روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| حالا که محبوبیت فرهاد مجیدی به بالاترین حد خودش رسیده و احتمالا از آیکنهای تاریخی استقلال مثل مرحوم ناصر حجازی و مرحوم منصور پورحیدری سبقت خواهد گرفت، بد نیست مسیری که او پشتسر گذاشته، حاشیههایی که داشته و البته ثروتی که به او اجازه میداد از جیب به بازیکنانش پاداش بدهد را مرور کنیم و ببینیم مجیدی چه تغییراتی کرده که بعضیها حتی پای جادو و جمبل را هم وسط میکشند!
یک: جادوگر، تراپیست یا تغییر نگاه تاکتیکی؟
یکی از کسانیکه شناخت خوبی از فرهاد مجیدی دارد، به هفت صبح میگوید: «یکی از دلایلی که خیلیها به موفقیت فرهاد در استقلال و قهرمانی او امیدی نداشتند، این بود که بهنظر میرسید فوتبال دغدغه اصلی زندگی فرهاد نیست، تجارت، ساختوساز و بهطور کلی جنبههای دیگر زندگی او آنقدر پررنگ بود که بهنظر میرسید نمیتواند همه چیزش را وقف فوتبال کند. به محض گیر آمدن فرصتی کوچک راهی امارات میشد و اصلا میگفتند برای همین هم هست که به سرعت قهر میکند و برمیگردد سر مشغولیت اصلیاش اما این فصل خیلی چیزها برای او تغییر کرد. اما اینکه چه کسی یا چه چیزی پشت این تغییرات بوده، موضوعی است که نمیشود بهراحتی دربارهاش حرف زد، چون عوامل زیادی دخیل بوده.»
بعضیها این تغییرات را به پای پشتپردههای ماورایی فوتبال نوشتند تا جاییکه اخیرا خبرنگار ایلنا در نشست خبری، مستقیما از مجیدی درباره این ماجرا پرسید و جواب شنید که جادویش دعای مادر پیرش و نظر لطف پدر مرحومش است. بعضیها هم میگویند که او از روانشناسها کمک گرفته تا بعضی روحیاتش را تغییر دهد و تابآوریاش را بهنحوی بالا ببرد. عده دیگری میگویند تغییر نگاه تاکتیکی که به کمک مشاورههای بینالمللی و روشهای علمی بهدست آورده باعث شده که نتیجه بگیرد و این نتیجه گرفتن او را پای استقلال نگه داشته است. گواه آنها تغییر واضح حرفهای مجیدی و سیستم بازی تیمش است.
فرهادی که دو سال پیش گفته بود: «اصلا برایم مهم نیست چند گل میخوریم، مهم این است که دو برابر گلهای خورده گل میزنیم» حالا میگوید: «از اینکه تیمم گل نمیخورد، بیشتر خوشحال میشوم تا اینکه تیمم ۵ گل بزند». فصلهایی که فرهاد مجیدی بهجای وینفرد شفر، آندرهآ استراماچونی و محمود فکری هدایت استقلال را در دست گرفت، بهرغم ارائه فوتبال بهاصطلاح زیبا و چشمنواز هرگز دستش به هیچیک از جامهای حذفی و لیگ برتری نرسید اما فرهاد مجیدی فصل بیستویکم را با استراتژی متفاوتی استارت زد تا به نقطهای رسید که به گل نخوردن و نباختن افتخار کند.
دو: خوشتیپ نهچندان کمحاشیه
فرهاد ۴۶ ساله که پدر و مادر قائمشهری دارد و کودکیاش را بهخاطر شغل پدرش در شهرک صنایع دفاع ورامین گذرانده، یکی از بازیکنهای خوشتیپ آبیها بود و همین او را در مرکز توجه حاشیهسازها قرار میداد. موضوعی که بهنظر نمیآمد چندان برایش ناخوشایند باشد. او را همیشه خوشلباس و سوار بر ماشینهای لوکس میدیدیم و در عکسها در ویلاهای آنچنانی برایمان لبخند میزد اما این خوشتیپی چنان برایش حاشیه درست نکرد که بازیکن تراز اولی نباشد، مخصوصا در استقلال. او مجموعا برای استقلال ۹۳ گل زد بهخصوص چهار گل به پرسپولیس در چهار دربی.
او خیلیزود و در ۱۸سالگی و وقتی که در بهمن تهران توپ میزد توسط مایلیکهن به تیم ملی دعوت شد اما حضور بازیکنهای طلایی آن سالها باعث شد که در تیم ملی خیلی جای درخشش نداشته باشد و کارنامهاش فقط ۱۰ گل ملی دارد که چهارتای آنها در بازیهای دوستانه بوده است. بعضی شایعه کردند که اختلاف خارج از زمین با علی دایی موجب دوری او از تیم ملی در دوران برانکو شده بود اما مجیدی سال پیش در جلسهای با نوجوانان آنهارا به پیروی از سبک زندگی علی دایی فراخواند.
او بیشتر دوران فوتبال خودرا در امارات گذراند اما وقتی در ۳۴ سالگی به استقلال برگشت بسیار درخشان ظاهر شد. تا در نهایت هم با وجود اینکه اوایل کار کیروش در ایران، به تیم ملی دعوت شد اما در نامهای به کفاشیان از این تیم خداحافظی کرد و گفت که به دلایل سنی ترجیح میدهد به جوانترها میدان بدهد و نمیخواهد جوانان دیگری به سرنوشت سالهای جوانی او دچار شوند و به این دلیل از تیم ملی محروم باشند. بعد از آن بود که برای گرفتن مدرک مربیگری راهی انگلستان شد.
در تمام این سالها او حاشیه کم نداشت؛ مثلا ۲۹ فروردین ۱۳۹۱ مجیدی که یکی از بازیکنان سابق استقلال بهشمار میرفت و در الغرافه قطر توپ میزد، در بازی جام باشگاههای آسیا بین تیمهای پرسپولیس تهران و الغرافه قطر و در حضور بیش از ۹۰ هزار تماشاگر سرخپوش، بعد از اینکه با دریافت کارت زرد دوم از زمین مسابقه اخراج شد، پیراهن زرد رنگ الغرافه قطر را از تن خود خارج کرد و در حالیکه لباس آبی (همرنگ پیراهن استقلال تهران) تنش بود، بعد از بوسیدن آن، به تماشاگران پرسپولیس عدد ۴ را نشان داد که نشانه چهار برد پیاپی استقلال از پرسپولیس در دربی بود. جالب اینکه با وجود همه اعتراضهایی که برای این کار به او شد، فرهاد هنوز هم میگوید این یکی از شیرینترین لحظههای زندگیاش بوده است، آنهم در کنار قهرمانی آسیا با العین امارات که او با پرچم ایران در جشن قهرمانی شرکت کرد.
سه: از احمدینژاد تا ارز ۴۲۰۰ تومانی
مجیدی حداقل دو حاشیه غیرفوتبالی هم داشته است؛ یکی اینکه میگویند او بازیکن محبوب محمود احمدینژاد بوده است. این را عبدالرضا داوری مشاور وقت احمدینژاد گفته و ادامه داده که فرهاد و احمدینژاد جلسات زیادی هم با هم داشتهاند و در روز پنجم آبان ۱۳۸۹ هم، محمود احمدینژاد و مورالس رئیس جمهور وقت بولیوی ، همراه با فرهاد مجیدی و بعضی دیگر از بازیکنهای معروف با هم فوتسال بازی کردند.
بعدتر یک ماجرای اقتصادی هم اسمش را بیرون از صفحه ورزشی رسانهها نشاند، وقتی نام او بهعنوان کسی که ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات دریافت کرده، شنیده شد. در واقع احمد امیرآبادی فراهانی، عضو هیات رئیسه مجلس در توئیتی نوشت: «پیشنهاد کوپنی شدن کالاهای اساسی را برای دسترسی عموم مردم و با قیمت مناسب ارائه داده بود، اما معمولاً با مخالفت دولتیها مواجه شده بود، چون ارز ۴۲۰۰ تومانی مختص افراد خاص است و اجناس آنهم دست مردم نمیرسد. آقای فرهاد مجیدی فوتبالیست مشهور ۹ بار در لیست تخصیص ارز دولتی بوده است.»
فرهاد مجیدی هم به سرعت در مقام پاسخ برآمد و با یک استوری به هوادارانش اعلام کرد که این موضوع حقیقت ندارد و هیچ شرکتی در ایران بهنام او نبوده و از این نماینده مجلس شکایت میکند. غائله به همینجا ختم نشد و نماینده مجلس جواب داد که وزارت صنعت، معدن و تجارت ادعای او را تایید کرده و این فوتبالیست بگوید که به چه علت روزهای ۲۸ و ۳۱ تیرماه آن سال به دفتر بازرگانی وزارت صنعت، معدن و تجارت مراجعه کرده است؟ او ادامه داد که منتظر شکایت مجیدی است تا اسناد بیشتری را افشا کند. روابط عمومی بانک مرکزی هم در واکنشی عجیب به باشگاه خبرنگاران گفت که این مسئله را نه تایید و نه تکذیب میکند! نماینده مجلس اما کوتاه نیامد و در حاشیه یکی از نشستهای مجلس به خبرنگاران گفت که فرهاد مجیدی آمده بود تا برای شرکتی سفارش کند تا دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفته و غلات و خوراک دام وارد کند.
چهار: اختلاف با ژنرال
رابطه فرهاد مجیدی با امیر قلعهنویی هم در تمام سالهای اخیر یکی از حاشیههای دور و بر او بوده است و دیگر همه میدانند که این دو نفر با هم خوب نیستند و ماجرا فراتر از رقابت بر سر مربیگری استقلال است. مجیدی همیشه سعی کرده اینطور جا بیندازد که برای استقلال خودش نماد مربیگری علمی و نگاه بهروز است، در مقابل قلعهنویی که به مربیگری سنتی مشهور است. او چندباری هم قلعهنویی را به چوب گذاشتن لای چرخ تیمش متهم کرده است مثل بازی مقابل گلگهر که غیبت کوین یامگا و رودی ژستد را به امیر قلعهنویی نسبت داد و گفت که توقع این حاشیهها را داشته، چون میدانسته با چه کسی بازی دارد.
پنج: پاداشها از کجا میآید؟
حالا میرسیم بهجایی که شاید جالبترین بخش گزارش باشد؛ یعنی وضعیت مالی فرهاد مجیدی و جواب دادن به این سوال که او چقدر ثروتمند است و پاداشهای چندده میلیونی که از جیب به بازیکنان میدهد، از کجا میآیند و چطور میتواند حتی دستمزد احتمالا میلیاردی دستیارش را هم خودش بدهد. کسانی که او را میشناسند به هفت صبح میگویند که او از همان زمانی که در تیمهای حاشیه خلیجفارس بازی میکرد، سرمایهگذاری در بازار ملک دوبی و ابوظبی را شروع کرد و حتی یکی از سازندههای معروف ویلاهای لوکس شمال ایران هم هست. این منبع فعالیت تجاری مجیدی بهعنوان واردکننده را رد میکند و میگوید که برخلاف بازیکنهای معروف سابق که حالا مربی هستند و لوازم ورزشی و حتی ادکلن وارد میکنند، برای مجیدی واردات، یک بیزینس جدی محسوب نمیشود.
مرور خبرهای گذشته هم یادمان میاندازد مجیدی پس از آنکه با العین، قهرمانی در آسیا را جشن گرفت، یک ویلا در ساحل جمیرا از شیخ دوبی هدیه گرفت. حرف و حدیثهای تایید نشده هم میگویند که او یک فروشگاه به ارزش یک و نیم میلیون دلار در امارات دارد و سولهای تجاری در دوبی خریده که پولهایی که به پای استقلال میریزد، از محل اجاره دادن این سوله به دستش میرسد. منبع هفت صبح میگوید که با توجه به روند صعودی درآمدهای فرهاد بعید نیست که او چند سال دیگر حتی از علی دایی هم پولدارتر شود.



