روزنامه هفت صبح، فاطمه زم‌یار | ‌ نمایش دانشگاهی «شوخی» به نویسندگی و کارگردانی محمد عبدالوند در دوره جدید اجراهای عمومی مرکز تئاتر مولوی، در تیر و مرداد سال جاری به روی صحنه رفت. «شوخی» یک نمایش بسیار قابل توجه و تامل در نوع خود است. قصه از یک پادگان شروع می‌شود، در روزهایی که همه در جهان به‌دنبال یک نجات‌دهنده هستند، یکی از سربازها خود را محکوم به نجات جهان می‌یابد ولی تنها دست‌آویزش برای ایفای نقش منجی، خوابی است که دیده و به آن ایمان دارد و به موازات این روایت، قصه زنی که به شکل غیر‌معمولی به پادگان آمده تا تکلیف شوهرش را که تصور می‌کند به او خیانت می‌کند، در همان‌جا روشن کند نیز در جریان است.

نمایش ترکیبی از تخیل و واقعیت و داشتن نمود بیرونی با شرایط کنونی است. وجود یک زن در سربازخانه یک پارادوکس تماشایی را خلق می‌کند. در لحظاتی هم که بازیگر نقش هادی وارد صحنه می‌شود، به جهت خلق لحظات کمدی نمایش جان تازه‌ای می‌گیرد تا مخاطب دچار رخوت نشود. درست است که در کلیت کار نقاط ضعفی مشاهده می‌شود اما اجرا در مجموع نمره خوبی می‌گیرد. نکته قابل توجه اثر، متن دراماتیزه‌شده کار بود که خود نشان می‌دهد محمد عبدالوند نسبت به کارهای سابقش در سطح حرفه‌ای‌تری قدم برداشته است.

درمورد نمایشنامه شوخی می‌توان گفت که تقریباً خالی از اشکال است و درست مانند هر نمایشنامه‌ای از نویسنده‌ای معروف، ساختارمند و منظم است و در یک جمله می‌شود گفت که با متن استانداردی طرف هستیم. بازیگر زن نمایش «سارینا ترقی» مسلط به نقش است که باعث می‌شود از سایر بازیگران بیشتر به‌چشم ‌آید. بازیگران مرد هم بر شخصیت خود سوار بوده و مشخص است که درک درستی از شخصیت خود، داستان، روابط و فضای نمایشنامه دارند.

اما نکاتی هم وجود دارد که ممکن است در ذوق هر بیننده‌ای که انتظار دارد با یک کار حرفه‌ای روبه‌رو شود، بزند، برای مثال موهای بلند بازیگر مرد که در تضاد با کاراکتر واقعی یک سرباز وظیفه در پادگان نظامی است. شاید بهتر بود بازیگری برای این نقش انتخاب می‌شد که تئاتر برایش در اولویت نسبت به موهایش باشد. یا استفاده از آیفون پرومکس برای سربازان آن‌هم به‌عنوان وسیله مخفی و غیرقانونی شاید ناهمگون باشد.

راجع به کاراکترها نیز می‌توان گفت جا داشت «امید سعیدی» که تنها در پایان نمایش آواز مختصری می‌خواند هم نقش پررنگ‌تری در داستان داشته باشد و یا حتی گاهی در فواصل مشخصی برای فاصله انداختن و یا پایین آوردن ریتم در حین اجرا ساز بزند و یا آواز بخواند. او با صدای خوش و آوای دل‌انگیز جنوبی پتانسیل حضور قدرتمندتری در نمایش داشت.

در مجموع عبدالوند نیاز دارد هرچه بیشتر درگیر کارگردانی شود و تمرین بیشتری با بازیگرانش داشته باشد. هنوز در کارهای عبدالوند المان‌هایی از کارهای مهدی کوشکی دیده می‌شود که البته نمی‌شود خرده‌ای به آن‌ها گرفت اما باید در نظر داشت که تنها بالا بردن ریتم نمایش نیست که می‌تواند تماشاگر را مجذوب خود کند و یک کار حرفه‌ای به یک سیر منسجم محتوایی و بصری همگون نیاز دارد.

با وجود داستان کِشنده و جذاب کار، عدم پیوستگی و داشتن منطق بعضی قسمت‌های نمایشنامه، نقطه ضعف این اثر بود به‌خصوص بخش انتهایی، به‌طوری‌که حس می‌شد با سر هم آوردن داستان، پایان عجولانه‌ای برای کار بسته شده است. ایده بسیار خلاقانه و جالب داستان و بازی مسلط و خوب بازیگر نقش اصلی، استفاده به‌موقع، به‌جا و مناسب از طنز هم از نقاط قوت کار به‌حساب می‌آمدند. نمایش «شوخی» شاید شما را به یاد نمایش موفق و پرمخاطب «لانچر ۵ » بیاندازد؛ کما آن‌که این نمایش هم ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک نمایش حرفه‌ای‌تر از آنچه بود، برای یک اثر قوی و پرمخاطب را به‌راحتی دارا‌ست.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.