روزنامه هفت صبح، ساعد برقی| میخواهم چیزی خلاف موج عمومی بگویم. میدانم که آنقدر در این شش ماه دچار جنجال و هیاهو بودهایم که نتیجهگیری این متن برایتان شاید عجیب باشد. به شکل طبیعی حضور یک دولت اصولگرای یکدست، میتواند فضا رابرای جوشش فضای هنر ایران محدود کند چراکه بخش مهم فعالیتهای هنری ایران توسط گروههایی هدایت میشوند که نسبت ملایمی با رادیکالیسم سیاسی گروههای اصولگرا ندارند.
درهمين شش ماهه، ادبیات حاکم بر فضای فرهنگی کشور بسیار تنشزا و تند بوده است اما با این حال حاصل فعالیت گروههای فرهنگی و هنری تحت وزارت یک وزیر رادیکال اصولگرا خیلی هم بد نبوده اگر نخواهم بگویم خیلی هم خوب بوده است! در نیمه اول سال دوستداران هنر و ادب روزگار خوبی را پشت سر گذاشتند. در عرصه سینما، موسیقی، نمایش، ادبیات و هنرهای تجسمی، حوادث بسیار خوب و گاه بسیار سطح بالایی در کشور شکل گرفت.
سینما
در سینما اکران فیلمهای تیتی از آیدا پناهنده، آتابای از نیکی کریمی و ابلق از نرگس آبیار شمایی از تواناییهای زنان هنرمند کشورمان را به نمایش گذاشت. هر سه فیلم از بهترین فیلمهای چند سال اخیر سینمای ایران هستند که از استانداردهای تولید بالایی برخوردارند. حضور نیکی کریمی به عنوان داور در جشنواره تروپیکای نیویورک و لیلا حاتمی در نقش داور جشنواره ونیز این منظومه را کامل کرد. هر دو ستاره سینمای ایران به بهترین شکل برازندگی و جلوه درخشانی در منظر عمومی از خود متبادر کردند.
در کنار درخشش این دو نفر ما شاهد حضور خیل ستارگان سینمای ایران در جشنوارههای مختلف سینمایی بودیم. طناز طباطبایی، ترانه علیدوستی، شادی کرم رودی، مهسا حجازی، دایانا کاویانی و لیندا کیانی از جمله ستارگان زن سینمای ایران بودند که به شکل چشمگیری بر روی فرش قرمز جشنوارههای مختلف قدم زدند و البته بازیگران مردی مثل پیمان معادی و نوید محمدزاده و جواد عزتی و محسن تنابنده و یا درخشش خیرهکننده و همزمان الناز شاکردوست در دو فیلم تی تی و ابلق.
فیلمهای برادران لیلا از سعید روستایی، جنگ جهانی سوم از هومن سیدی، پشت دیوار از وحید جلیلوند، بدون قرار قبلی از بهروز شعیبی و تفریق از مانی حقیقی به عنوان نمایندههای سینمای ایران در بخشهای رقابتی در کن و ونیز و مسکو و تورنتو ظاهر شدند. به اینها میشود آثاری چون زالاوا و بیرویا را نیز اضافه کرد. اینها نشانههایی از جوشش و ظرفیت سینمای ایران است که در هیاهوهای سیاسی نباید از آنها غفلت شود.
با تامین سرمایه اجتماعی مناسب و درایت و تعقل دوطرفه سینمای ما همچنان میتواند با حضور این سینماگران درجه یک (پناهنده، کریمی، آبیار، روستایی، حقیقی،جلیلوند، سیدی، امیری، شعیبی، وزیری و البته فرهادی و نعمتالله و مهدویان و مکری و حجازی و… ) تا سالهای سال اعتبار توامان در دو عرصه جوایز و گیشه را حفظ کند. سینمای ایران به یمن اتفاقات خوب دهه نود در اوج تواناییهای خود قرار دارد و فروکش کردن کرونا میتواند کسبوکار سینما را به حالت عادی برگرداند.
آن هم در حالی که این صنعت همزمان در حال تغذیه کردن بازار پرحجم سینمای خانگی نیز هست و در روند تولیدات سریع برای این بازار، گاه و بیگاه جرقههای قابل توجهی در عرصه سریالها نیز زده میشود آن هم در حال دست و پنجه نرم کردن با سایه مزاحم و بیتوجیه ساترا.
سینمای ما زنده و قدرتمند است البته اگر براندازها از یکسو و اصولگرایان تندرو از سوی دیگر اجازه نفس کشیدن به آن بدهند. آخرین برگ برنده این سینما اکران یک کارتون تولید داخل یعنی پسر دلفینی بوده که به شکل عجیبی توانسته خودش را به استانداردهای روز انیمیشن در جهان چه در ساخت و چه در روایت نزدیک کند.
نقطه ضعف سینمای ایران در یکسال گذشته نزدیکی بیش از حد و غیرلازم به عرصه حرافیهای سیاسی بوده که خب هم نتیجه فضای مجازی پرخاشگر امروز ما هست و هم اتمسفر جشنوارههای خارجی این مسئله را تشدید میکنند. در عرصه جشنوارهها میشود به ماجرایی که برای جعفر پناهی و یا گلشیفته فراهانی رخ داد و از همه شدیدتر اکران فیلم دانمارکی عنکبوت مقدس با بازی زهرا امیر ابراهیمی که فراتر از ظرفیتش تحسین شد اشاره کرد.
سینمای ایران بدون اینکه وارد این جنجالهای کلامی بشود این حق را دارد که آینهای از تحولات داخل کشور باشد بدون آنکه متهم به سیاهنمایی شود. سینمای ایران باید بتواند بدون درگیری با مسئله سانسور نگاه خود به تحولات کشور و نارضایتی بخشهایی از عموم مردم نسبت به برخی تحولات و پدیدههای اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی را به تصویر بکشد. این همان نکتهای است که مراجع رسمی فرهنگی باید به رسمیت بشناسند و البته نیاز به هوشمندی فیلمسازان و بازیگران در عدم غلتیدن به سمت حرافیهای سیاسی مورد علاقه رسانههای زرد اروپایی دارد.
در عرصه سینمای کمدی باید انتظارات را پایین آورد. این سینما به سرعت به سمت خرده فرهنگ فیلمفارسی در حرکت است و در سال گذشته هیچ کمدی که حداقل توقعات را برآورده کند اکران نشد. یعنی حتی در حد مصادره و هزارپا و تگزاس 2. ستارگان این سینما بهخصوص پژمان جمشیدی و رضا عطاران و تا حدی جواد عزتی باید با وسواس بیشتری مقابل پیشنهادات هنگفت مالی این تهیهکنندهها برخورد کنند و مقابله کنند و اعتبار خود را به متنها و روایتهایی اینچنین ضعیف گره نزنند. به نظر میرسد که این ستارهها مشکل مالی چندانی نداشته باشند! در نهایت اینکه به این نتیجه غیرمعمول میرسیم که سینمای ایران یک ششماه پرشکوه را پشت سر گذاشته است.
تئاتر
در عرصه تئاتر هم به شکل قابل قبولی با تعدد کارهای نمایشی درجه یک طی شش ماه ابتدای سال 1401 روبهرو بودیم. تماشاگران حرفهای تئاتر نمیتوانند شکایتی داشته باشند! مجموعه کارهای درخشان اشکان خطیبی که حالا خودش و گروهش از مهمترین ستارههای هنر نمایش در ایران هستند، کارهای تجربی دلانگیز احسان گودرزی و همین طور فعالیت مداوم آروند دشت آرای فضای پرجنب و جوشی را بر نمایش ایران حاکم کرده البته باز هم اگر نهادهای مو را از ماست بکش و دایههای دلسوزتر از مادر و سختگیریهای محلی و استانی و مچبگیرهای حرفهای رسانهای اجازه بدهند و هنرمندهای قدیمیتر تئاتر دوباره به فعالیت در این عرصه بازگردند.
هنر نمایش پس از رکود دو ساله، امسال دوباره و تاحدی خیل تماشاگرانش را بازیابی کرد. همین حالا اجرای نمایش پدر در تالار اصلی تئاتر شهر یکی از اوجهای کارنامه تئاتر ایران در چند سال اخیر را رقم زده است. هنر نمایش امروز ایران آکنده هستند از استعدادهای متراکم چه در حوزه کارگردانی و چه بازیگری و خب نقطه ضعف قدیمی همچنان باقی است و آن متنهای جذاب اریژینال است. هنر نمایش میتواند به عنوان یکی از نقاط قوت فرهنگ امروز ایران به راه خودش ادامه دهد. اگر نهادهای نظارتی این قدر سختگیرانه عمل نکنند و هنرمندان هم خودشان را از هیاهوهای روز سیاسی کمی کنار بکشند.
هنرهای تجسمی
هنرهای تجسمی. در عرض شش ماه گذشته آن قدر نمایشگاههای فوقالعاده از کارهای تجسمی عرضه شده که اشاره به آنها خودش سطرهای زیادی را اشغال خواهد کرد. فقط به چند مورد مشهورش اشاره میکنم. کارهای داوود زندیان(که از اسفند گذشته شروع شده بود)، کارهای خانم شیرین اتحادیه، آثار قدرتالله عاقلی، نمایشگاه آثار نفسگیر علی اکبر صادقی که یکی از نقاط اوج کارنامه پربار هنری این ستاره بزرگ هنر ایران است، نمایشگاه تجسمی پویا آریان پور در کارخانه قند، نمایشگاه کارهای ویدئو آرت با نام شکست زمان و…به اینها برگزاری دو سه حراج سنگین آثار تجسمی را هم اضافه کنید تا متوجه شوید در این عرصه اوضاع چندان بد نیست!
موسیقی
کنسرت بزرگ همایون شجریان نقطه عطف بزرگ فضای موسیقی در تابستان امسال بود. کنسرتی با کیفیت و زیبا که با تمهید درخشان همایون شجریان به یک پدیده مردمی برای جوانان دانشجو هم بدل شد. کنسرت همایون آنقدر خوب و فاخر و زیبا بود که میتوانست کل تابستان را برای یک عشق موسیقی ممتاز قابل تحمل سازد. به اینها موسیقی نمایش سیصد را هم اضافه کنید. کار سهراب پورناظری، تهمورس پورناظری و امیرجدیدی و رضا بهرام و با درخشش طناز طباطبایی که دوستداران موسیقی و تاریخ ایران را توامان سیراب ساخت.کنسرت ارکستر سمفونیک آیسو با رهبری مازیار یونسی و کنسرت گروه کاسته از دیگر نقاط قوت عرصه موسیقی در شش ماه گذشته بود. گروهی نوآور که همین حالا طرفداران پروپاقرص فراوانی پیدا کردهاند.
در عرصه موسیقی پاپ حرف چندانی برای گفتن ندارم. شخصا طرفدار کارهای هوروش بند و ماکان بند و مسیح و آرش و بسیاری از چهرههای پولساز موسیقی پاپ امروز ایران نیستم. زیاد هم خبرهای مربوط به این حوزه را دنبال نمیکنم اما به خوبی میدانم که از چه گردش مالی عظیمی برخوردار است و چه گروههای مختلفی با گرایشات و پایگاههای متنوع سیاسی درگیر این بیزینس پرسود و عظیم شدهاند. البته طبیعی است که برای چهرههایی مثل محسن چاوشی و یا محسن یگانه و هرکسی که به دنبال تولید موسیقی پاپ متفاوت و خلاقانه است احترام قائلم وخب خیلی کم پیش میآید که با موسیقی پاپ متفاوتی روبهرو بشویم.



