روزنامه هفت صبح، بهنام مظاهری| «کسری زاهدی» و آن‌چه از او می‌دانیم : نسل خواننده‌هایی که دیگر فقط خواننده نیستند و هنرهای دیگری هم دارند در موسیقی ایران رو به ازدیاد است و طبیعتا این به موسیقی ما کمک می‌کند. فارغ از طیف‌ها و سلیقه‌ها این‌که یک خواننده خودش آهنگسازی کند و ترانه بنویسد می‌تواند در ماندگاری‌اش در جامعه اثر داشته باشد. کسری زاهدی یکی از همین خواننده‌ها است که چند سالی می‌شود به موسیقی ایران اضافه شده.

صدایی تنور دارد و نت‌های بسیار بالا را طوری می‌خواند که انگار برایش یک امر عادی است. آهنگسازی کارهایش را خودش می‌کند و گه‌گاهی هم ترانه‌هایش را خودش می‌نویسد. تنظیم‌هایش عمدتا با صدای سازهای واقعی پر شده و خیلی علاقه‌ای به موزیک الکترونیک نشان نمی‌دهد. آهنگ‌هایش بوی چوب و عطر دریا می‌دهد و یک جور رنگ و روی پاپ‌های دلنشین قدیمی را عمدا و با هوشمندی سازنده‌اش به مخاطب القا می‌کند.

به نسبت سابقه‌اش در بازار موسیقی آهنگ‌هایش خوب شنیده شده اما نمی‌توان گفت از آن دست آرتیست‌ها باشد که خیلی مارکت برایش مهم است. اگر تمام آهنگ‌هایش را یک بار پشت هم گوش کنید متوجه می‌شوید که حتی در آهنگ‌های به ظاهر شادش هم غم غریبی نشسته که قطعا می‌تواند نشان دهد زاهدی بیشتر دنبال این است که حالش را با مخاطب در میان بگذارد.

زاهدی خواننده توانمندی است که متاسفانه یا خوشبختانه باید گفت صدایش روی آهنگ‌های آرام و غمگین بیشتر می‌تواند رخ‌نمایی کند و مخاطبش را زخمی. اگر تا به حال چیزی از او نشنیده‌اید پیشنهاد می‌کنیم آهنگ‌هایی مثل «عاشق‌ترین لیلی» یا «رز مشکی» را بشنوید که می‌تواند شروع خوبی برای شناخت خواننده‌ای باشد که قرار است بیشتر از او در سال‌های آینده بشنویم.

«حامیم» و آثار آرامبخشش
با آهنگ «سیاه سفید» پا به مارکت گذاشت و از همان ابتدا هم توانست مخاطبین خود را پیدا کند. تا امروز دو سال می‌شود که فعالیت حرفه‌ای‌اش شروع شده و ۷ قطعه هم از او منتشر شده. ترانه‌هایش را خودش می‌گوید و آهنگساز آثارش هم هست. او هم از نسل خواننده‌های جدید است که خودشان همه کارهایشان را انجام می‌دهند.

در مورد حامیم هم همینطور است. به غیر از علیرضا ریاضی که به عنوان تنظیم کننده در کنار او قرار گرفته، مسئولیت باقی موارد با خود حامیم است. قطعاتش اکثرا غمگین هستند اما نمی‌توان با این تعداد کم آهنگ با قطعیت درباره او و سبک و سیاقش نظر داد. صدایی تقریبا مخملی دارد و جالب اینجاست که در کارهایش با تن آرام و لحنی در گوشی‌طور می‌خواند.

با اینکه آثارش در دسته‌بندی آثار احساسی قرار می‌گیرد اما غلظت این احساس در ترانه و صدایش تنظیم شده است و مخاطب را در باتلاق واژه‌های منفی گیر نمی‌اندازد و خواننده هم بر‌خلاف مد امروزی اهل عصبی‌بازی و داد و فریاد کردن بیخودی نیست. حامیم طوری می‌خواند که به مخاطبش آرامش بدهد و انگار در لایه زیرین آهنگ‌هایش می‌خواهد بگوید:«تو را می‌فهمم، آرام باش، هیچ اتفاقی نیافتاده.»

نکته‌ای که شاید خیلی‌ها از آن غافل باشند همین است. پر کردن فضا‌های خالی بازار موسیقی کاری است که آرتیست‌های خلاق انجام می‌دهند. همیشه اینطور است که وقتی چیزی مد می‌شود همه به سمتش می‌روند و در آن قسمت ترافیک ایجاد می‌شود. حامیم اگرچه آهنگ‌هایش امروزی است و از کارهای مارکتی این روزها هم فاصله چندانی ندارد.

اما باید گفت او رنگ و بو و امضای خودش را دارد و تفاوتش برای مخاطب محسوس است.اگر با وجود ترافیک مارکت و حجم تبلیغات دیگر خواننده‌ها بتواند فضای کافی برای خودش ایجاد کند می‌توان گفت حامیم از خواننده‌هایی است که باید امیدوار بود در سال‌های آینده هم در بازار باقی بماند و آثار بیشتری هم از او بشنویم.

«امیر عظیمی»، خواننده‌ای که می‌داند چه می‌خواهد
بیشتر از یک دهه است که از آرتیست‌های موسیقی ایران است اما شاید در چند سال اخیر اسمش را بیشتر شنیده باشید. امیر عظیمی از جمله خوانندگانی است که با پاپ ایرانی خواندن مشهور شده و ادبیات در ترانه‌ برایش مهم است. اکثر کارهایش عاشقانه است و گاهی هم رنگ و بوی موسیقی عرفانی به خود می‌گیرد.

از موسیقی سنتی و موسیقی محلی هم در آثارش وام می‌گیرد و خیلی درگیر چارچوب‌ها و محدود کردن خودش نمی‌شود. از آرتیست‌های «ترانه شرقی » است و این یعنی برنامه‌ریزی در روند تولید و پخش و کنسرت و موارد دیگر نقش مهمی ایفا می‌کند و هر حرکتش حساب شده است. شاید هم برای همین است که اصلا درگیر حواشی نمی‌شود و کلا از آن دست خواننده‌ها است که آرام و بدون سبقت از لاین یک جاده به مسیرش ادامه می‌دهد. همچنان به سنت انتشار آلبوم معتقد است و در سال 95 آلبومی شامل 22 قطعه روانه بازار کرد.

آلبومی با نام «سیب هوس» که یکی از کامل‌ترین مجموعه‌های سال‌های اخیر در بازار موسیقی بوده و کم فروشی نکرده. عظیمی جدا از خوانندگی، آهنگسازی هم می‌کند و برای خوانندگان مشهوری آهنگسازی کرده و قطعاتی که برای آنها ساخته هم خوب شنیده شده. با ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران هم همکاری داشته. کارنامه کاری عظیمی کارنامه پر‌و‌پیمانی است و اگر رزومه‌اش را روی هر میزی بگذارد بلافاصله او را می‌قاپند. چه کسی است که یک خواننده پرکار، بی‌حاشیه و موفق را نخواهد؟

نکته قابل ذکر در کارهای عظیمی این است که او نگاه عمیق و پر رمز و رازی به مقوله عشق دارد. عشق در ترانه‌هایش کاملا با سنت عشق‌های ایرانی همخوانی دارد و معشوق در کارهایش بزرگنمایی می‌شود و در استعاری‌ترین حالت ممکن به خصوصیاتش اشاره می‌شود. این را می‌توان از انتخاب ترانه‌ها و لحظات فراز و فرود در ملودی‌هایش به خوبی فهمید.

عظیمی بدون شک از آن دست آرتیست‌هاست که مرگ ندارد. حتما می‌پرسید چرا؟ دلیلش مشخص است. موسیقی از زمان کودکی در زندگی‌اش جاری بوده و ملودی، آواز و ترانه را به خوبی می‌شناسد و انتخاب‌های دقیقی در انتخاب ترانه دارد و وسواسش در تولید یک اثر با کیفیت به خوبی مشهود است. شما می‌توانید بر حسب سلیقه آهنگ‌هایش را دوست نداشته باشید اما نمی‌توان گفت او با موسیقی حرفه‌ای برخورد نمی‌کند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.