روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| مجموعه تله‌تئاتر هفت قسمتی «کاتب اعظم»، اولین محصول مرکز سریال سوره است که از روز یکشنبه ۲۷شهریور روی آنتن شبکه دو رفت و سه شنبه 5مهر پخش آن به پایان رسید. در گزارش امروز نگاهی داریم به کم و کیف این اثر. داستان چقدر جذابیت داشت؟ فضاسازی آن چگونه بود؟ بازیگران چه کردند؟ تحلیل هفت صبح را بخوانید.

‌مورد اول| داستان
تله تئاتر «کاتب اعظم» داستان شبانی است که فرزند کاتب فراری و کشته‌شده دربار معاویه است و آمده تا در ظهر عاشورا مواجهه سپاه شمر و عمربن سعد را با لشکر امام حسین(ع) ببیند و بنویسد. در اینجا چالشی بین او و چند نفر از سربازان و محافظان چادر کاتبان عمربن سعد پیش می‌آید و داستان این‌گونه پیش می‌رود. سازندگان این اثر، واقعه عاشورا را از زاویه اشقیا روایت کرده‌اند؛ برای این منظور هر کدام از سپاه دشمن نماینده‌ای دارند که گمان می‌کنند در صف حق هستند.

با ورود شبان (امین زندگانی) به اردوگاه آن‌ها ماجرا شکلی دیگر می‌گیرد. او از حقانیت امام حسین (ع) می‌گوید و شرایط سپاه ایشان را تشریح می‌کند. شخصیت‌ها و نیز مخاطبان از این طریق، دست به تصویر سازی می‌زنند و شرایط امام و یارانش را در ذهن مجسم می‌کنند. همزمان صدای نبرد، اذان، صحبت‌های امام و … به گوش می‌رسد. با این حال وظیفه اصلی ترسیم واقعه عاشورا، بر «روایت» است.

«کاتب اعظم» توانسته واقعه روز عاشورا و دلایل قیام امام را به‌خوبی تشریح کند اما عیب جایی است که حرفی تازه ندارد. آنچه گفته می‌شود را مخاطب شنیده است و این اثر هم با توسل به شیوه روایت، درصدد بیان دوباره آن‌هاست. چه بسا اگر دوربین وارد سپاه امام می‌شد، تاثیرگذاری «کاتب اعظم» دوچندان می‌بود. با این شیوه، گویی مخاطب در حال شنیدن یک نمایش رادیویی با مختصات یک اثر تصویری است.

مورد دوم| اقتباس
مجموعه نمایشی «کاتب اعظم» به نویسندگی و کارگردانی هنری مهدی غفوری و کارگردانی تلویزیونی علی عبادی، با اقتباسی از کتاب «اعترافات کاتب کشته شده» اثر ساسان ناطق ساخته شده است. این اشاره از این جهت بود تا اهمیت اقتباس را یادآور شویم. فارغ از کیفیت محصول نهایی، آنچه مهم است این‌که یک محصول تصویری، از گنجینه ادبی‌مان بهره برده. خاصه آن‌که کتاب، اثری درخور است؛ به دلیل متن روان، دیالوگ‌های خوب و نیز تصویرسازی قوی. از این منظر، «کاتب اعظم» هم موفق است و مخاطب با شخصیت‌هایی ملموس، داستانی سرراست و دیالوگ‌هایی خوب مواجه شد.

مورد سوم| فضاسازی
مجموعه عوامل مختلف دست‌به‌دست هم می‌دهند تا یک اثر تاریخی باورپذیر باشد. در این مسیر اگر سازندگان موفق به خلق فضایی ملموس نشوند، شکست خورده لقب می‌گیرند. «کاتب اعظم» در این بخش موفق عمل کرد و توانست فضایی باورپذیر از شرایط سپاه دشمن ترسیم کند.

نشانه‌هایی که در صحنه وجود دارد، نه تنها مخاطب را به حال و هوای آن زمان می‌برد که به او یادآور می‌شود همین اشقیا معتقد به دین اسلام هستند! در خیمه آن‌ها پرچم‌های منقش به نام خدا و رسول‌الله آویزان است که بهترین نشانه برای معرفی منش آن‌هاست. در طول روایت داستان هم مخاطب از طریق دیالوگ‌ها پی می‌برد چرا هر کدام از آن‌ها مقابل امام حسین (ع) ایستاده‌اند؛ عده‌ای از روی جهل و برخی برای رسیدن به زر و ثروت. این امتیازی است برای «کاتب اعظم».

مورد چهارم| بازیگران
ترکیب بازیگران «کاتب اعظم» دیگر امتیاز آن است. به‌ویژه در روزهایی که محصولات تلویزیونی از داشتن بازیگر مطرح و «کافی» محروم هستند. امین زندگانی، سیامک صفری، نادر فلاح، نازنین فراهانی، فاطمه گودرزی، حدیث میرامینی و خسرو شهراز در خلق شخصیت‌ها موفق عمل کردند. عدم تاکید بر اغراق در بازی و نیز دیالوگ‌ها اتفاق خوبی است که در «کاتب اعظم» رقم خورد. بازیگران به‌خوبی توانستند معرف شخصیت‌ها شوند و عملکرد آن‌ها کمک زیادی به خلق فضای باورپذیر اثر کرد.

مورد پنجم| نکته ویژه
«کاتب اعظم» همان‌طور که اشاره شد خالی از ایراد نیست. اما یک نکته دیگر را نباید از یاد برد و آن زنده شدن تله تئاتر در تلویزیون است که بارها ضرورت آن از سوی مخاطبان و کارشناسان گوشزد شده. وانگهی، «کاتب اعظم» از استودیو خارج و در لوکیشن واقعی ضبط شد. این تجربیات می‌تواند مسیری جدید در تولید تله تئاتر باز کند. حیف که «کاتب اعظم» در مجموع اثری نیست که در ذهن مخاطب بماند؛ رفتن سراغ موضوعات عاشورایی نیازمند ایده‌های نو است تا ماندگاری آثار مرتبط با این واقعه عظیم تضمین شود.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.