روزنامه هفت صبح، فرشید قربان‌پور| از علیرضا قاسمیان خمسه، شاعر و منتقد شعر، چندین اثر منتشر شده که از جمله آن‌ها می‌توان به «روان بر ویرانه و گزیده اشعار پیشین» (۱۳۹۸)، «اتوبان» (۱۳۹۵)، «نثرِ خیس» (۱۳۹۴) و… اشاره کرد. او معرفی خوب و نقد درست و اساسی را مقدمه‌ای برای بازگشت شعر به آغوش مخاطبان فارسی‌زبان می‌داند. قاسمیان خمسه معتقد است به دلیل امکانات بالقوه وسیع که در دسترس شاعر آزاد است، آینده این قالب شعری می‌‌تواند درخشان باشد.

جایگاه نقد در شعر امروز ما کجاست؟ اصلا به نظر شما نقد وجود دارد؟
به نظرم نیاز است در مورد معنای این «وجود داشتن» به توافق برسیم. با نقدهای پراکنده‌ای طرفیم که می‌توانیم آنها را به دو دسته‌ عمده تقسیم کنیم: ۱- نقدهای تقلیل‌یافته‌ای که در قالب‌هایی کلیشه‌ای در پایان‌نامه‌های به خصوص دانش‌‌آموخته‌‌های ادبیات به چشم می‌خورند. اگر در فضای مجازی جست‌و‌جو کنیم، عناوین این‌چنینی به‌وفور رویت می‌‌شوند:

بررسی عناصر «الف» و «ب» در شعر یک شاعرِ آزادنویس ۲- نقدهای محفلی؛ نقدهایی که در واقع آنها را دچار استحاله می‌دانم به این دلیل که صرفا در جهت تاییدِ اثرِ یک دوست یا به جا آوردن رسومِ محفلی به تحریر در می‌آیند. با توجه به این نکات می‌توانم این حضور خنثی و ناقص نقد را نوعی وجود نداشتن تلقی کنم. «نقد»، حلقه مفقوده‌ای است که آثارِ مخربِ فقدانش را به شکل واضحی در شعر امروز مشاهده می‌کنیم. چون فضای شعر غیرمنظوم تازه‌تر و به نوعی مه‌‌آلود است، فقدان نقد در رابطه با آسیب‌ بیشتری دارد. در مورد دلایل این فقدان بسیار می‌شود حرف زد.

از شعر غیرمنظوم حرف زدید: وضعیت امروز شعر آزاد را چطور می‌بینید؟ در قیاس با شعر منظوم چقدر بین مخاطب فارسی معتبر است؟
برای پاسخ به این سوال‌تان می‌توان مقدمه‌ای طولانی مطرح کرد. از جایگاه شعر در جهان و کم‌مخاطبی سراسری آن تا بحث در مورد فرمت‌های هنری مختلف که از نظر اثرگذاری به هیچ‌وجه دامنه عمل یکسانی ندارند؛ مثلا استقبال از سینما و پدیده‌ای مشتق شده از آن یعنی سریال در جهان امروز قابل قیاس با سایر هنرهای تجسمی نیست. اما می‌خواهم به هدف اصلی شما در این پرسش برسم.

برای مخاطب عام (به معنای مخاطبانی که تخصصی در زمینه ادبیات ندارند) و البته بخش قابل توجهی از مخاطب‌های خاص، قالب‌های منظوم هنوز قالب‌های محبوب‌تر و معتبرتری به حساب می‌آیند. در مورد مخاطب عام، عجین بودن تاریخی با عنصر موسیقی در شعر را می‌توانم یکی از مهم‌ترین دلایل محبوبیت شعر موزون بدانم. در مورد مخاطب خاص هم منجمد بودن و پشتوانه‌ نظری فقیر و محدود و به‌روزنشده که نوعی دُگماتیسم را به همراه دارد، یکی از فاکتورهای بسیار مهمِ عدم اعتبار بخشیدن به شعر آزاد است.

با این حال می‌‌خواهم از کمیّت عبور کنم و به مفهوم کیفیت برسم. با وجود پذیرفتنِ این حقیقتِ انکارناپذیر که شعر آزاد مخاطب محدودی دارد اما از کیفیتِ مخاطبین آن نمی‌توانیم غافل شویم و همین کیفیت را اتفاقا اعتباربخش می‌دانم. در تعریف من از اعتبار، عواملِ اعتباربخش، موج رسانه‌ای، تبلیغات، تعارفاتِ محفلی و … نیستند؛ بلکه همین مخاطب با کیفیتی که از آن حرف زدم در اعتباربخشی عاملیت دارد. پس برای من موضوع اعتبار نداشتن شعر آزاد، منتفی است.

اما آیا نمی‌شود شعر آزاد را به شکل بهتری معرفی کرد و محبوبیتش را به صورت تدریجی بالاتر برد؟ به نظرم شدنی است. جهانِ امروز را جهانِ presentation (معرفی) می‌دانم و ناگزیریم وقتی از معرفی حرف می‌زنیم، باز بحث را به سمت شبکه‌های اجتماعی سوق بدهیم چون نقش اساسی را در این مورد ایفا می‌کنند و اکثر جریان‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای از آنجا شروع می‌شود.

همراهی یک غزل سطحی با سکانسی از یک سریال سطحی با یک موسیقی سطحی پکیجی هیجان‌محور است که می‌تواندمخاطب عام را جذب کند. این وجه از «معرفی» را البته وجه تاریک آن می‌دانم. اما این معرفی‌ها و ارائه‌ها می‌تواند وجه مثبت هم داشته باشد. برای مثال انتخاب اشعار آزاد برای اجرا شدن در قطعات موسیقی. تجاربی در موسیقی آلترناتیو وجود دارد و آلبومی هم از آثار من در فرمت پاپ-ارکسترال در دست انتشار است که اینطور کارها اگر به رویه تبدیل شود اتفاق خوبی است.

امیدوارم اشتباه برداشت نشود. منظور من این نیست که شعر آزاد خودبسنده نیست و هویت مستقلی ندارد. من از یک دریچه از یک پل حرف می‌زنم‌‌. همراهی شنونده با کلامِ یک قطعه موسیقی می‌تواند آن را به سمت سایر آثار شاعرِ کار سوق دهد و در واقع یک آشتی اتفاق بیفتد. صرفا از یکی از روش‌هایی که می‌شود شعر آزاد را تبلیغ کرد نام بردم. قطعا روش‌های بسیاری وجود دارد.

یعنی معتقدید که شعر آزاد از نظر محتوا و ارزش کاملا خواندنی و قابل توجه است و اگر درست معرفی شود مخاطب‌پسند خواهد بود؟
بله. همان‌طور که اشاره کردم، از «شعر آزاد» حرف می‌زنیم. حضور عبارت «شعر» در این ترکیب حاکی از این است که تمام ویژگی‌های یک شعر اعم از ساختار منسجم، تصاویر بکر، آشنایی‌زدایی‌های مختلف در سطوح مختلف زبان و … باید وجود داشته باشند تا با یک شعر آزاد طرف باشیم.

متاسفانه آزادی در این قالب به معنای بی‌اصولی در نظر گرفته می‌شود در حالی که اتفاقا این آزادی و این مجموعه‌ وسیع از امکاناتی که در اختیار شاعر آزاد است، کار را برایش بسیار دشوارتر می‌کند. پس شعر آزاد خوب هم مثل هر شعر خوبی در سایر قوالب، فاکتورهای اثرگذارِ بسیاری دارد که آن را ارزشمند می‌کند. از نظر اقبال عمومی هم می‌توانم مثالی بزنم از فروغ فرخزاد. آیا همه با سطر «پرواز را به خاطر بسپار/ پرنده مردنی‌ست» که سطری از یک شعر آزاد هست، آشنا نیستند؟

رسوخ سطری از یک شاعر به فرهنگ عامه اتفاق بسیار قابل تأملی‌ست و می‌تواند گواهی باشد بر این‌که شعر آزاد هم می‌تواند مورد توجه عام و خاص قرار بگیرد؛ گواهی باشد بر این‌که شعر فارغ از قالبش، اگر معیارهای زیبایی‌شناسانه را داشته باشد توانایی ماندگار شدن دارد. حالا در مورد شعر فروغ می‌شود حرف زد. تکنیک‌های موسیقی‌ساز را به وفور به کار می‌گیرد و شاید این تمایزی ایجاد کند بین فروغ و بسیاری از شاعران آزاد. اما به هرحال اشعار کتاب «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، اشعار آزادی هستند که پتانسیل‌های این قالب شعری را هم آشکار می‌کنند.

برای شعر به ویژه شعر آزاد آینده را چطور می‌بینید؟ آمار استقبال امروز مخاطبان نشان می‌دهد که آینده‌ خوبی نخواهد بود.
با اینکه ذاتا آدم خوشبینی نیستم اما به آینده این قالب شعری امید دارم. اتفاقا شعر منظوم را به بن‌بست خورده و از رمق‌ افتاده می‌دانم. در شعرِ آزاد (غیرمنظوم) شاعر از طیف وسیعی از ابزارِ زیباییِ کلام می‌تواند بهره ببرد و طبیعتا به شکل بالقوه امکانِ پا گذاشتن به سرزمین‌های بیشتری را دارد. به فعل درنیامدنِ این پتانسیل‌ها و حجم عظیمی از آثار بد که با آن‌ها طرف هستیم، نباید موجب ناامیدی از آینده این قالب شعری شود.

آثار غیرمنظوم قابل تأملی خلق شده و می‌شود و خوراک مسمومی که شبکه‌های اجتماعی به خورد ما می‌دهند نباید باعث شود از آثار محترم غافل شویم. اتفاقا اینجا می‌توانم به پرسش نخست شما برگردم و بگویم اگر نقد پویایی وجود داشت، هم در تمییز دادن آثار خوب به مخاطب کمک می‌کرد و هم با تایید مسیرِ شاعر انگیزه‌ای را در او ایجاد می‌کرد تا شعرش را ادامه بدهد و به سمت جریان‌های تحمیلی منحرف نشود. منظورم از جریان‌های تحمیلی همان چیزی‌ست که صرفا به کمیت آراسته شده؛ تعداد لایک زیاد، به اشتراک‌گذاریِ زیاد و …

یعنی اگر روزی دیگر شبکه‌های اجتماعی نداشته باشیم یا اینطور انتشار شعر در آنها رواج نداشته باشد، مخاطب دوباره به همین شعر آزاد امروز با همین کیفیت که امروز هست، برمی‌گردد؟
گاهی جهانی را تصور می‌کنم که در آن شبکه‌های اجتماعی موتور محرک نیستند. جهانی که مطبوعات و محافل معتبر جریان‌سازند. اما چیزی‌ست شبیه رویای شخصیت اصلی فیلم نیمه شب در پاریس وودی آلن. باید از نوستالژی‌پرستی دوری کنیم و با حقیقتِ جهانِ امروز مواجه شویم. اینترنت، بخش جدا نشدنی زندگی بشر امروز است و به نظرم اگر شبکه‌های اجتماعی هم از بین روند جایگزین‌های مشابهی خواهند داشت و این جهانِ تغییرِ شکل یافته به واسطه اینترنت به هیچ وجه به شکل اول خودش بازنمی‌گردد.

پس وقتی این حقیقت را بپذیریم می‌توانیم رابطه‌ای منطقی با پدیده فضای مجازی برقرار کنیم و تا حد امکان به جای مفعول بودن در قبال آن، فاعل باشیم. مثلا درباره شعر آزاد اگر بخواهم بگویم، مخاطب امروز را می‌شود با معرفی شعر آزاد خوب، با این قالب شعری آشتی داد. همزمان به تبیین اِلِمان‌های آثار خوب این قالب و آثار ضعیفش احتیاج داریم. احتیاج داریم این عبارت را بشکافیم: شعرِ آزاد؛ واژه شعر به علاوه واژه آزاد. حضور واژه شعر در این عبارت به این معناست که مجموعه اصولی که به متن شعریت می‌دهند باید رعایت شده باشند تا یک شعر آزاد اتفاق بیفتد.

همین اصل می‌تواند به ما بفهماند متنی که صرفا دچار تقطیع شده و هیچ بُعدی جز بُعد عاطفی ندارد یک شعر آزاد نیست. حاصل شناخت این اصل در نهایت بازگشت مخاطب است به این قالب شعری. البته طبیعتا یک فرایند زمان‌بر است اما آن را نشدنی نمی‌دانم. آیا در شعر آزاد کفه ترازو به نفع اشعار ضعیف یا درواقع دلنوشته‌هایی که برچسب شعر خورده‌‌اند سنگینی نمی‌کند؟ چرا همین‌طور هست. اما آیا آثار خوبی وجود ندارند که مخاطب عام و خاص بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند؟ وجود دارند و به همین جهت پیش‌‌تر گفتم که به آینده این قالب شعری امید دارم.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.