روزنامه هفت صبح | لیگ برتر تعطیل است و جامحذفی هم دیشب تمام شد و فوتبال باشگاهی ایران به خواب تابستانی رفت اما بازار نقل و انتقالات به زودی داغ خواهد شد. در این میان درباره سرنوشت چند بازیکن مهم ابهاماتی وجود دارد که احتمال حضور آنها در فصل بعد لیگ برتر را بررسی میکنیم.
سیدجلال حسینی: کاپیتان پرسپولیس در آستانه ۴۰ سالگی، پنجمین قهرمانی متوالی خود در لیگ برتر را با پرسپولیس جشن گرفت. او البته سهم بزرگی در این قهرمانی اخیر داشت اما نسبت به فصول قبل کمتر برای پرسپولیس به میدان رفت. به خصوص در هفتههای آخر، سیدجلال تبدیل به نیمکتنشین فیکس پرسپولیس شد و در بعضی از بازیها در وقتهای تلف شده به میدان رفت. این حضور کمرنگ در بازیهای پایانی فصل، حتی شایعاتی را هم ایجاد کرد.
ابتدا گفته میشد او با یحیی گلمحمدی اختلاف پیدا کرده و از بعضی تصمیمات او دلخور است. حتی کار به جایی رسید که هواداران پرسپولیس منتظر تکرار ماجرای تلخ خداحافظی مهدی مهدویکیا و علی کریمی که در دوران قبلی سرمربیگری یحیی در پرسپولیس اتفاق افتاد، توسط سیدجلال بودند اما ماجرای او در پرسپولیس با بازی کردن در دقایق پایانی بازی با پیکان که منجر به قهرمانی این تیم با کاپیتانی سیدجلال شد، پایان خوشی داشت. با این حال سوالات زیادی در ذهن هواداران پرسپولیس درباره آینده سیدجلال وجود دارد.
او چند ماه دیگر وارد پنجمین دهه زندگیاش خواهد شد و در این سن و سال، بازی کردن در پرسپولیس زیاد آسان نیست. او احتمالا اگر تصمیم به ادامه بازی در این تیم بگیرد، باید قبول کند که در بیشتر بازیها و دقایق نیمکتنشین باشد اما یک سناریوی دیگر درباره سیدجلال وجود دارد که حکایت از بازگشت او به ملوان دارد. گفته میشود ممکن است او سال آخر فوتبالش را در تیم شهر زادگاهش سپری کند و با پیراهن ملوان از فوتبال خداحافظی کند. اگر این اتفاق بیفتد، سیدجلال را در لیگ بیست و یکم نخواهیم دید.
مسعود شجاعی: او حالا ۳۷ ساله است و یک فصل نسبتا تلخ و ناامیدکننده را پشت سر گذاشته. در تراکتور بازی کرد و چند هفته پس از شروع فصل، جانشین موقت منصوریان روی نیمکت این تیم شد. مدتی به عنوان بازیکن-مربی فعالیت داشت تا اینکه رسول خطیبی هدایت تراکتور را به عهده گرفت. خیلی زود از ترکیب اصلی تراکتور دور شد و بیشتر وقتش را روی نیمکت این تیم گذراند. در نهایت پس از صعود معجزهآسای تراکتور در لیگ قهرمانان آسیا و بازگشت این تیم به ایران، مشخص شد که اختلافات زیادی بین او و خطیبی وجود دارد.
مدتی در تمرینات تیم غیبت داشت و سرانجام قبل از بازی سوپرجام مقابل پرسپولیس، باشگاه تراکتور رسما جدایی او را اعلام کرد و شجاعی در اواخر فصل بدون تیم ماند. او در تیم ملی هم روزهای بدی را سپری کرد. در بازی رفت مقابل عراق با خطایی ناشیانه اخراج شد و یکی از مقصران اصلی باخت تیم ملی لقب گرفت. در ادامه و با رفتن مارک ویلموتس و آمدن دراگان اسکوچیچ، جایگاهش در تیم ملی را هم از دست داد و دیگر به تیم ملی دعوت نشد. حالا که فصل به پایان رسیده، سرنوشت او به شدت مبهم به نظر میرسد.
با سن و سالی که دارد بعید است تیمهای بزرگ مثل پرسپولیس، استقلال و سپاهان تمایلی به جذب او داشته باشند. ضمن اینکه حتی در همین سن و سال هم به خدمت گرفتن او برای هر تیمی هزینهای گزاف به دنبال خواهد داشت. نزدیکترین و احتمالا جذابترین اتفاق برای او، بازی در صنعتنفت آبادان و شهر زادگاهش است. البته شایعاتی مبنی بر احتمال سرمربیگری او در صنعتنفت هم شنیده میشود که خیلی هم جدی نیست اما غیرممکن هم نیست. در مجموع احتمال بازی کردن او در لیگ بیست و یکم کم است، مگر اینکه خود او بیخیال تیمهای بزرگ شود و به بازی در تیمهایی معمولی رضایت بدهد.
اشکان دژاگه: دوست صمیمی و همبازی چند سال اخیر مسعود شجاعی شرایط متفاوتتری نسبت به او دارد. دژاگه هم مثل شجاعی این چند سال را در تراکتور گذراند اما در لیگ بیستم اوضاع زیاد بر وفق مراد او نبود. برخلاف دو فصل قبل که حضوری پررنگتر و موثرتر در ترکیب این تیم داشت، در لیگ بیستم، فقط در ۱۱ بازی برای تراکتور به میدان رفت و فقط دو گل زد. او هم مثل شجاعی، در نیمههای راه با رسول خطیبی به مشکل خورد و پس از مدتی غیبت در تمرینات، سرانجام یک روز قبل از بازی با پرسپولیس در سوپرجام، رسما از تراکتور جدا شد اما همانطور که گفته شد وضعیت فعلی او تفاوتهای زیادی با مسعود شجاعی دارد.
اولا که دژاگه دو سال از شجاعی جوانتر است. نکته دوم اینکه او به دلیل بازی مداوم در فوتبال اروپا آمادگی بدنی بیشتری نسبت به شجاعی دارد. اصلا همین که شایعه شده او این روزها از پرسپولیس و استقلال پیشنهاد دارد نشان میدهد که هنوز با دوران پایان فوتبالش فاصله دارد و خب بازی در این دو تیم هم به شدت وسوسهکننده است اما چیزی که احتمال حضور او در لیگ بیست و یکم را پایین میآورد، توقعات مالی و دلاری اوست که خیلی از باشگاههای ایرانی از عهدهاش برنمیآیند. به همین دلیل به احتمال زیاد فصل بعد باید او را در تیمی عربی یا حتی اروپایی البته از نوع معمولی و کم نام و نشان ببینیم.
مهدی قایدی: ستاره خوشتکنیک استقلال حالاحالاها جا برای فوتبال بازی کردن دارد اما دو دلیل وجود دارد که نشان میدهد نباید زیاد منتظر دیدن او در لیگ بیست و یکم باشیم. اولین دلیل پیشنهادهایی از تیمهای قطری است که برای او و هر بازیکنی جذاب و وسوسهکننده است. از الدحیل و یکی دو تیم قطری به عنوان جدیترین مشتریان قایدی نام برده میشود. دومین دلیل، بیپولی باشگاه استقلال است. حتی اگر مدیران و فرهاد مجیدی تمایلی به فروش او نداشته باشند، به احتمال زیاد مجبور خواهند شد او را بفروشند تا بخش قابلتوجهی از مشکلات مالی باشگاه حل شود. مصاحبههای بودار او و وضعیت نامساعد مالی استقلال باعث شده تا او را از همین حالا یکی از غایبان بزرگ لیگ بیست و یکم بدانیم.



