روزنامه هفت صبح، کمال بردبار| در حالیکه گروه اکثریت در انتظار آغاز فینال باشگاههای اروپا در پاریس بودند، گروهی هم چشم انتظار نتایج جشنواره کن در جنوب فرانسه بودند. فاصله چند ساعتی با پاریس اگر با قطار بروی. در ایران برخی گمانهزنی میکنند که برادران لیلا نخل طلا میبرد. ورایتی و گاردین این گمانه را تقویت میکنند. عنکبوت مقدس هم مطرح میشود. نمره ضعیف منتقدان به عنکبوت مقدس و نمره متوسط منتقدان به برادران لیلا تاثیری بر این گمانهزنیها ندارد.
جوایز عجیب کن در سال گذشته و اعطای نخل طلا به فیلم تیتان، موجب شده که هر واکنشی از سوی هیات داوران قابلفهم باشد. فعل و انفعالات خیلی عجیب است. گلشیفته فراهانی که خودش با فیلم برادر و خواهر در بخش مسابقه حاضر بود (و البته نه فیلم و نه بازی گلشیفته چندان مورد توجه قرار نگرفت) پستی به زبان انگلیسی میگذارد با این مضمون که اگر عنکبوت مقدس جایزه بگیرد با توجه به حضور اصغر فرهادی در هیات داوران، موقعیت او در ایران بهخطر میافتد! چه لزومی برای چنین پستی بوده؟ نمیدانیم.
۴۸ساعت قبل از اعلام نتایج یک نیمچه کمپین علیه سعید پورصمیمی به راه میافتد و شانس احتمالیاش برای دریافت جایزه بازیگری را بر باد میدهند. ترانه علیدوستی و پیمان معادی تندترین اظهارنظرها را درباره شرایط سیاسی و اقتصادی داخل ایران انجام میدهند. نوید محمدزاده اما خودش را از این داستان کنار میکشد و به همان بوسیدن همسرش روی فرش قرمز و سالن نمایش اکتفا میکند.
ملاحظات دیگری هم به میان میآید که همه بر روی وزن و اعتبار اصغر فرهادی در جمع داوران جشنواره شکل گرفته است. بههرحال فرهادی مهمترین عضو هیات داوران است و بسیاری عقیده دارند اگر پرونده خانم آزاده مسیحزاده علیه فیلم فرهادی نبود، او به پشتوانه دو جایزه اسکار و جوایز متعدد از کن و برلین، باید رئیس هیات داوران میشد. پس همه قبول دارند فرهادی چهره مهم این جمع است. حالا گزینهها و فرضیههای بعدی مطرح میشوند: فرهادی اجازه درخشش سعید روستایی را میدهد؟
آیا او میگذارد این جوان جویای نام در افتخارات کن با او و عباس کیارستمی شریک شود؟ سوال زشتی است اما نمیشود از آن فرار کرد. نکته دوم این است که رقابت دو شرکت پخشکننده بزرگ فرانسوی هم در این میان وجود دارد. شرکت وایلد بانچ برای برادران لیلا و ممنتو پیکچرز پخشکننده قهرمان. ممنتو پیکچرز شاهد سرمایهگذاری رقیبش وایلد بانچ روی سعید روستایی بوده و پشتیباتی لجستیکی وسیعی که این شرکت برای حضور همه عوامل فیلم برادران لیلا در کن انجام داده بود. فرهادی بهعنوان شریک اقتصادی ممنتو پیکچرز آیا میتوانست رای مهم خود به فیلم برادران لیلا را صادر کند؟
فرضیه سوم اما از همه مهمتر است. شاید فرهادی به شکلی کاملا منطقی و منصفانه شیوه روایت فیلم روستایی را دوست نداشته باشد. در فیلمهای فرهادی عموما روایت به سمت ناگفتهها و انگیزههای پنهان پیش میرود اما در فیلمهای روستایی قهرمانها مدام در مورد انگیزههایشان با هم حرف میزنند و مدام در حال تسویهحساب کلامی با یکدیگر هستند. سبک فیلمهای روستایی با آنکه در همان حوزه ملودرامهای اجتماعی پیامدار قرار دارند اما این فرضیه را باید جدی بگیریم که مورد پسند فرهادی نباشند.
به این ترتیب ساعتی مانده به آغاز مراسم خبرها از کن به سمت تهران سرازیر میشود: برادران لیلا هیچی نبرده است! و این یعنی لشگرکشی بزرگ عوامل این فیلم و تلاطم احساسی چهرهها و عوامل آن در سد دیوار سخت هیات داوران متوقف شده است. این برای ترانه علیدوستی هم غیرمترقبه بود. او که سابقه همکاری در چهار فیلم با اصغر فرهادی را دارد و بازیاش در برادران لیلا جزو نکاتی بوده که موافقان و مخالفان فیلم همه بر ارزش آن صحه گذاشتهاند، دچار یک سرخوردگی کامل شده بود.
ماجرا از آنجا دراماتیک شد که جایزه بهترین بازیگر زن در پیچی ناگهانی به زهرا امیرابراهیمی رسید. دختر بازیگر مهاجر ایرانی که حضورش در کن در قیاس با فیلمهای گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی بهنوعی حالت فرمالیته تلقی میشد و عاملی برای احیای روحیه او. هرچند خودش مدام به همه میگفت وضع روحیاش خیلی هم خوب است و مشکلی احساس نمیکند. در نقدهایی هم که بر عنکبوت مقدس شده بود، کمتر کسی به بازی امیرابراهیمی اشاره کرده بود.
اما جایزهای که ترانه خود را برای آن آماده کرده بود از دستش سر خورد و به زهرا امیرابراهیمی رسید. ترانه علیدوستی پنج سال پیش و به هنگام نمایش فیلم فروشنده، شاهد لذت بردن جایزه بازیگری از سوی همبازیاش یعنی شهاب حسینی بود و حالا… به این ترتیب به ناگهان زهرا امیرابراهیمی به برنده جشنواره کن بدل شد. با سخنان احساسیاش و تیپی که از همه بازیگران کاروان برادران لیلا برازندهتر و متناسبتر بود.
البته با معیارهای فرنگی. او مهمترین جایزه سینمایی را با بازی در فیلمی برد که از منتقدان نمره زیر دو گرفته و بازی او نیز نکته جالبی برای منتقدان نبوده است. بگذارید این روایت را اینگونه ادامه دهیم که فرهادی بهنوعی سهم ایران را در جوایز اعطا کرد اما شاید بشود گفت این سهم را به نادیدهانگاشتهترین بخش کاروان ایرانیان مقیم کن اعطا کرد. اگر بدجنسانه ارزیابی کنیم پاسخی بود در موقعیت مناسب به همه آنهایی که از زمان اولین نمایش قهرمان در کن پارسال او را مورد شماتت قرار داده بودند.
گروه برادران لیلا به ایران بازمیگردند. محمد خزاعی، رئیس سازمان سینمایی در نامهای به خانه سینما خواستار بررسی شیوه حضور گروه ایرانی در جشنواره کن شده است. احتمالا بحث بر سر شیوه پوشش و مصاحبهها و مغازلهها خواهد بود. فرهادی با خیال آسوده به تهران بازمیگردد. چیزی را از دست نداده.
زهرا امیرابراهیمی حالا منتظر پیشنهادات بهتری در عرصه بازیگری باقی خواهد ماند. او جایزهای را دارد که هیچ بازیگر زن ایرانی ازجمله گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی آن را ندارند. کاروان برادران لیلا اما با اعصابی نهچندان آرام و در انتظار واکنشها و بازخوردها پا به تهران میگذارند. از سعید روستایی تا ترانه علیدوستی، از نوید محمدزاده تا سعید پورصمیمی. عجب جشنواره پرهیاهویی بود…



