روزنامه هفت صبح| انتخاب نماینده ایران در اسکار همیشه کار شاقی بوده. فیلمهای ایرانی در مجموع سه بار توانستهاند به فهرست پنجتایی نهایی اسکار بهترین فیلم خارجی راه یابند و دو بار از این سه بار اسکار را هم بردهاند. امسال اما تعداد فیلمهای باکیفیت واقعا زیاد بود. امیدوارم این جمله طرفداران تز ورشکستگی سینمای ایران را عصبانی نکند. تیتی، آتابای، موقعیت مهدی، زالاوا و همینطور برادران لیلا، تفریق، پشت دیوار، بدون قرار قبلی، علفزار، بیرویا، جنگ جهانی سوم و…
برادران لیلا که شانس اول بود و اکران عمومی متوسطی را هم در فرانسه از سر گذرانده و یک جایزه فیپرشی هم در کولهبار خود دارد، چوب نافرمانی کارگردان و کتوشلوار صورتی بازیگرانش و مغازله زن و شوهر روی فرش قرمز را خورد و از دور رقابت حذف شد. تیتی و آتابای از دور رقابت خارج شدند. با همان ایدههای خاص خانه سینما که چنین فیلمهایی بومی هستند و شانسی در اسکار ندارند. موقعیت مهدی و بدون قرار قبلی فیلمهایی اخلاقگرایانه و پیاممحور بودند. بدون قرار قبلی جایزه جشنواره مسکو را هم داشت. انتخاب این دو فیلم میتوانست رضایت بخشهای دولتی و محافل فرهنگی اصولگرایانه را به همراه داشته باشد.
بهعنوان نمایندههای طراز جمهوری اسلامی. اما این انتخاب میتوانست نارضایتی بخشهای دیگر سینما را بهدنبال داشته باشد و طبیعتا خانه سینما و کمیته انتخابکننده بهدنبال چنین ماجرایی نبود. پشت دیوار وحید جلیلوند که به بخش مسابقه ونیز راه یافته بود، دچار سرنوشتی مشابه برادران لیلا شد. سازمان سینمایی مجوز حضور در رقابت نمایندگی ایران برای اسکار را برای این فیلم صادر نکرد. به این ترتیب تنها دو فیلم در دایره رقابت ماندند.
تفریق ساخته مانی حقیقی و جنگ جهانی سوم ساخته هومن سیدی. دو فیلمی که در دو جشنواره تورنتو و ونیز (بخش افقها) به نمایش درآمده بودند و هر دو با اقبال نسبی منتقدان و تماشاگران روبهرو شده بودند.فرقشان با ساختههای سعید روستایی و وحید جلیلوند این بود که مراحل اداریشان را کاملا طی کرده بودند. هر دو فیلم داستانهایی نیمهتخیلی و عجیب را پی گرفتهاند. و در این میان همای سعادت روی دوش هومن سیدی قرار گرفت و در نهایت فیلم جنگ جهانی سوم که دو جایزه مهم از بخش افقهای جشنواره ونیز را در کارنامه داشت، عازم اسکار شد.
یکی از امتیازات منفی براي تفریق جدا از داستان شگفتانگیز و سوررئالیستی آن هم بر بستری از اتمسفر کاملا رئالیستی، حضور نوید محمدزاده و ترانه علیدوستی بود که همان کست بازیگری فیلم برادران لیلا را تداعی میکردند. بههرحال هومن سیدی در ادامه حرکت فزاینده و روبه جلویش، از کنار مهمترین هماورد نسل خودش یعنی سعید روستایی گذشت و راهی اسکار شد.
روستایی شاید به فروش چشمگیر ابد و یکروز و متری شیشونیم در ایران بنازد و محبوبیت این دو فیلم در میان تماشاگران عام ایرانی و همینطور موفقیت متری شیشونیم در فرانسه و حضور برادران لیلا در کن، اما خب حالا هومن سیدی این فرصت را دارد که اگر از سد مرحله انتخابی اسکار بگذرد به جمع 5 فیلم نهایی بپیوندد. سیدی مثل روستایی از نسل طلایی سینماگران جوان دهه نود هستند.
سیدی که ابتدا بازیگر بود (همان زمانیکه همسر آزاده صمدی بود) کمکم به سمت کارگردانی آمد و بهتدریج مثل سعید روستایی نشان داد که درسهای سینمای روز دنیا و سریالهای پرتماشاگر هالیوودی را به خوبی آموخته است. پس از عدم موفقیت سیزده و خشم و هیاهو، سیدی بالاخره در فیلم موفق مغزهای کوچک زنگ زده و سریال قورباغه به خوبی نشان داده بود که بر این استانداردهای سینمای روز دنیا مسلط شده و در سرگرم ساختن تماشاگر با اثری پرآب و تاب موفق است.
کارهای سیدی مطمئنا از ظرافتهای نالیفی مانی حقیقی و آیدا پناهنده و یا شهرام مکری و مهدویان و نعمتالله بیبهره و یا حداقل کمبهره هستند اما شیوه او در اعجاب تماشاگران و سلیقه بصریاش در استفاده از تصاویر و روایتهای مشهور عالم سینما، موفقیت او را تضمین کرده است.
باید دید سیدی میتواند از سد مراحل انتخابی اسکار عبور کند و به 5 فیلم انتهایی برسد و با غولهایی مثل فیلم تصمیم به رفتن نماینده کره جنوبی و یا فیلمهای تحسین شده ژاپن و مصر و فرانسه و ایتالیا برای اسکار امسال رقابت کند؟ بد نیست بدانید که در جنگ جهانی سوم محسن تنابنده با ستارگان جویای نامی مثل ندا جبرئیلی و مهسا حجازی همبازی است.



