روزنامه هفت صبح| شبکه دو که نوروز امسال در اتفاقی نادر‌ سریال جدید پخش نکرد، به‌تازگی سراغ سریال «تب‌وتاب» به کارگردانی داریوش مختاری رفته است.

منظر اول| محتوا
داستان «تب‌و‌تاب» از جایی شروع می‌شود که مادری به‌نام مه‌لقا از زیارت بازمی‌گردد اما متوجه می‌شود یکی از فرزندانش به استقبال او نیامده. او هم دلخور است و هم ‌چیزی‌ خاطرش را مکدر کرده. اعضای خانواده تلاش می‌کنند رازی را از او پنهان کنند… . سازندگان با ایجاد تعلیق خواسته‌اند‌ توجه مخاطب را جلب کنند.

این اتفاق اما نمی‌افتد؛ به این دلیل که گره‌افکنی فاقد قدرت است و بدتر اینکه از همان ابتدا با دیالوگ‌های شعاری مواجه هستیم. نمی‌دانیم سریال‌های تلویزیونی چرا به‌جای مستقیم‌گویی، همان ابتدا رو عمل می‌کنند. حال آنکه اگر داستانی جذاب تعریف کنند، مخاطب با آن همراه می‌شود و در ادامه می‌تواند حرفش را منتقل کند. «تب‌و‌تاب» از همان ابتدا اما بر موضوعاتی مثل اهمیت خانواده، زیارت و‌… تاکید دارد. اختلاف مه‌لقا با عروسش از مواردی است که می‌توان از حالا پی برد فرجامی خوش خواهد داشت.

منظر دوم| ساختار
«تب‌و‌تاب» در ساختار هم دنبال القای مفاهیم گل‌درشت است. مثلا انتخاب خانه قدیمی قرار است یادآور زندگی‌های سنتی باشد که حالا برای خیلی‌ها تبدیل به «خاطره» شده و یادآوری آن توام با افسوس است. حتی در دیالوگی، نقدی جدی به آپارتمان‌نشینی وارد می‌شود. ذات حرف درست است اما متاسفانه با واقعیت همخوانی ندارد و سریال نیز نتوانسته به‌خوبی رویا‌سازی کند. شخصیت‌ها هم در راستای انتقال مفاهیم شعاری طراحی شده‌اند.

اوج این اتفاق در شخصیت محمود پاک‌نیت رقم خورده و همین باعث شده عملکرد این بازیگر خوش‌سابقه لطمه ببیند. فرشته سرابندی، خیام وقارکاشانی، حدیث نیک‌رو، ایوب آقاخانی، حمیدرضا نعیمی، نسرین مرادی و امیر حامد دیگر بازیگران سریال «تب‌و‌تاب» هستند. وقتی یک سریال ضعیف باشد، از دست بازیگران هم کاری ساخته نیست. آنها مشتی دیالوگ‌ را بر زبان می‌آورند و اینگونه شخصیت‌ها فدای اهداف شعاری می‌شوند.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.