روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| ‌26 ساله است و توانسته 8 کتاب پرفروش ترجمه کند؛ آن‌هم کتاب‌هایی که اغلب خودش آن‌ها را یافته و سراغ‌شان رفته است. در واقع کاری کرده که ناشران دیگر گاهی چشم به کار او دارند ببینند چه کتابی ترجمه می‌کند تا برای سود‌آوری خودشان، سراغ بازترجمه آن‌ها بروند. از این جهت، ذوق و تلاش فریناز بیابانی ستودنی است. به‌خصوص که آثاری با درون‌مایه‌های خلاقانه و جذاب پیدا می‌کند؛ مثلا اولین مترجم رمان «بادام» در ایران بوده که تا به‌حال 26 بار از سوی نشر «دانش‌آفرین» چاپ شده.

همین‌طور اولین مترجم «مغازه جادویی» است که یک عالم ناشر دیگر بعد از او سراغش رفتند. همه این‌ها دلایلی بود که تصمیم گرفتیم گفت‌وگویی با او انجام بدهیم. ضمن اینکه مضمون کتاب «مغازه جادویی» شاید نیاز خیلی از مخاطبان امروز باشد؛ رمانی که ریشه در زندگی واقعی یک جراح مغز و اعصاب آمریکایی به‌نام جیمز دوتی، دارد. در این صفحه مفصل به این کتاب هم پرداخته‌ایم که می‌توانید بخوانید.

شما اولین مترجم دو کتابی هستید که این روزها به چاپ‌های بالا در ایران رسیده؛ «مغازه جادویی» و «بادام». الان هر کدام چاپ چندم است؟
بله. «مغازه جادویی» ۱۲ بار و «بادام»، ۲۶ بار تجدید‌چاپ شده‌اند.

چطور به این انتخاب‌های پرفروش می‌رسید؟ سفارش ناشر است یا پیشنهادهای خودتان بوده؟
انتخاب تمام کتاب‌های انتشارات «دانش‌آفرین» به‌عهده بنده ا‌ست. من کتاب‌ها را اول خودم می‌خوانم و اگر از موضوع‌شان خوشم بیاید، به‌ویژه اگر قبلا در ایران ترجمه نشده باشند، سراغ‌شان می‌روم. ضمن اینکه از طریق صفحه مجازی‌ام، با مخاطبینم در ارتباط نزدیک هستم و از سلیقه‌شان آگاهم. گاهی هم خود بچه‌ها کمک می‌کنند و به من پیشنهاداتی برای ترجمه می‌دهند. در کل رابطه تنگاتنگی بین ما هست. کاش بدانند که خیلی دوست‌شان دارم و ممنونم که همیشه به من محبت دارند.

متولد چه سالی هستید؟ چه رشته‌ای خوانده‌اید؟ اهل کجا هستید؟
من متولد ۱۳۷۵ هستم. اهل تهرانم و لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه شهید بهشتی دارم.

بنده هر دو کتابی را که ترجمه کرده‌اید خوانده‌ام و به لحاظ مضمونی با هم تفاوت دارند. از «بادام» شروع کنم؛ رمانی از نویسنده اهل کره جنوبی. کاراکتر اصلی این رمان، بیماری‌ای دارد که خودم درباره آن نشنیده بودم. چنین بیماری‌ای واقعا وجود دارد؟
بله. الکسی‌تایمیا وجود دارد اما بیشتر از اینکه یک اختلال یا بیماری باشد، یک ویژگی شخصیتی است و در بعضی افراد برجسته‌تر از دیگران. کسانی‌که دچارش هستند، درست مثل شخصیت کتاب «بادام»، در شناسایی و بروز احساسات مشکل دارند.

از نویسنده «بادام»، ون پیونگ سون، کتاب دیگری هم خوانده‌اید؟ چون فکر کنم فیلمی هم بر اساس یکی دیگر از رمان‌هایش ساخته‌اند؛ فیلم «مزاحم».
کتاب دیگری از ایشان نخوانده‌ام اما در جریان کارهای‌شان هستم. ون پیونگ سون علاوه بر رمان‌نویسی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان هم هست. فیلم «مزاحم» را هم خودش نوشته و کارگردانی کرده است.

برویم سراغ کتاب دیگری که ترجمه کرده‌اید. «مغازه جادویی» هم مضمون جالبی دارید؛ مواجهه کودکی که در خانواده مشکل دارد با ماجراهایی که زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. درباره نویسنده این کتاب هم به ما بگویید.
نویسنده «مغازه جادویی»، آقای دکتر جیمز دوتی هستند، جراح مغز و اعصاب، استاد دانشگاه استنفورد و مؤسس و مدیر مرکز تحقیقات و آموزش شفقت و نوع‌دوستی است. «مغازه جادویی» بر اساس تجربیات ایشان به‌عنوان یک جراح و محقق، نوشته شده و در سرتاسر جهان پرفروش بوده. تا جایی‌که من می‌دانم، ایشان کتاب دیگری ننوشته.

چند کتاب دیگر هم ترجمه کرده‌اید؛ «هیچکس نامه نمی‌نویسد»، «درخت کیک» و… کلا چند کتاب ترجمه کرده‌اید؟ اوضاع فروش آن‌ها چطور بوده؟ مثل «مغازه جادویی» و «بادام»، به چاپ‌های بعدی رسیده؟
من تا به‌حال ۸ کتاب ترجمه کرده‌ام و اکثر این کتاب‌ها چندین‌بار تجدید‌چاپ شده‌اند و مخاطبان خودشان را پیدا کرده‌اند. مثلا «هیچکس نامه نمی‌نویسد»، ۵ بار و «رب لوبیای شیرین»، ۴ بار. برای من به شخصه، بعد مادی قضیه حرف اول را نمی‌زند. با هر کتابی که ارتباط نزدیک برقرار کنم آن را ترجمه می‌کنم و صرفا به فروش و جنبه مادی‌اش فکر نمی‌کنم. الان هم در حال ترجمه کتابی هستم که شاید به‌اندازه «بادام» یا «مغازه جادویی» پرفروش نشود، ولی من از خواندنش لذت بردم و دوست دارم عده‌ بیشتری را با این کتاب و دنیای خارق‌العاده‌اش آشنا کنم.

راستی، در جست‌وجوی دقیق‌تر دیدم ویراستار بعضی کتاب‌ها به‌‌نام «فریماه بیابانی» آمده؛ مثل کتاب «درخت کیک». گاهی هم نام «فریماه بیابانی» به‌عنوان مترجم آمده و شما به‌عنوان ویراستار؛ مثل کتاب «کیم جی یونگ متولد 1982». چرا؟ با ایشان نسبت خانوادگی دارید؟
فریماه بیابانی، خواهر من هستند. ایشان هم مترجم‌ هستند، گرچه کمی کم‌کار‌تر از من، و تا حالا 2 کتاب ترجمه کرده‌اند که کتاب «تصمیم گرفتم خودم باشم» به ترجمه ایشان، چاپ بیست و کتاب «کیم جی یونگ متولد ۱۹۸۲» چاپ هشتم را هم رد کرده و بسیار پرفروش بوده. در آینده نزدیک هم یک کتاب به ترجمه مشترک ما دو خواهر بیرون میآید که امیدوارم مورد توجه مخاطبین قرار بگیرد. در رابطه با ویراستاری هم باید عرض کنم که اکثر کتاب‌های نشر، توسط ما ویراستاری می‌شود.

بعضی ناشران سراغ کتاب‌هایی می‌روند که شما ترجمه می‌کنید؛ چون پرفروش شده و خواننده از آن‌ها استقبال کرده. چرا این اتفاق می‌افتد؟ پیام‌تان به ناشرانی که سراغ ترجمه‌های پرفروش شما می‌روند، چیست؟ چون به نظرم کار درستی نمی‌آید مگر اینکه ترجمه بهتری ارائه داده باشند.
راستش ما هم دل پری از این داستان داریم و می‌دانیم که زیر رادار ناشران زیادی هستیم. متاسفانه نظارتی بر این قضیه نیست و یک کتاب می‌تواند بارها و بارها توسط ناشران مختلف چاپ شود. این در حالی است که زحمت اصلی را انتشاراتی می‌کشد که اولین ترجمه را ارائه می‌دهد و در واقع کار تازه‌ای عرضه می‌کند. کتاب «بادام»، «مغازه جادویی»، «کیم جی یونگ»، «ایستاده استوار در ۲۴ سالگی» و…، کتاب‌هایی هستند که توسط انتشارات «دانش‌آفرین» ترجمه و منتشر شدند و ناشران دیگر بعدتر سراغ این کتاب‌ها رفتند تا از این قضیه سود ببرند.

کتاب‌های «دانش‌آفرین»، 99‌درصد کتاب‌های تازه‌ای هستند که تا حالا ترجمه نشده‌اند. تمرکز ما روی شرق آسیاست؛ مثل کره جنوبی، ژاپن و چین و سعی داریم ادبیات این مناطق را هر چه بیشتر به ایران بشناسانیم. در موارد نادری هم که کتاب‌های پیش‌تر ترجمه شده را منتشر کردیم، به این خاطر بوده که باور داشتیم می‌توانیم کتاب را با کیفیت بهتری چاپ و ترجمه کنیم و در اختیار خوانندگان قرار بدهیم. در مجموع دست گذاشتن روی کتاب‌های پرفروش یک نشر دیگر، نشان می‌دهد که بعضی همکاران ما فقط به جنبه مادی قضیه توجه دارند و متاسفانه

بویی از خلاقیت و قدرت ریسک‌پذیری نبرده‌اند و تنها با تبلیغات گسترده یا تخفیف‌های نجومی، کتاب‌شان را پخش می‌کنند و عده‌ای هم متاسفانه بی‌خبر از این موضوع، این کتاب‌ها را خریداری می‌کنند. مثال دیگری برای‌تان می‌زنم. کتاب «مغازه جادویی» را در نظر بگیرید که فکر می‌کنم بعد از ما توسط حداقل هفت هشت نشر دیگر چاپ شده. ما به جلد اورجینال کتاب وفادار بودیم، اما متاسفانه همه همکاران ما، جلدی کاملا بی‌ربط با موضوع کتاب انتخاب کردند و از عکس خوانندگان معروف کیپاپ در جهت دیده شدن و فروش بیشتر روی جلد کتاب‌شان استفاده کردند و گاهی موفق هم شدند.

شما ترجمه‌های بعد از خودتان را خوانده‌اید؟ نظر خودتان این است بهتر از ترجمه شما بوده؟ مثلا ترجمه «بادام» یا «مغازه جادویی»؟
این سوال را باید از کسی بپرسید که همه ترجمه‌ها را دقیق و کامل خوانده و مقایسه کرده باشد. اما من به ترجمه خودم ایمان دارم و همیشه در همه کتاب‌هایم، کلیدواژه‌هایی به‌عنوان تله می‌گذارم تا اگر ناشر دیگری از کار من کپی‌برداری کرد، متوجه بشوم و متاسفانه بارها متوجه شده‌ام. اما کاری نمی‌شود کرد و فقط می‌شود امیدوار بود که مردم آگاه شوند و از این دست ناشران خریداری نکنند. البته جا دارد از شما هم تشکر کنم که در این زمینه‌، مطالب زیادی منتشر کردید و تا حد زیادی، آگاهی جامعه را نسبت به این موضوع بالا بردید.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.