روزنامه هفت صبح | المپیک توکیو برای ما خیلی رویایی و میخکوبکننده شروع شد؛ با یک مدال طلا در رشتهای که اصلا کسی از آن توقع نداشت.جواد فروغی در رشته تیراندازی تپانچه ۱۰متر به مقام نخست رسید تا برای اولینبار در تاریخ ما هم در رشتهای غیر از کشتی و وزنهبرداری و تکواندو مدال المپیک کسب کنیم.بعد از او ورزشکارانی از صربستان و چین در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند و نمایندگان کرهجنوبی، اوکراین، صربستان و آلمان در این ماده همه پشت سر قهرمان ایرانی ماندند.
حالا جدا از کسب این مدال ارزشمند که باعث شد در روز اول بازیهای المپیک ۲۰۲۰ ایران بعد از چین موقتا در رتبه دوم ردهبندی کشورها قرار بگیرد، باید به خود این ورزشکار ایرانی یعنی جواد فروغی مفصل بپردازیم که واقعا پدیده عجیبی است. یک پدر ۴۲ساله با سه فرزند. شاغل در بیمارستان بقیهالله به عنوان پرستار که مثل بقیه کادر درمان در دو سال اخیر در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری کرونا بوده.او متولد دهلران از استان محروم ایلام است و به طور اتفاقی وارد ورزش تیراندازی شده و تازه چهار سال پیش اولین مدال خود را کسب کرده. عجیبتر از موارد قبلی اینکه به عنوان نیروی مدافع حرم سابقه اعزام به سوریه را هم دارد.
خود این سوابق و فعالیتهای بیرون دنیای ورزش دیروز زمینهساز بعضی جدلهای تکراری سیاسی در فضای مجازی هم شد که جلوتر به این موضوع هم اشاره میکنیم. با این همه مهمترین ویژگی جواد فروغی که چه طرفدارانش و چه مخالفانش میتوانند به آن غبطه بخورند آرامش و طمانینه فوقالعاده اوست. چه در مصاحبههای مقابل دوربین و چه در هنگام مسابقات ورزشی پختگی و کاربلد بودن او به وضوح قابل مشاهده است.جواد فروغی شبیه انسان سرد و گرم چشیدهای رفتار میکند که ما را متقاعد میکند در سالهای آینده هم خیلی بیشتر از او خواهیم شنید.
فروغی مدال دیگری هم داشت؟
دوران ورزش حرفهای جواد فروغی خیلی دیر شروع شده.او تازه در سال ۲۰۱۸ برای اولینبار در مسابقات معتبر بینالمللی شرکت کرد که بازیهای آسیایی جاکارتای اندونزی بود و بیستویکم شد.در مسابقات قهرمانی جهان کرهجنوبی هم او در همین رشته تپانچه بادی ۱۰متر نفر هفتادویکم شد! سه سال بعد اما زندگی ورزشی جواد فروغی کلا متحول شد.در مسابقات جهانی هند و بعد کرواسی پشت سر هم رتبه اول را کسب کرد و تا رسیدیم به مدال طلای دیروز در المپیک توکیو.
مسنترین مدالآور المپیک ایران
جواد فروغی متولد ۲۰شهریور ۱۳۵۸ است و به عبارتی او ۴۱سال و ۱۰ ماه سن دارد بنابراین لقب مسنترین مدالآور المپیکی ایران را هم باید به این ورزشکار بدهیم. تا پیش از این محمود نامجوی وزنهبردار ایرانی با مدال برنز در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن مسنترین مدالآور ایران بود. جواد فروغی البته کلا ورزش حرفهای را دیر شروع کرده و تازه ۱۰سال پیش با رشته تیراندازی آشنا شده و در طبقه منفی ۲ بیمارستان تمرین کرده و در نهایت به اوج موفقیت رسیده است.
جهش جواد فروغی در گوگل!
تا قبل از شروع مسابقات المپیک جواد فروغی عملا ورزشکار شناخته شدهای برای افکار عمومی نبود.تیراندازی هم معمولا رشته مهجوری است و در المپیک هم هیچوقت برای ما مدالآور نبوده. بعد از موفقیت جواد فروغی اما شاخص جستوجوی نام او به عدد ۱۰۰ رسیده و نکته جالب اینجاست بیشترین آمار جستوجوی اسم او از استان زادگاهش یعنی ایلام است. ایلامیها تقریبا پنجبرابر بیشتر از دومین استان یعنی خراسان جنوبی یا در رتبه بعد کرمانشاه اسم این قهرمان المپیکی را جستوجو کردند.
کشمکش سیاسی در مورد مدال ورزشی
فعالیت جواد فروغی در مناطقی از سوریه و همکاری او با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و انداختن چفیه باعث شد که دیروز بعضی کاربران شبکههای اجتماعی باهم درگیری پیدا کنند. بعضی کاربران ارزش مدال طلای جواد فروغی را به رخ مخالفان سیاسی میکشیدند و از سوی مقابل هم بعضی مخالفان در ضدیت با این ورزشکار المپیکی توئیت میکردند. ورای این کشمکشها البته بعضی هم یادآوری کردند چه اصراری است ورزش را با مسائل سیاسی مخلوط کنیم؟
تبریک رئیس فدراسیون آمریکا به ایران
در حالی که بعضی کاربران در حال جر و بحث با هم بودند که باید مدال طلای جواد فروغی را تبریک بگویند یا نگویند رئیس فدراسیون تیراندازی آمریکا این مدال را به علی دادگر رئیس فدراسیون ایران تبریک گفت و یک عکس صمیمی و دوستانه هم باهم انداختند.
راز آرامش مدالآور ایران
آرامش مثالزدنی جواد فروغی در مسابقه دیروز و حرکات او بعد از قهرمانی نقل محافل شده بود. او در مصاحبه بعد از کسب مدال راز این آرامش را اینطور توصیف کرد:«مرحله مقدماتی را با آرامش شروع کردم، اما در راند پنجم نمرهام کاهش پیدا کرد و استرس شدیدی پیدا کردم. واقعا خدا در مرحله فینال به من آرامش داد.وقتی هم که با نفرات قبلی اختلاف امتیاز پیدا کردم آرامشم بیشتر شد.البته ناگفته نماند که درصدی از این آرام بودن هم به شخصیت خودم بر میگردد.»
این جمله از او هم شنیدنی بود که در مورد هدفش برای رسیدن به این مدال توضیح داد:«من از مدتها پیش عکس مدال طلا را پروفایل خودم قرار داده بودم و حتی ساخت مدال را با دقت نگاه میکردم و میدانم که حتی وزن آن ۵۳۸ گرم وجنس آن از نقره با روکش طلاست و در نهایت هم به آن رسیدم.» جواد فروغی در مصاحبه دیروز فاش کرد که از بیماری افتادگی دریچه میترال هم رنج میبرد و گاهی تپش قلب پیدا میکند.
ماجرای حضور در سوریه
جواد فروغی بین سالهای ۹۲ تا ۹۴ به عنوان پرستار در کنار مدافعان حرم حضور داشته. او پیش از این در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه سلامت پخش شده خاطرات خود را همراه با دو مهمان دیگر از روزهای حضور در سوریه تعریف کرده که بخشهایی از آن دیروز در شبکههای اجتماعی هم بازنشر میشد.
جواد فروغی در این مصاحبه میگوید در نزدیکی دمشق و خان طومان و روستای جورین سوریه در پایگاه بهداری به مدافعان حرم خدمت کرده. او حتی در این مصاحبه خاطراتی از مداوای اسیران داعشی هم تعریف میکند و توضیح میدهد که طبق عقاید دینی خود با اسرا برخورد بدی نداشته و به وضعیت مصدومان آنها صرفا رسیدگی کرده است. گفتنی است او سابقه حضور در مسابقه تلویزیونی عصر جدید را هم دارد و در یکی از قسمتها به عنوان مهمان در همین رشته تیراندازی با اسلحه بادی هنرنمایی کرده است.
روایت دست اول از روزهای حضور در سوریه
سعید لک یکی از پرستارانی است که در دوران مبارزه با داعش برای کمک به مدافعان حرم به سوریه اعزام شده.او در مورد ماجرای حضور جواد فروغی در سوریه را هم اینطور شرح میدهد: «جواد فروغی علاوه بر مهارت در جبهه مقاومت هوش بالایی هم داشت.کار درمان کردن در جبهه مستلزم این است که فرد در لحظه استراتژی خودش را بشناسد و بتواند تصمیم بگیرند. خاطرهای که من در ذهنم دارم مربوط به شنیدههایم از آن دوران است.
داعش تلاش میکرد تا ضربات زیادی به مردم و به خصوص ایرانیها وارد کند یا گاهی برای سر آنها جایزه میگذاشت ولی چیزی که درباره او شنیده بودم این است که با مراجعین داعشی طوری برخورد میکرد که فرقی نداشت بیمار دشمن باشد یا دوست.در هر صورت او را درمان میکرد و کار خودش را انجام میداد. آنجا جنگ بود و در درمانگاهها و بین مراجعان سوری خانوادههایی بودند که یک عضو داعشی داشتند. اینطور بود که بیمار داعشی هم ممکن بود بین بیماران باشد.» این پرستار اضافه میکند:«جواد فروغی فکر میکنم در دمشق و حلب حضور داشت و مرتب همه البته جابهجا میشدیم و به پایگاههای مختلف میرفتیم.حضور در این مناطق نیاز به توانایی بدنی و مقاومت جسمی بالایی دارد.»
برای آرش تیراندازی ایران
احسان محمدی نویسنده سایت عصر ایران یکی از دوستان دوران کودکی جواد فروغی در دهلران بوده و دیروز در یادداشتی در این سایت با تیتر «برای جواد فروغی، آرش تیراندازی ایران» خاطراتی از زندگی سالهای دور این قهرمان المپیکی را مرور کرده که بخشهایی از آن را برایتان نقل میکنیم:
همانطور که وقتی در گرمای ۵۰درجه خردادماه دهلران ما پیاده به سمت دبیرستان امام خمینی میرفتیم فکرش را هم نمیکردیم که جواد با آن چشمهای درشت و پوست آفتابسوخته تیرانداز تیم ملی بشود! ما؟ تیم ملی؟ دهلران را همین الان هم به سختی میشود روی نقشه پیدا کرد چه رسد به میانه دهه ۷۰ که مردم هنوز داشتند آجر روی آجر میگذاشتند تا شهری که از جنگ هزار تکه شده بود را دوباره بسازند.
با جواد فروغی رشته علوم تجربی میخواندیم.
همکلاسی کمحرفی که البته شیطنتهای زیرپوستی خودش را داشت. قاری قرآن بود و میرفت سر صف و چند باری هم گروه سرود بودیم. خیلی اهل ورزش نبود. دستکم در قیاس با ما که از هر فرصتی استفاده میکردیم که برویم سراغ فوتبال و زیر آفتاب آنقدر بازی میکردیم که سیاه و کبود میشدیم. جواد همین بود که هست. کم حرف، با اعتقادات مذهبی و برخاسته از خانوادهای سختی کشیده و محروم اما محترم و شریف.
همان موقع که تپانچه را برمیداشت، گلولهای در آن میگذاشت چشمم به چفیهاش بود که پهن کرده بود.وقتی به تیر آخر بوسه زد، وقتی بعد از قهرمانی چفیه را پهن کرد، با همان آرامش و وقار. او به چیزی تظاهر نمیکند.باور قلبی و اعتقادات عمیق خودش را دارد.سجده شکر کرد و بعد موجی از شادی در کشور پیچید.چیزی که به آن نیاز داشتیم.مثل آب برای خوزستان. وقتی قرار شد روی سکو برود همان جوادی شد که ما در کلاس میشناختیم، با همان شیطنت زیر پوستاش.پرید روی سکو و انگار همه ما با او پریدیم روی سکو. همه ما در ایران، همه ما همکلاسیهایش در دهلران که سر به سرش میگذاشتیم. همه مردم شهری که هنوز رنجور است و دردکشیده.



