روزنامه هفت صبح، بهزاد قدیمی| ‌ضحی کاظمی متولد ۱۳۶۱ تحصیلات مقطع کارشناسی را در رشته مهندسی مواد به اتمام رسانده و بعد دوره کارشناسی ارشد را در رشته زبان انگلیسی تکمیل کرده ‌است. ضحی کاظمی اولین کتاب داستانی‌اش با نام «آغاز فصل سرد» را در سال ۱۳۹۱ با انتشارات «افراز» به چاپ رساند.

از آن سال تاکنون بیش از پانزده کتاب داستان از ضحی کاظمی منتشر شده؛ داستان‌های کوتاه ضحی کاظمی در مجلات مختلف به چاپ رسیده‌اند. کتاب‌های «رنسانس مرگ» و «باران‌زاد» از ضحی کاظمی برنده‌ دو دوره جایزه‌ نوفه (جایزه مستقل ادبیات گمانه‌زن فارسی) شدند. کاظمی همچنین در سال ۱۳۹۹ کتاب‌فروشی «راما» را در خیابان‌ بزرگمهر راه‌اندازی کرد که اولین کتاب‌فروشی مستقل اختصاصی برای ادبیات ژانری‌ است. آخرین اثر ضحی کاظمی با نام «پاکسازی تز قاتل» توسط انتشارات چترنگ در سال ۱۴۰۲ به بازار کتاب آمده ‌است.

خانم کاظمی، به عنوان سؤال اول، چرا این مسیر پر پیچ‌‌وخم را برای نوشتن طی کردید؛ نوشتنی که به اعتقاد بسیاری از مردم و مشاهیر کشور ما، اصلاً کار حساب نمی‌شود و احتمالا بازگشت مالی قابل اعتنايی ندارد. شما در رشته‌ مهندسی مشغول کار بودید و در کار خودتان هم موفق بودید. چه شد تصمیم گرفتید مسیر مهندسی را ترک کنید و وقت خودتان را برای ادبیات و نوشتن بگذارید؟

متأسفانه نوشتن در ایران نه درآمد دارد، نه شهرت، نه حتی افتخار. اگر به هر کدام از این دلایل وارد نوشتن شده بودم، حتماً تا به حال نوشتن را کنار می‌‌گذاشتم و بر می‌‌گشتم به کار مهندسی که درآمد ثابت قابل ‌‌قبولی داشت. اما از نظر من همه چیز سود مادی نیست. برای من نوشتن و خلق داستان، دغدغه‌‌ای درونی است. همیشه مجذوب جهان جادویی داستان بوده‌‌ام و معتقدم داستان در کنار لذت و سرگرمی که به مخاطب ارائه می‌‌دهد، می‌‌تواند محمل مناسبی باشد برای طرح پرسش‌‌های اساسی بشر و گمانه‌‌زنی درباره مضامین عمیق.

اغلب نویسنده‌‌ها، در ابتدا خوانندگان پر و پاقرص داستان بوده‌‌اند. من هم از خواندن و غرق شدن در دنیای داستان شروع کردم و کم‌‌کم دست به قلم بردم. لذت خلق داستان در کنار رنجِ ‌‌نوشتن (هنوز هم معتقدم نوشتن سخت است)، تجربه بی‌‌نظیری است. برای من این تجربه بازگشت‌‌پذیر نبود.

وقتی نوشتن را به صورت جدی تجربه کردم، وارد نوعی سلوک شخصی‌‌ شدم و بعد از آن دیگر نمی‌‌خواستم و نمی‌‌توانستم نوشتن را کنار بگذارم. داستان‌‌نویسی ابزار من برای تفکر و اندیشیدن، تجربه کردن و زیستن، و برقراری ارتباط با دنیای درون خودم و دنیای بیرون است. از طریق داستان‌‌نویسی، در مورد دغدغه‌‌های ذهنی و احساسی‌‌ام، گمانه‌‌زنی می‌‌کنم، حاصلش را با دیگران به اشتراک می‌‌گذارم و سعی می‌‌کنم به درکی عمیق‌‌تر و وسیع‌‌تر از خودم و جهان هستی برسم.

به ما بگویید از «آغاز فصل سرد» چطور به «پاکسازی تز قاتل» رسیدید؟ در «آغاز فصل سرد» ما یک نویسنده‌ صادق را می‌بینیم که با فرمی چشمگیر (دیالوگ محض) درباره موضوعی بسیار عمیق (زن بودن) حرف‌هایش را قصه می‌کند. چطور از محیط ادبیات رئالیستی فارسی به مسیر ادبیات علمی‌تخیلی رفتید و سر آخر کتابی نوشته‌اید (پاکسازی تز قاتل)‌ که به موضوع غامض خشونت می‌پردازد؟

«آغاز فصل سرد» اولین تلاش من برای نوشتن داستان بلند بود. این داستان را حدوداً 14 سال پیش نوشتم و شامل دغدغه‌‌های ذهنی و احساسی آن دوران است. معمولاً نویسنده‌‌ها در آثار ابتدایی‌‌شان، به تجربه زیستی عینی خودشان رو می‌‌آورند. من هم از همین نقطه آغاز کردم. از آنجایی‌ که آثار تولید شده در حوزه ادبیات داستانی ایران پیش از دهه اخیر، به خصوص آثار مورد توجه، رئال اجتماعی بودند، تصورم این بود که من هم باید درام اجتماعی بنویسم و مسائلی که ذهنم را درگیر کرده بود، داستان کنم.

در عین حال دوست داشتم حرفی که می‌‌زنم در قالبی جدید نوشته شود. برای همین فرم دیالوگ تلفنی را برای این کتاب انتخاب کردم. بعد از آن سراغ داستانک‌‌نویسی رفتم که به نظرم فرمی تأثیرگذار و متفاوت بود. اما هیچ کدام از اینها، قالب مناسبی برای مضامین عمیق‌‌تری که در ذهن داشتم، نبودند. در «سال درخت» از رئال اجتماعی کمی فاصله گرفتم و با استفاده از المان‌های رئالیسم جادویی، احساس کردم به فضای مناسب‌‌تری برای بیان دغدغه‌‌هایم رسیدم. قدم‌‌های بعدی به سمت ژانرنویسی، بلندتر و سخت‌‌تر بود.

داستان ایرانی سابقه‌‌ قابل اتکایی در ادبیات علمی‌‌تخیلی نداشت. در عین حال آنچه می‌‌خواستم بنویسم شاید فقط در این ژانر قابل بیان بود. داستان علمی‌‌تخیلی، با توجه به دنیاسازی مخصوص و خودبسنده و آشنایی‌‌زدایی در جهان داستانی، این امکان را به نویسنده می‌‌دهد تا در مورد مضامین اساسی- که معمولاً کلیشه شده‌‌اند - گمانه‌‌زنی کند، مضامینی مانند عشق، فقر، عدالت و خشونت.

تجربه‌‌ نوشتن علمی‌‌تخیلی را با «کاج‌‌زدگی» شروع کردم و به مرور بعد از انتشار چند اثر در این ژانر توانستم به ژانر مناسب و مورد علاقه‌‌ام برای نوشتن برسم. خوشبختانه مخاطب در این مسیر با من همراه بود. همینطور نویسندگان خوب دیگر هم‌‌نسل من، مثل خود شما که آثار خیلی خوبی در ادبیات گمانه‌‌زن خلق کردید.

موضع کتاب «پاکسازی تز قاتل» درباره خشونت چیست؟ آیا خشونت را تقبیح می‌کند؟ سرنوشت قاتل کتاب آیا براساس الزام اخلاقی نوشته شده است که قاتل به سزای اعمالش برسد؟
همانطور که اشاره کردید، در «پاک‌‌سازی تز قاتل»، یکی از مضمون‌‌های اصلی داستان، خشونت است. در این داستان سعی کردم در مورد خشونت گمانه‌‌زنی کنم و آن را از جنبه‌‌های مختلف بررسی کنم. بیشتر از این که تلاش کنم پاسخ قطعی به سؤالات مربوط به «خشونت» ارائه دهم، سعی کردم پرسش‌‌های جدیدی طرح کنم.

مانند اینکه رابطه خشونت با سانسور و سرکوب چیست. یا اینکه کدام بیشتر مذموم است، خشونت عریان یا خشونت سیستمی؟ ناعدالتی سیستمی چطور می‌‌تواند خشونت محض تولید کند؟ و اینکه برای مقابله با خشونت، تا کجا می‌‌شود از خشونت دوری کرد؟ آیا در مواجهه با قاتل خشن، هدف، وسیله (استفاده از روش‌‌های خشن) را توجیه می‌‌کند؟ آیا قاتل در انتهای کتاب به سزای اعمالش می‌‌سد؟ هر خواننده‌‌ای بسته به نظام ارزش‌‌گذاری شخصی، ممکن است پاسخی متفاوت به این پرسش‌‌ها بدهد و در نهایت احساس کند قاتل زنجیره‌‌ای داستان «پاکسازی تز قاتل» به سزای اعمالش رسیده یا اینکه به این نتیجه برسد که عدالت درباره او برقرار نشده است و قاتل، خودش قربانی سیستمی خشن شده که ادعا می‌‌کند خشونت و مصادیق آن را از جامعه حذف کرده.

ادبیات گمانه‌زن به عنوان ادبیات عامه‌پسند و بعضاً ادبیات کودک و نوجوان شناخته می‌شود. نوعی از ادبیات که توسط مخاطبان کتاب‌خوان و روشنفکر جدی گرفته نمی‌شود. شما ادبیات گمانه‌زن را چطور می‌بینید؟ آیا در جهان هم ادبیات گمانه‌زن برای سرگرمی و جزو ادبیات غیر جدی حساب می‌شود؟

متأسفانه یکی از چالش‌‌های بزرگی که در این سال‌‌ها درگیر آن بودم تصحیح این نگاه نادرست بوده است. ادبیات گمانه‌‌زن مانند تمام فرم‌‌های روایی می‌‌تواند ادبی یا تجاری باشد، عمیق یا سطحی باشد، پیچیده یا ساده باشد، دارای ارزش ادبی باشد یا مخاطب صرفاً آن را برای سرگرمی و لذت بخواند. نمی‌‌شود همه‌‌ آثار را با یک عنوان دسته‌‌بندی کرد. در این خصوص باید تک‌‌تک آثار مورد بررسی قرار بگیرند و برچسب زدن عامه‌‌پسند به تمام داستان‌‌های گمانه‌‌زن، صحیح نیست.

مثلاً خود شما نثر بسیار پیچیده و زیبایی دارید که از اغلب آثار ادبی تولید شده در این سال‌‌ها، شاخص‌‌تر است. مشکل دوم برچسب نوجوان است. داستان گمانه‌‌زن می‌‌تواند طیف وسیعی از گروه سنی مخاطب را هدف قرار دهد، از کودک گرفته تا نوجوان، جوان و بزرگسال. این مسئله عیناً در تمام فرم‌‌های روایی هم وجود دارد. قرار دادن آثار بزرگسال گمانه‌‌زن در طبقه گروه سنی نوجوان می‌‌تواند تبعات ناخوشایندی داشته باشد.

در خارج از کشور، نه تنها این برچسب‌‌های نادرست وجود ندارد، بلکه اغلب آثار ادبیات گمانه‌‌زن در دانشگاه‌‌ها و محیط‌‌ آکادمیک مورد نقد و بررسی جدی قرار می‌‌گیرند. در این سال‌‌ها تلاش کردم تا جای ممکن، این باورهای نادرست را در خصوص داستان گمانه‌‌زن تصحیح کنم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که برای این‌‌کار لازم است الگوی صحیح وجود داشته باشد و پاتوق ادبی مناسب که بتوانیم داستان گمانه‌‌زن را به صورت درست و اصولی معرفی کنیم و جا بیندازیم. برای همین سه سال پیش تصمیم گرفتم کتابفروشی تخصصی برای داستان گمانه‌‌زن تأسیس کنم.

احساس‌تان به کتاب‌فروشی «راما» چیست؟ چه‌ شد که در این اوضاع بد اقتصادی کتاب‌فروشی تأسیس کردید؟ چه آینده‌ای برای «راما» در نظر دارید؟
کتاب‌فروشی «راما» با گذشت سه سال از تأسیس آن، هنوز سود مادی ندارد اما سود معنوی زیادی برایم داشته و دارد. «راما» در دوران کرونا آغاز به کار کرد و در این سه سال با دست‌اندازهای زیادی مواجه بودیم؛ از مشکلات قرنطینه کرونا گرفته تا گرانی و تورم و مسائل اقتصادی و…. اما «راما» همیشه خانه‌‌ای بوده برای دوست‌‌داران داستان گمانه‌‌زن، نویسندگان، مترجمان و طرفداران ادبیات ژانری که پیش از «راما» پاتوق فرهنگی اینچنینی نداشتند.

در این مدت سعی کردیم از طریق جلسات رونمایی کتاب، آثار خوب نویسندگان ایرانی را به مخاطب ادبیات گمانه‌‌زن معرفی کنیم و نتیجه مثبتی گرفتیم. در «راما»، آثار تألیفی نسبت به ترجمه فروش خوبی دارند و همیشه پرفروش‌‌های ماه، شامل چند اثر از نویسندگان ایرانی است. مسابقه داستان‌‌نویسی راما هم که دو دوره برگزار شد، با استقبال خوبی از سوی نویسندگان نوقلم همراه بود. امیدواریم در زمستان امسال دور سوم مسابقه را برگزار کنیم.

در پایان، آیا کتاب جدیدی برای نوشتن در دست دارید؟ قدری از کتابی که مشغول نگارش آن هستید برای‌مان بگویید.
در حال حاضر مشغول نگارش مجموعه داستان‌ به هم ‌‌پیوسته‌‌ای هستم. داستان‌‌های این مجموعه در جهان‌‌ واحدی در آینده نزدیک رخ می‌‌دهند و هر کدام در بخشی از دنیای داستان می‌‌گذرند. ژانر داستان‌‌ها علمی‌‌تخیلی-هوش مصنوعی است. هنوز پیشرفت قابل توجهی نداشته‌‌ام و تازه پروژه را شروع کرده‌‌ام. امیدوارم تا سال آینده به نتیجه برسد. اما کتاب دیگری در دست چاپ دارم با عنوان «دروازه‌‌ مهرزان» که قرار است پاییز امسال منتشر شود. این رمان را دو سال پیش در ژانر تریلر-فانتزی و برای گروه سنی نوجوان/جوان نوشته‌‌ام و نشر «هوپا» قرار است آن را منتشر کند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.