازیکن‌های ما همچون یک سری آماتور نمی‌توانستند حتی چند ثانیه توپ را حفظ کنند. سیستم یارگیری نفر به نفر که از سوی رنجبر برای مهار ستاره‌های پرتغال انتخاب شده بود،‌ توان ایران را ازبین برده بود و تلاش‌های آشتیانی و حاج‌قاسم و کلانی برای نفوذ به سد محکم مدافعان حریف کارساز نبود.

اگر حجازی (به‌رغم خوردن سه گل که در هیچکدامشان واکنش مثبتی نداشت) ‌درون دروازه ما نبود خدا می‌داند با چه نتیجه تحقیر‌کننده‌ای از زمین شهر رسیف برزیل بیرون می‌آمدیم. بازی با نتیجه سه بر صفر به‌نفع پرتغال تمام می‌شود‌. در سومین بازی مقابل اکوادور قرار می‌گیریم و یک بر یک به تساوی می‌رسیم. باز هم قلیچ‌خانی گل می‌زند‌. درآخرین بازی مقابل شیلی هم با نتیجه دو بر یک مغلوب می‌شویم. این‌بار مجید حلوایی گل می‌زند. در گروهمان در مکان پنجم قرار می‌گیریم.

دو ماه بعد تیم ملی این‌بار به المپیک مونیخ می‌رود. با عجیب‌ترین انتخاب بازیکن‌ها. بدون کلانی و بهزادی و غلامحسین مظلومی و ناصر حجازی. باز هم با هدایت رنجبر. درون دروازه رشیدی فیکس است و ذخیره‌اش هم رضا قفلساز. در خط حمله محمود خوردبین و ایرانپاک فیکس بازی می‌کنند.

علی جباری و جعفر کاشانی هم عموما روی نیمکت ذخیره‌ها هستند. نتیجه شرم‌آور بود. ۵ گل از مجارستان خوردیم و چهار گل از دانمارک. هرچند در بازی آخر تیم غیرحرفه‌ای برزیل را با یک گل شکست می‌دهیم. این برزیل یک تساوی از دانمارک گرفته بود و به شکل میلیمتری به مجارستان باخته بود. از المپیک که بر‌می‌گردیم دیگر همه فاصله عظیم فوتبال ایران با سطح اول و دوم فوتبال جهان را درک کرده بودند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - ورزشیرا اینجا بخوانید.