روزنامه هفت صبح، اشکان جاویدی| بعضی از حرفه‌‌ها بیشتر از آنکه محصول دنیای واقعی باشند، زاییده‌ خیال‌پردازی در عالم سینما هستند؛ مانند آدمکشی به مثابه یک حرفه‌ تخصصی. این روزها با انتشار «آدم‌کش» فیلم جدید دیوید فینچر دوباره بحث بر قاتلان سینمایی بالا گرفته. چه در قالب تفریح فیلمبازها برای مقایسه توانایی و بی‌رحمی قاتلان با همدیگر باشد و چه بهانه‌ای برای مرور یکی از زیرشاخه‌های پرطرفدار ژانر جنایی، بد نیست که نگاهی داشته باشیم به تعدادی از قاتلان جذاب و مخوفی که در فیلم‌‌ها و سریال‌ها دیده‌ایم.

‌این اسلحه کرایه‌ای است (۱۹۴۲) / This Gun for Hire
از نسل فیلم‌های آمریکایی دوران جنگ جهانی که بعدا با عنوان جریان نوآر شناخته شدند. فیلم بر اساس رمانی از گراهام گرین ساخته شده و طبق انتظار از نظر سیر داستان و پیچش‌های روایی کمی به درام‌های جاسوسی نزدیک می‌شود. اما از در بحث تاریخ سینما از این نظر واجد اهمیت است که در اقدامی کم‌سابقه یک قاتل حرفه‌ای را به‌عنوان شخصیت اصلی داستان معرفی می‌کند؛ ایده‌ای که در ادامه و به شکل‌های مختلف در فیلم‌های جنایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. تاریخ سینما را که بگذاریم کنار، «این اسلحه کرایه‌ای است» برای مخاطب امروزی چیز تازه و جذابی ندارد و شاید مهم‌ترین عنصر به جا مانده از آن حضور ویکتوریا لیک باشد.

قاتل اجاره‌ای (1958) / Murder by Contract
همیشه پای یک زن در میان است، حتی اگر قاتلی حرفه‌ای و کارکشته باشید. احتمالا «قاتل اجاره‌ای» جزو مهم‌ترین آثاری است که این گزاره‌ سینمایی را در ذهن مخاطبان جا انداخته. فیلمی ارزان و گمنام که کلا ظرف هفت روز ساخته شده بود و سال‌ها زمان برد تا به اثری کالت و مورد توجه تبدیل گردد. داستان درباره‌ یک قاتل حرفه‌ای است که برای کشتن یک زن استخدام می‌شود و همین کار را برایش سخت می‌کند؛ چون سوژه با قتل‌های قبلی‌اش فرق دارد و وقتی برای پیش بردن نقشه‌ قتل تلاش می‌کند، پیچیدگی‌ در کارش مواجه می‌شود، چرا که به گفته‌ خودش کشتن زن‌ها به دلیل غیرقابل پیش‌بینی بودنشان سخت‌تر است. مارتین اسکورسیزی درباره‌ اهمیت و ارزش «قاتل اجاره‌ای» گفته که شاید تاثیرگذارترین فیلم برای ورود او به سینما بوده و احتمالا همین برای خیلی از فیلمبازها می‌تواند قانع‌کننده و کنجکاوی‌برانگیز باشد.

سامورایی (1967) / Le Samourai
گاهی وقت‌ها تماشای یک فیلم برای آشنایی با شکل و فرم مشخصی از سینما کفایت می‌کند. «سامورایی» هم در بحث قاتلان قراردادی چنین جایگاهی دارد. درست است که شاهکار ژان پی‌یر ملویل شاید خود با الهام از نمونه‌های شاخص در سینما و ادبیات جنایی آمریکایی و فرانسه در سال‌های دورتر ساخته شده، اما به چنان اصالت و غرابتی دست پیدا می‌کند که می‌تواند این زیرگونه را از نو تعریف نماید. داستان درباره‌ قاتلی خونسرد و متخصص است که ماموریت آخرش درست پیش نمی‌رود و وقتی احساس می‌کند که زندگی‌اش از کنترل خارج شده، تصمیم می‌گیرد تا بازی را تغییر دهد و این بار همه چیز را به شیوه‌ خودش تعریف کند. طبق انتظار پای یک زن هم در میان است. به راحتی می‌توان کل سینمای ملویل را در همین یک اثر خلاصه کرد، بدون هرگونه کم و کاستی. در این میان نباید حضور آلن دلون را هم فراموش کرد که به شمایلی تکرارنشدنی تبدیل می‌شود.

نشان‌شده برای کشتن (1967) / Branded To Kill
قاتلان اجاره‌ای در فیلم‌های رده ب آمریکایی متولد شدند و بعد در تولیدات اروپایی و آسیایی به حیات خود ادامه دادند. طبعا همان‌طور که زبان و جغرافیای فیلم‌ها تغییر می‌کند، دستور زبان سینمایی و جهان‌بینی حاکم بر آثار نیز به نسخه‌های تازه ترجمه می‌شود. فیلم‌های جنایی ژاپنی هم برای خودشان برو و بیای خاصی داشتند و البته سال‌ها زمان برد تا توسط امثال کوئنتین تارانتینو کشف و معرفی شوند. ستاره‌ این جنس فیلم‌ها در دهه‌ شصت میلادی جوئی شیشیدو بود که هر بار به بهانه‌ای تازه اسلحه به دست می‌گرفت و راهی دنیای زیرزمینی و مخوف خلافکارهای ژاپنی می‌شد. به غیر از «نشان‌شده برای کشتن» که با الهام از نوآرهای آمریکایی و موج فیلم‌های جاسوسی آن سال‌ها، تحت تاثیر جیمز باند، ساخته شده بود و فیلم مشهوری است، می‌توان به آثاری دیگر با حضور شیشیدو مثل «کُلت پاسپورت من است» هم اشاره کرد که آنجا هم این ستاره در نقش یک قاتل حرفه‌ای بی‌رحم و زیرک ظاهر شده و با یاکوزا درمی‌افتد.

مکانیک (1972) / The Mechanic
با اینکه «آدم‌کش» فینچر خیلی با «سامورایی» مورد مقایسه قرار گرفته، اما برای منبع الهام اصلی را باید جای دیگری پیدا کنید که شاید کمی دور از ذهن باشد. چارلز برانسون یکی از نمادهای فیلم‌های جنایی رده ب است که در دهه‌ هفتاد بارها چه در قالب پلیس و چه در نقش خلافکار مردم را به سینماها می‌کشاند تا شاهد ماجراجویی‌های خشونت‌بار او باشند. «مکانیک» هم داستان یک قاتل اجاره‌ای سطح بالا را روایت می‌کند که به اقتضای شغلش در انزوا و بی‌اعتمادی کامل به کل دنیا، روزگار می‌گذراند. اما همه چیز از جایی عوض می‌شود که پسری جوان و کله‌خراب را زیر پر و بال خود می‌گیرد تا ازش یک حرفه‌ای بسازد. «مکانیک» را به زمان خودش منتقدها چندان تحویل نگرفتند، درست مانند اکثر فیلم‌های برانسون، اما موفقیت آن زمینه‌ساز همکاری‌های بعدی این ستاره خشن با مایکل وینر کارگردان شد که چند سال مجموعه فیلم‌های «آرزوی مرگ» را به دنبال داشت.

ضربه (۱۹۸۴) / The Hit
احتمالا کمتر کسی انتظار دارد که ترکیب نام‌هایی چون استیون فریرز، جان هرت، تیم راس و ترنس استمپ را در یک فیلم جنایی دور هم ببیند، اما حاصل کار یکی از نمونه‌های شاخص از سینمای جنایی بریتانیاست که شمایلی خاص از یک قاتل حرفه‌ای را در حافظه مخاطبان ثبت می‌کند؛ شمایلی که مدیون نقش‌آفرینی جان هرت بازیگر پرکار دهه هشتاد است. به طور کلی شمایل هیتمن در سینما بیشتر از نمونه‌های کلاسیک آمریکایی، محصول تصور بازیابی و بازنگری‌شده در فیلم‌های آسیایی و بریتانیایی دهه هفتاد تا نود میلادی است، از جمله همین «ضربه»‌. هرچند خط داستانی و فضای فیلم به نمونه‌‌های شاخص از این دست فیلم‌ها خیلی شباهت ندارد.

آدم‌کش (1989) / The Killer
شباهت اسمی با فیلم فینچر باعث شده تا در روزهای اخیر خیلی‌ها حتی بر اثر اشتباه بروند سراغ فیلم کم‌نظیر جان وو و البته پشیمان هم نشوند. سینمای اکشن بعد از دهه‌ نود، به شدت مدیون فیلم‌های اکشن هنگ‌کنگی است؛ نه فقط اکشن‌های رزمی و مثلا فیلم‌های جکی چان. فیلمسازانی چون جان وو و رینگو لام با شیوه‌ کارگردانی و سلیقه‌ بصری خاص خود، از جمله استفاده از نماهای آهسته، برداشت‌های بلند و رمانتیک کردن خشونت، قراردادهای ژانر اکشن را تغییر دادند و خیلی زود علاوه بر اینکه راهشان را به هالیوود باز کردند، شیوه‌ کارشان به الگوی رایج در فیلم‌های هالیوودی تبدیل شد. در این میان یکی از بهترین ساخته‌های وو، «آدمکش» با نقش‌آفرینی چو یون ‌‌فات است. یک قاتل قراردادی که در ماموریت خود ناخواسته به دختری جوان آسیب رسانده، تصمیم می‌گیرد که کشتاری سخت را به راه بیندازد تا هم راهی برای نجات دختر مضروب پیدا کند و هم فرصتی برای رستگاری خود.

لئون (1994) / Leon
لوک بسون زمانی به‌عنوان یک استعداد جدید شناخته شد که شروع کرد به ترجمه‌ فرمول‌های هالیوودی به زبان فرانسه. در این بین نمی‌شد از نقش پررنگ قاتلان حرفه‌ای هم غفلت کرد. گام اول معرفی یک قاتل زن جذاب و مخوف با «نیکیتا» بود و بعد نوبت به «لئون» رسید. در کشتار بی‌رحمانه یک خانواده، فقط دختر نوجوانی زنده می‌ماند. ماتیلدا به همسایه‌شان لئون پناه می‌برد که بعدا معلوم می‌شود یک قاتل حرفه‌ای است. دختر از لئون می‌خواهد که بهش آموزش بدهد تا بتواند انتقام خانواده‌اش را بگیرد و همین سرآغازی می‌شود بر رابطه‌ای انسانی و غیرمنتظره در غیرانسانی‌ترین موقعیت ممکن. یکی از مناقشه‌برانگیزترین فیلم‌های دهه‌ نود میلادی. در حالی که خیلی‌ها «لئون» را پدیده و لوک بسون را نابغه می‌دانستند، گروه زیادی از منتقدان هم باور داشتند که فقط با یک رونویسی خوش‌ساخت، جذاب و در عین حال بازاری از فیلم‌های ملویل سروکار داریم. در هر صورت، «لئون» به فیلم محبوبی در تاریخ سینما تبدیل شد و از ناتالی پورتمنِ نوجوان ستاره‌ای تمام عیار ساخت.

بیل را بکش (2003) / Kill Bill
علاقه‌ تارانتینو به فیلم‌های جنایی عامه‌پسند و رده ب، مخصوصا در دهه‌ اول از فعالیتش، بر کسی پوشیده نبود. پس جای تعجب نداشت که پای قاتلان کرایه‌ای هم به فیلم‌هایش باز شود. جولز و وینست دو تا از شخصیت‌های «پالپ فیکشن» می‌توانند نمونه‌ شاخصی از بازخوانی قراردادهای سینمایی توسط پست‌مدرن‌ها باشند اما تارانتینو در «بیل را بکش» آتش‌بازی به راه انداخت و در دنیای قاتلان حرفه‌ای کلکسیونی از شخصیت‌های جذاب را ردیف کرد. فیلم به اندازه‌ سینمای آمریکا و شاید حتی بیشتر مدیون تریلرهای آسیای شرقی است و نمودش را هم می‌توان در صحنه‌های درگیری و قتل دید؛ به جای اسلحه با شمشیر سامورایی سروکار داریم که عیار هر قاتل را نشان می‌دهد. ضمنا شخصیت اصلی هم یک قاتل مونث بازنشسته است که برای انتقام از زندگی ویران‌شده‌اش سراغ همکاران سابق خود می‌رود.

وثیقه (2004) / Collateral
کمتر کسی تام کروز را در یک نقش منفی به یاد می‌آورد، اما جذابیت قاتل خونسرد «وثیقه» حتی این ستاره را هم وسوسه کرد. پس نمی‌شود در این فهرست مایکل مان را از قلم انداخت، کسی که استاد مسلم خلق مردان تنها، مصمم، جذاب و به وقتش بی‌رحم است. «وثیقه» داستان راننده تاکسی ساده‌ای را روایت می‌کند که آخر شب یک مسافر شیک‌پوش و میانسال را به مقصد می‌رساند. به تدریج معلوم می‌شود که مسافر یک قاتل حرفه‌ای است و حالا راننده هم بخشی از بازی او شده که تا پایان شب می‌خواهد چند نفر را به شیوه‌های مختلف از پا در بیاورد. وقتی راننده یکی از اهداف قاتل را می‌شناسد، دیگر برایش چاره‌ای باقی نمی‌ماند که خودش هم وارد بازی شود و جلوی کشتارها را بگیرد. ترکیب جیمی فاکس و تام کروز در نقش‌های اصلی غافلگیرکننده است و بقیه بازیگرها هم از فرصت کوتاه خود برای نمایش به خوبی استفاده کرده‌اند.

جایی برای پیرمردها نیست (2007) / No Country for Old Men
برخلاف بقیه فیلم‌ها که عموما کاراکتر قاتل حرفه‌ای را به‌عنوان شخصیت اصلی داستان در نظر می‌گیرند، در این تریلر نئو-وسترن برادران کوئن، آنتوان چیگور شبیه اجل معلق بر سر بقیه شخصیت‌ها خراب می‌شود و هیچ چیزش به آدمیزاد نرفته، حتی وسیله‌ای که از آن برای کشتن قربانیان خود استفاده می‌کند. یکی از مخوف‌ترین شرورهای تاریخ سینما که هیچ چیزی از گذشته‌اش نمی‌دانیم، فقط هر زمان که در صحنه ظاهر می‌شود باید منتظر فنا شدن یکی از کاراکترها باشیم. یک قاتل متخصص و شکست‌ناپذیر که از ساحت ضارب در عوالم سینمایی فاصله می‌گیرد و جلوه‌ای از خود مرگ تبدیل می‌شود؛ بی‌رحمانه و ناگزیر.

جان ویک (2023-2014) / John WicK
قاتل حرفه‌ای بعد از ازدواج کشتن را گذاشته کنار و به زندگی بدون خون و خون‌ریزی عادت کرده. اما بعد از مرگ همسرش، وقتی یک مشت لات و نفهم به حریم خانه‌اش تجاوز می‌کنند، چشم را می‌بندد و اسلحه‌اش را بیرون می‌کشد، انتقامی که مرگ ده‌ها نفر را در شهرهای مختلف به دنبال دارد و ما را به دنیای زیرزمینی قاتلان حرفه‌ای می‌برد. «جان ویک» سعی کرد تقریبا تمام قراردادها و کلیشه‌های روایی و بصری این قسم فیلم‌ها را به شیوه‌ای مد روز احضار کند و با تکیه بر کاریزمای کیانو ریوز و جاه‌طلبی تمام‌نشدنی چاد استاهلسکی در طراحی بدلکاری و صحنه‌های اکشن، یکی از محبوب‌ترین فرنچایزهای دنیای سرگرمی را پدید ‌آورد. البته نباید فراموش کرد که سری فیلم‌های «جان ویک» به اندازه‌ سینما مدیون مدیوم بازی‌های ویدئویی نیز هستند.

کشتن ایو (2022-2018) / Killing Eve
به صورت پیش‌فرض وقتی صحبت از قاتل و هیتمن می‌شود، پای مردها وسط می‌آید که طبیعی هم هست به دلیل ریشه‌ تاریخی و واقعی این حرفه. حتی نمونه‌‌های مشهور و به‌یادماندنی از قاتلان حرفه‌ای مونث در سینما هم جنبه‌ای مردانه را در رفتار خود بروز می‌دهند. اما سریال «کشتن ایو» قراردادها را به هم می‌ریزد و قاتلی را به تصویر می‌کشد که متکی‌ است بر ظرافت و شرارت‌های زنانه. به همین دلیل شیوه‌ کارش به طول کلی با آنچه که در فیلم‌ها و سریال‌های جنایی دیده‌ایم فرق دارد. گرچه سریال بعد از فصل اول می‌افتد در سرازیری و تصمیمات دراماتیک سازندگان برای همه‌ بینندگانش جذاب نیست، دستاورد «کشتن ایو» معرفی جودی کومر یکی از بااستعدادترین بازیگران حال حاضر به دنیای سینما بود.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.