روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| روزی که تصمیم بر راهاندازی شبکه نسیم شد، اوضاع تلویزیون خوب بود. یعنی مخاطبان در شبکههای سراسری شاهد چندین سریال جدید و برنامه سرگرمکننده بودند. با این حال مدیران وقت این مقدار را کافی نمیدانستند و به درستی جای یک شبکه تخصصی سرگرمی را خالی دیدند. نسیم روزهای ابتدایی آزمون و خطا میکرد اما به مرور هویتی واقعی بهدست آورد. برنامههای خندوانه، دورهمی، وقتشه، کودکشو و … این شبکه را تبدیل به مرجع کردند تا جایی که در اغلب نظرسنجیهای رسمی نام آن و برنامههایش دیده میشد.
مورد اول| وضعیت کلی
برای اینکه بدانیم شبکه نسیم چه وضعیتی دارد کافی است یک شب پای آن بنشینیم. با نهایت افسوس در این شبکه محتوای جذاب و مناسب برای همه سلایق یافت نمیشود. خیلیها عقیده دارند نسیم بعد از دورهمی و خندوانه به چنین روزی گرفتار آمده. قصد رد این نظر را نداریم اما با ایدههای نو میتوان شبکه را تکان داد. نمونهاش بگو بخند که برنامهای خوب بود و قدرت همراهی و سرگرم کردن مخاطب را داشت. این مسابقه بهرغم همه ضعفها فرصتی فراهم کرد تا خیلیها نسیم را دنبال کنند و سرگرم شوند.
مورد دوم| جدیدها
شبکه نسیم از چندی پیش سراغ پخش محصولاتی تازه رفته. نمونهاش نیمبند که هدف آن شوخی با محصولات تلویزیون و دیگر رسانههاست. در یک گزارش به تفصیل دلایل ناکامی نیمبند را شرح دادیم که خلاصهاش این است: تقلید از خنده بازار آن هم با حداقل کیفیت و در شرایطی که ایدههای تکراری دیگر جواب نمیدهد.
آمار پایین بازدید برنامه نیمبند در تلوبیون گواهی است بر شکست آن. به عنوان مثال قسمتی که 10 آبان بارگذاری شده است تا عصر دیروز فقط 130 بازدید داشته. ایران بین دیگر برنامه جدید نسیم است که در مجموع میتوان آن را موفق دانست. میگویید پس چرا به کمک نسیم نیامده و آمار بازدید آن پایین است؟ جواب کوتاه است: ساخت چنين برنامههایی ضرورت دارد اما نمیتوان از آنها انتظار معجزه داشت. امثال ایران بین و خانه جلال صرفا باید کنار برنامههای قوی و پرمخاطب قرار بگیرند؛ این دست برنامهها پیشرو نیستند.
مورد سوم| قدیمیها
کودکشو از معدود برنامههای باسابقه نسیم است که همچنان روی آنتن میرود. این برنامه سعی کرده به چارچوب تعیین شده برای خود وفادار بماند و استاندارد لازم را رعایت کند. خیلی از خانوادههای دارای فرزند میتوانند با کودکشو همراه و سرگرم شوند و نکاتی نیز دریابند. از این برنامه نیز نباید توقع نجات آنتن نسیم را داشت چراکه مخاطب آن مشخص است. هر چند آمار کودکشو در تلوبیون قابل اعتناست و نشان میدهد همچنان مورد توجه طیف زیادی از مخاطبان قرار دارد.
شهروند و مافیا هم ذائقه بخشی از مخاطبان را تامین میکند اما فاقد ویژگی مهم یعنی دربرگیرندگی بیننده است. وانگهی تماشای مسابقه مافیا بین چند شهروند چقدر میتواند جذابیت داشته باشد؟ در مرور کنداکتور نسیم به موردی چون قندون، از این به بعد و نسیم آوا هم برمیخوریم که ماموریت خود را به درستی انجام میدهند اما آثاری نیستند که بتوانند آنتن را داغ کنند. همین مسئله برای برنامههایی مثل نمای رادیو نیز صدق میکند. نسیم برای بازگشت به اوج نیازمند ایدههای تازه و همه پسند است.
مورد چهارم| تکراریها
اینکه نسیم در باکس اصلی خود دست به دامان برنامههای قدیمی مثل دست فرمون و آب و آتش میشود، نشانهای است روشن و مهم از وضعیت بد این روزهایش. جالب آنکه هر دو برنامه در زمان پخش اصلی تبدیل به برند نشدند و بود و نبودشان چندان تفاوتی نداشت. دست فرمون از نظر کیفی برنامهای متوسط است اما آب و آتش جزو بدترین تولیدات شبکه نسیم لقب دارد. چه میشود که برنامهای با این کیفیت بار دیگر مورد توجه نسیم واقع میشود؟
مورد پنجم| مثل دیگر شبکهها
ما شبکه نسیم را دوست داریم؛ این را هم میدانیم که شرایط برنامهسازی نسبت به گذشته سخت شده. با این همه اما برنامهاي چون بگو بخند نشان داد همچنان میتوان کاری درخور آماده و پخش کرد. این شبکه در شرایطی که تلویزیون محتوای ارزنده کم دارد، میتوانست نگاهها را به خود معطوف کند چون هم زمینهاش را دارد و هم ماموریتش چیزی جز این نیست. با کمال تاسف داشتههای فعلی نسیم فاقد قدرت لازم برای جبران کمبود محتواهای جذاب و سرگرمکننده دیگر شبکههاست. برای بازگشت نسیم به اوج امیدوار میمانیم.



