روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| مهم‌ترین تصمیم پیمان جبلی پس از هفت ماه که از ریاست او بر سازمان صدا و سیما می‌گذرد، تغییر معاون سیما است. این تصمیم حتی از چابک سازی و تغییر رویه بخش‌های خبری و تجمیع آن در یک شبکه مهم‌تر است. مخاطب در وهله اول از تلویزیون سرگرمی می‌خواهد و این ماموریتی است که بر گردن معاونت سیما قرار دارد. محسن برمهانی چگونه می‌تواند از پس یک ماموریت سخت برآید؟

‌مورد اول| وضعیت موجود
در سال‌های اخیر تلویزیون افتی محسوس نسبت به گذشته داشته. قدرت گرفتن رقیبی به نام پلتفرم‌ها و خلأ ایده‌های نو در سریال‌ها و برنامه‌ها دو عامل اصلی این اتفاق هستند. عدم همکاری با چهره‌های کارکشته نیز عامل مهم دیگری است. طبعا سهم مدیران که فاقد توانایی در سامان دادن به شبکه‌ها هستند را نباید از یاد برد.

پیمان جبلی در حکم معاون جدید سیما به ضعف‌ها اشاره نکرده اما از خواسته‌های او می‌توان پی برد که تلویزیون چقدر از روزهای اوج فاصله دارد. محسن برمهانی مدیری جوان است و طبعا با انگیزه. او مسئولیتی سخت پذیرفته اما تجربه نشان داده می‌توان با خلاقیت و پشتکار و نیز حذف قید و بندها تلویزیون را صاحب مخاطب گسترده کرد. برمهانی در اولین گام مدیران چند شبکه را تغییر داده است.

مورد دوم| سریال‌ها
قلاب جذب مخاطب، سریال است. این ابزار قدرتمند اما در سال‌های اخیر به‌دست کسانی افتاده که کمترین توان را دارند. نمونه‌اش همین سریال‌های نوروز و رمضان که داد همه را درآوردند. واقعیت این است که این دو مناسبت توی چشم هستند و بیشتر مورد قضاوت قرار می‌گیرند؛ وضعیت تلویزیون در طول سال همین است! کدامیک از سریال‌های سال پیش رضایت حداکثری را به همراه داشتند؟ چرا باید مخاطب به سریال متوسطی چون «برف بی‌صدا می‌بارد» قانع شود؟

بخشی از شکست سریال سیما را می‌توان به سازندگان نسبت داد اما بخش دیگر دلیل مدیریتی دارد. برای ساخت یک سریال باید هفت خوان رستم طی شود؛ بعد از بیشمار توصیه و دستور و حذف و تغییر، سریال ساخته شده هم مشمول ممیزی می‌شود. مدیران در سال‌های اخیر عنصری به نام سرگرمی را فراموش کرده‌اند و از آثار نمایشی فقط شعار می‌خواهند.

در این شرایط طبیعی است خیلی‌ها تلویزیون را رها کنند و سراغ سینما و شبکه خانگی بروند. برمهانی می‌تواند ثابت کند که همچنان می‌شود «شب‌های برره» و «ساختمان پزشکان» ساخت. وانگه، باید هویت به سریال‌های مناسبتی بازگردانده شود. نه این که یک مدیر سریالی جنگی برای نوروز انتخاب و از کار خود دفاع کند و دیگری ملودرامی ضعیف در ماه رمضان روی آنتن بفرستد.‌

مورد سوم| برنامه‌ها
دیگر ضعف مشهود تلویزیون، نداشتن برنامه‌های جذاب و پرمخاطب به اندازه کافی است. خیلی وقت است نام برنامه‌ای تلویزیونی سر زبان‌ها نیست. در حالی که تا همین چند سال پیش همه جا اسم «نود» بود؛ «کلاه قرمزی»‌، «دورهمی»‌، «خندوانه»‌،«حالا خورشید»، «دو قدم مانده به صبح»‌، «کتاب باز»‌، «هفت» جیرانی و … هم سهم داشتند.

مخاطب چه می‌کند؟ برای سرگرمی سراغ پلتفرم می‌رود و شاهد «مهمونی»، «شب‌های مافیا»، «بند بازی»‌، «جوکر» و … می‌شود. محسن برمهانی چند تصمیم مهم درباره برنامه باید بگیرد: یکی بازگرداندن برنامه‌های موفق به آنتن، دیگری تقویت برندها و سوم حذف برنامه‌های بی‌خاصیت.

مورد چهارم| چهره‌ها
تلویزیون چاره‌ای جز میدان دادن به چهره‌هایی که خودش به شهرت رسانده و نیز چهره‌سازی ندارد. فرض کنید از این هفته عادل فردوسی‌پور یک برنامه اجرا یا یک مسابقه گزارش دهد. آیا پرمخاطب و جریان ساز نمی‌شود؟ علی درستکار، محمد صالح علا ، فرزاد حسنی و دیگران قدرت تکان دادن آنتن را ندارند؟

طبعا جز این نیست کما این که اگر استفاده‌ای درست از رضا رشیدپور شود قابلیت ساخت برنامه‌های جذابتر دارد. فعلا احسان علیخانی در مسیر درست است و یکه تازی می‌کند. یک مسئله دیگر را هم فراموش نکنیم: حتما تلویزیون برای جذب مخاطب نباید گرفتار هزینه بیش از حد شود ولی مگر چند سال پیش «برنده باش» گلزار، باکس آخر هفته شبکه سه را پرمخاطب نکرد؟

آیا دخل و خرج آن برنامه با هم یکی نبود؟ برمهانی نباید دست خود را ببندد و دنبال شیوه‌هایی باشد که در نهایت به نفع تلویزیون و مخاطب است. در سال‌های اخیر تلویزیون سعی در ساخت برنامه‌های مثلا کم هزینه داشت اما هیچ کدام دارای خلاقیت نبودند و شکست خوردند. نمی‌شد همه هزینه‌ها را صرف یک برنامه موفق کرد؟

مورد پنجم| هویت شبکه‌ها
تعدد شبکه‌ها یکی از معضلات تلویزیون است. بدتر این که این شبکه‌ها به‌رغم داشتن ماموریتی تعیین شده، فاقد هویت مستقل هستند. یعنی خیلی وقت‌ها میان شبکه یک و افق تفاوتی نمی‌بینی. حالا که قرار بر حذف شبکه‌ها نیست، تنها چاره برای رفع مشکل، هویتمندی آن‌ها است.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.