روزنامه هفت صبح، مهلا جوادپور| نمايشنامه بلند بهرام بيضايي به‌نام پرده‌خانه، از 15‌آبان به كارگرداني گلاب آدينه به روي صحنه رفته است. به اجرا درآوردن اين تئاتر براي گلاب آدينه رويايي 28‌ساله بوده كه حالا بعد از سال‌ها،ممكن شده است. با وجود اين‌كه اين نمايش در هفته اول 2 هزار مخاطب جذب كرد، اما منتقدان زيادي هم داشت. دو روز قبل در ميانه اجراي اين تئاتر، برخي تماشاگران وسط اجرا شعار دادند و سرود خواندند . اما گلاب آدينه كه اجراي تئاتري مانند «پرده‌خانه» را در اين روزها ضروري مي‌داند ساكت نماند و اجرايش را ادامه داد.

نمايشنامه پرده‌خانه را بهرام بيضايي در سال 63 نوشت و 9 سال بعد منتشر شد. روي جلدش هم «عكس‌نگاره» بازی‌خانه زنان در پرده‌خانه سلطان حسین بایقرا اثر کمال‌الدّین بهزاد را چاپ كرد. اين نمايشنامه داستان زناني را بازگو مي‌كند كه در حرمسرا اسير هستند و تصميم به بازپس‌گيري حق خود و كشتن سلطان مي‌گيرند. اين نمايش در سال 97 به كارگرداني شيما اسدي به روي صحنه رفت و حالا هم گلاب آدينه موفق شده بعد از چند تلاش ناموفق،کار را اجرا کند.

او 28 سال پيش قصد داشت اين متن را با هنرجويان مدرسه هنر و ادبيات كودكان و نوجوانان به اجرا ببرد كه موفق نشده بود. 10 سال قبل هم براي بار دوم عزمش را جزم كرد و صحبت‌هايي با تئاتر شهر براي اجرا انجام داد اما اين‌بار هم به سرانجام نرسيد. تا اين‌كه تابستان گذشته كه در حال تمرين نمايش «بانوي محبوب من» بود دوباره به فكرش رسيد شانسش را امتحان كند و اوايل دي ماه اجازه استفاده از اين نمايشنامه را از بهرام بيضايي به‌عنوان نويسنده گرفت.

اگر از علاقه‌مندان به كارهاي بيضايي باشيد مي‌دانيد كه اكثر كارهاي او زن‌محور هستند . سال پيش كه آدينه مجوز اجراي پرده‌خانه را گرفت هيچ فكرش را نمي‌كرد كه امسال اجراي نمايش مصادف شود با روزهايي كه بخش مهمي از ناآرامی ها مربوط به حقوق زنان است. آدينه در اين‌باره مي‌گويد: «ویژگی آثار هنری برجسته همین است که تاریخ مصرف ندارند. به همین دلیل است که «هملت» همچنان «هملت» است و همچنان روی صحنه می‌رود و بعد از این‌همه اقتباس و آداپته شدن، باز هم جای کار دارد.»

بسياري از معترضین این فشار را می آورند که به‌خاطر اتفاقات اخير كسب و كارهاي اينترنتي فعاليت نداشته باشند، مردم عكس‌هاي روزمره خود را در فضاي مجازي به اشتراك نگذارند، كنسرت برگزار نكنند و… اجراي تئاتر هم تا حدودي زير‌مجموعه برگزاري كنسرت قرار مي‌گيرد. برخي هم هستند كه برعكس معتقدند نبايد صحنه را خالي كرد.

گلاب آدينه هم يكي از اين افراد است. البته به‌نظر مي‌رسد او احتمال مي‌داده كه اجراي اين تئاتر در شرايط كنوني، انتقادات و حتي ناسزا به همراه دارد، چرا كه او مدتي قبل از شروع اجراها و نزديك به پيش‌فروش بليت‌ها در يادداشتي نوشته بود: «گرچه از وقایع این روزها، چشمم گریان و دلم خونین است اما اگر شرایط هزار برابر بدتر از وضع موجود باشد، تا توان دارم هرگز سالن تئاتر را رها نخواهم کرد. از سال‌های دورتا به امروز، تعطیلی تئاتر و موسیقی خواسته قلبی دشمنان هنر بوده است؛ فرصت این شادی از سوی من، برای ایشان محقق نخواهد شد.»

روز گذشته يكي از خبرگزاري‌هاي داخلي گزارشي منتشر كرد كه مربوط به آخرين تمرين‌هاي گروه بود و هنوز نمايش به روي صحنه نرفته بود. در اين گزارش با گلاب آدينه هم گفت‌و‌گويي انجام شد. مي‌توان گفت از زماني كه اعتراضات شروع شده فعاليت تئاتر هم به‌شدت كمرنگ شده است. آدينه قبل از به اجرا بردن تئاتر از سمت اطرافيان خود هم انتقاداتي شنيده چرا كه قبل از شروع اجراها به اين خبرگزاري گفته بود كه فحش و ناسزا و تهديد دريافت كرده است.

او نظر خود را اين‌گونه بيان كرده است: «در پاسخ به این نظرات نوشته‌ام، عزیزان من شروع نارضایتی‌های مردم اصلا به دلیل همین بایدها و نبایدها بوده است. حرکت مردم از اعتراض به اختلاس‌ها که آغاز نشد، بلکه مسئله اختلاس‌ها و غیره بعد به آن اضافه شد ولی شروع این وضعیت به بایدها و نبایدها برمی‌گردد. مردم از این باید و نبایدها عاصی شده‌اند و حالا ما همین رفتار را در حق یکدیگر انجام می‌دهیم. در این مدت بعضی برای من قاطعانه حکم کرده‌اند این تئاتر نباید اجرا شود. البته هستند کسانی که با برشمردن دلایلی، محترمانه توضیح می‌دهند الان تئاتر کار کردن، جایز نیست یا نادرست است.

ولی این ادبیات که «من نمی‌گذارم… ما نمی‌گذاریم. نباید اجرا شود» در پاسخ به این ادبیات باید بگویم الان شمایی که این جملات را نوشته‌ای، با کسی که اجبارهای اجتماعی را در سطح جامعه ایجاد کرده، چه تفاوتی دارید؟! شما هم می‌توانید نظرتان را بگویید که بسیار هم محترم است. من هم به عنوان مخاطب این جملات، نظر شما را یا می‌پذیرم یا نه.» او در ادامه درباره نبود امكان گفت‌و‌گو مي‌گويد: «از هیچ‌کس انتظاری ندارم ولی به مردم عادی که کارشان هنر نیست، خرده‌ای نمی‌گیرم اما از دوستان تئاتری‌مان تعجب می‌کنم.

از سال ۱۹۶۱ كه روز جهاني تئاتر نامگذاري شده تا به‌حال که جهان گل و بلبل نبوده، در همین مدت چقدر جنگ‌ها، کشتارها و انواع و اقسام بلایای اجتماعی رخ داده و هر سال بر اساس آن واقعه، پیام روز جهانی تئاتر را نوشته‌اند اما در هیچ‌یک از این پیام‌ها گفته نشده تئاتری‌ها وقتی ظلمی می‌بینید، دست از کار بکشید. حالا چه شد که همه آن سخنان فراموش شده و خود بچه‌های تئاتر هم می‌گویند نه نباید کار کرد. این تناقض، برایم بسیار عجیب است.»

‌رفتند تا اعتراض كنند
چند روز اول اجرا طبق روال عادي سپري شد اما در اجراي روز 22 آبان، جمعيتي از مخاطبان شروع به شعار دادن و خواندن يكي از سرودهاي اخير كردند. در ويدئويي كه از اين صحنه منتشر شده نشان مي‌دهد كه تئاتر براي مدتي ادامه پيدا مي‌كند اما پس از آن بازيگران بي‌حركت روي صحنه مي‌مانند. مشابه اين اتفاق اخيرا در يكي از كنسرت‌هاي لس‌آنجلسي افتاده بود، البته با ادبياتي متفاوت. به عبارتي عده‌اي اين بليت‌ها را مي‌خرند تا در فضا حضور پيدا كرده و مستقيما اعتراض خود را بيان كنند.

گفته شده بعد از اتمام شعارها در تئاتر «پرده‌‌خانه»، مدتي تنفس داده شد و بعد ادامه نمايش به اجرا درآمد …یکی از تماشاگران در سایت تیوال این واقعه را این‌گونه تشریح کرده است:‌دیشب این افتخار را داشتم که در سالن شهرزاد به تماشای پرده خانه بنشینم. در بخش سمت راست سالن در ردیف سوم نشسته بود. در میانه نمایش، ناگهان صدای خواندن سرود از پشت سرم بلند شد و همزمان بازیگران در همان حالی که بودند از حرکت ایستادند.

به سرودی که می‌خواندند گوش دادم و متوجه ارتباط آن با نمایش نشدم. بعد از مدت کوتاهی دریافتم که این حرکت یک حرکت اعتراضی است و این دوستان سرود بمان و پس بگیر را با صدای بلند و هماهنگ می‌خوانند. همین‌طور که سوالات متعدد از ذهنم می‌گذشت ناگهان چشمم به خانم آدینه افتاد که در راهروی سمت راست سالن در نهایت طمأنینه رو به صحنه نشسته بودند و با آرامش در حال خوردن میان وعده کوچکی بودند.

دیدن این صحنه سوالات من را چند برابر کرد که آیا اتفاقات بخشی از نمایش است یا …؟ در همین لحظات بود که یکی از این دوستان بلند شد و صحنه را ترک کرد و با کلماتی رکیک ایشان را مخاطب قرار داد. در تمام این لحظات خانم آدینه به طور کامل در دید من قرار داشتند و می‌دیدم که این اهانت ها کوچکترین اثری در چهره و رفتار ایشان نداشتند. برای لحظاتی سالن ساکت شد و بازیگران شروع به بازی کردند که صدای دیگری بلند شد و فضا را متشنج کرد.

خانم آدینه که همچنان در آرامش بودند، با علامت دست خود به بازیگران گفتند که هنوز صبر کنید و بازیگران دوباره در همان حالتی که بودند بدون حرکت ماندند. اهانت کنندگان یک به یک از جای خود بلند شدند و در حالی که با صدای بلند به خانم آدینه اهانت می‌کردند از جلوی ایشان گذشتند و سالن را ترک کردند و بعد از ساکت شدن سالن نمایش ادامه پیدا کرد.

شب گذشته من به تماشای دو نمایش نشستم. نمایشی که بازیگران اجرا کردند و نمایشی که بازیگران به تماشایش ایستادند.دیدن این اتفاق و نحوه برخورد خانم آدینه برای من بسیار ارزشمند و پر از درس بود. درس صبر، آزادی، آزادی بیان، مدیریت، اصول رفتار حرفه ای، منش هنرمندانه و مهمتر از همه اخلاق.و بالاخره این که اجرای روزهای جاری کنسل و به روزهاي 2، 3 و 4 آذر موكول شده‌اند.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.