روزنامه هفت صبح | داریوش مهرجویی بعد از موفقیت «سنتوری» و اقبال فراوانی که نزد مخاطبان به دست آورد، تصمیم گرفت مجددا فیلمی با تمرکز روی موسیقی بسازد. «لامینور» جدیدترین فیلم داریوش مهرجویی، از هفته گذشته در سینماها اکران شده. این فیلم درباره دختری علاقهمند به موسیقی است که با وجود مخالفتهای پدرش موفق میشود به آرزویش در آموزش موسیقی و ساخت آهنگ برسد. تا به حال فیلمهای زیادی با موضوع موسیقی ساخته شدهاند. بعضی از این فیلمها به صورت مستقیم در ارتباط با موسیقی هستند و موسیقی چنان در ساختار آنها تنیده است که امکان حذفش وجود ندارد.
بعضی دیگر از فیلمها اما با وجود اینکه در آنها تاکید زیادی روی موسیقی وجود دارد اما این مسئله بار دراماتیک چندانی در مسیر پیشرفت داستان ندارد. در این پرونده به بهانه اکران فیلم «لامینور» سراغ مرور این فیلمها رفتهایم؛ فیلمهایی که محتوایشان به نحوی با موسیقی گره خورده است. طبیعتا تعداد این فیلمها بالاست و میتوان روی آثار زیادتری دست گذاشت اما سعی کردهایم به مهمترینها بپردازیم و فعلا سایرین را کنار بگذاریم. در بخشی دیگر از این پرونده به مرور نقاط قوت و ضعف فیلم «لامینور» پرداختهایم. فیلمی که یک هفتهای است اکرانش شروع شده و همچنان ادامه دارد.
دلشدگان/ ۱۳۷۰
کارگردان: علی حاتمی
ماجرا چه بود؟ فیلم «دلشدگان» براساس چند ماجرای واقعی در دوره محمدعلی شاه و احمدشاه قاجار است که علی حاتمی آنها را در هم ادغام کرده و در یک فیلم به نمایش گذاشته است. داستان فیلم در زمان سلطنت احمد شاه روایت میشود. تاجری فرنگی به بهانه رونق فرهنگ و هنر قصد دارد با پرکردن چند صفحه از چند موسیقیدان ایرانی، ردیفهای اصیل ایرانی را که در حال فراموشی است، محفوظ نگه دارد. به همین دلیل از آقاحسین دلنواز خواسته میشود که جمعی از بهترین نوازندگان را انتخاب کند. این قصد و برنامه سفر به فرنگ با مشکلاتی مواجه میشود. اما استاد دلنواز خود تصمیم میگیرد این برنامه را عملی کند.
کارکرد دراماتیک موسیقی: ماجرای فیلم به طور کلی برمبنای موسیقی است. اگر موسیقی را از فیلم بگیریم عملا چیزی باقی نمیماند.
اهمیت فیلم: سی سال از تولید فیلم «دلشدگان» میگذرد اما هنوز هم جزو یکی از آثار مهم سینمای ایران قرار میگیرد. این مسئله هم به سوژه فیلم برمیگردد هم حساسیتهای علی حاتمی در کارگردانی و هم بازیگران درجه یکی که برای آن انتخاب شدهاند. البته موسیقی این فیلم را هم حسین علیزاده ساخته و یکی از نقاط قوت فیلم به حساب میآید؛ موسیقی که با صدای آواز محمدرضا شجریان همراه شده و به عنوان یکی از آثار ماندگار این هنرمند در ذهنها مانده است. البته بعدها آوازها و تصنیفهای ساختهشده برای این فیلم، در آلبومی به نام دلشدگان منتشر شد.
پر پرواز/ ۱۳۷۹
کارگردان: خسرو معصومی
ماجرا چه بود؟ فیلم در فضای بسته دهه هفتاد و مشکلاتی که برای گرفتن مجوز برای آلبوم موسیقی وجود داشت ساخته شد و از این جهت سوژه جالبی داشت. ماجرای اصلی فیلم درباره خواننده جوانی است که برای گرفتن مجوز آلبومهایش با مشکل روبهرو میشود و تصمیم به مهاجرت میگیرد اما با پا در میانی پدر نامزدش بالاخره موفق میشود مجوز انتشار آلبوم او را بگیرد و از مهاجرت منصرف میشود.
کارکرد دراماتیک موسیقی: محور اصلی فیلم، مشکلات دریافت مجوز برای یک آلبوم موسیقی بود اما در این بین پای یک عشق مثلثی هم به میان میآمد. دختری به نام یاسمن که ابتدا قرار بود مشکلات گرفتن آلبوم موسیقی را برای بابک حل کند کمکم وارد رابطه با او میشود و بابک تصمیم میگیرد به همراه او مهاجرت کند آنهم درحالیکه پیش از آن رابطه خوبی با نامزدش داشت.
اهمیت فیلم: یکی ازمهمترین دلایل موفقیت فیلم، به حضور شادمهر عقیلی به عنوان بازیگر نقش اصلی آن برمیگشت. عقیلی خوانند مطرح دهه هفتاد بود و شهرتش باعث شد برای بازی در این فیلم انتخاب شود. شادمهر علاوه بر بازیگری، خواننده و نوازنده سازهای پیانو و ویولن در «پر پرواز» هم بود. قطعات موسیقی این فیلم توسط محمدرضا چراغعلی ساخته شده و همزمان با اکران، در آلبومی به نام «پر پرواز» منتشر شد. «پر پرواز» در زمان اکران جزو فیلمهای پرفروش سینما بود. پا به پای «شوکران» پیش رفت اما نتوانست از آن پیشی بگیرد.
هفت ترانه/ ۱۳۸۰
کارگردان: بهمن زرینپور
ماجرا چه بود؟ ماجرای فیلم درباره دختری به نام رویا بود که پس از اتمام تحصیلاتش در رشته موسیقی در شهر وین اتریش، به ایران برمیگشت و میخواست اجرای قطعاتی را به صحنه ببرد. در گروهی که قرار است به سرپرستی رویا فعالیت کنند پسری جوان حضور دارد که با دختری همسنوسال خودش در رابطه است اما رویا با وجود اختلاف سن زیاد، عاشق این پسر نوازنده میشود و کار گروه موسیقی و زندگیاش تحتالشعاع این رابطه عاطفی قرار میگیرد. درواقع دلبستگیاش به او باعث میشود تا ملودیها را کامل کند.
کارکرد دراماتیک موسیقی: فیلم پر است از اجرای موسیقی و صحنههایی که به موسیقی ارتباط پیدا میکند. درواقع موسیقی نقش مهمی در پیشبرد وقایع فیلم دارد. درست است که ماجرای عاشقانهای هم در این بین وجود دارد اما موسیقی به بهانهای برای پرداختن به این ماجرای عاشقانه تبدیل نمیشود و درواقع این روابط و احساسات موسیقی را تحتالشعاع قرار نمیدهد.
اهمیت فیلم: «هفت ترانه» اولین فیلم سینمایی بهمن زرینپور بود که بعد از چند سریال تلویزیونی ساخته شد. فیلم به طور کلی در گیشه موفق نبود و منتقدان نیز آن را از نظر کیفی پایینتر از سریالهای تلویزیونی ساخته زرینپور میدانستند. قطعات موسیقی این فیلم را کامبیز روشن روان، با ترانههایی از یغما گلرویی ساخت که با صدای شروین نجفیان بازیگر تازه کار این فیلم اجرا شد. «هفت ترانه» اثر ماندگاری نیست. خیلیها اسمش هم به گوششان نخورده است.
مکس/ ۱۳۸۳
کارگردان: سامان مقدم
ماجرا چه بود؟ ماجرای فیلم از جایی شروع میشود که وزارت ارشاد قصد دارد به بهانه بازگرداندن نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور، برنامهای ترتیب دهد. یکی از نخبگانی که قرار است برای حضور در این برنامه دعوت شود یک رهبر ارکستر برجسته است که در آمریکا زندگی میکند اما این دعوتنامه به اشتباه برای خوانندهای به اسم مکس ارسال میشود که در کافهها و کابارههای لسآنجلس کار میکند. او به ایران میآید و با استقبال ویژهای روبهرو میشود. تا اینکه در مراسم شروع میکند به اجرای آهنگهای روحوضی و همه متوجه میشوند که مکس واقعی نیست و وقتی به هویتش به عنوان یک خواننده خالتور پی میبرند تصمیم به دستگیریاش میگیرند.
کارکرد دراماتیک موسیقی: مسئله جابهجایی دو شخصیت کاملا متفاوت و قرار گرفتن یک نمونه بدل به جای اصل، سوژه جذابی برای فیلمهای کمدی است. اینبار هم سامان مقدم روی بحث جابهجایی دست گذاشته اما یک خواننده خالتور به جای یک رهبر ارکستر خبره. بخش مهمی از ماجراها به موسیقی و اجرا برمیگردد و درواقع موسیقی مهمترین رکن در پیشبرد ماجراهای فیلم است و به آن الصاق نشده.
اهمیت فیلم: حساسیت زیادی بر سر نمایش این فیلم وجود داشت اما بالاخره شش سال بعد از ساخت مجوز گرفت. با این حال نمایش آن در شبکه نمایش خانگی با سانسورهایی همراه بود. «مکس» به عنوان سومین تجربه سامان مقدم، فیلمی جذاب در کارنامه این کارگردان لقب گرفت و با استقبال روبهرو شد.
گل یخ/ ۱۳۸۳
کارگردان: کیومرث پوراحمد
ماجرا چه بود؟ داستان فیلم که برگرفته از «سلطان قلبها» است درباره خوانندهای به نام عباس است که دلبسته دختری به نام ترگل میشود. پدر ترگل مخالفت میکند و آنها بعد از فرار باهم ازدواج میکنند تا اینکه بعد از زلزله رودبار عباس گمان میکند ترگل مرده است. بعد از آن موسیقی را ادامه میدهد و با اسم هنری کیوان کامیاران کنسرت میگذارد و آلبوم موسیقی منتشر میکند. تا اینکه برای بازی در یک فیلم به او پیشنهاد میدهند و او هم در کنار دختربچهای بازی میکند که بعدها متوجه میشود دختر خودش است.
کارکرد دراماتیک موسیقی: درست است که شخصیت اصلی فیلم خواننده بود و در طول فیلم هم بارها اجراهایش را میدیدیم اما محور اصلی داستان فیلم قرار نمیگرفت.
اهمیت فیلم: محمدرضا گلزار پیش از آنکه بازیگر شود، در زمینه موسیقی فعالیت میکرد و در «گل یخ» هم از این هنر استفاده کرد و چند قطعه عاشقانه خواند و اجرا کرد. فیلم گلیخ برای محمدرضا گلزار موفقیت جشنوارهای به همراه نداشت.حتی باعث نشد که وجه خوانندگی او پررنگ شود. فیلم فقط مورد استقبال علاقهمندان گلزار قرار گرفت. کیومرث پوراحمد با گل یخ پیگیران سینما را غافلگیر کرد. تا پیش از آن فیلم گیشهای میساخت و نتیجهاش میشد خواهران غریب. یا فیلم عاشقانهای در سطح «شب یلدا» کارگردانی میکرد اما گل یخ آغاز مسیری جدید در فیلمسازی پوراحمد بود که طرفدارانش را راضی نکرد.
سنتوری/ ۱۳۸۵
کارگردان : داریوش مهرجویی
ماجرا چه بود؟ فیلم «سنتوری» درباره سقوط و اضمحلال یک هنرمند موسیقی در جامعه است. ماجرا درباره خواننده و نوازندهای به نام علی است که از خانوادهای سنتی و مذهبی برآمده و خانوادهاش حاضر نیستند او را در این جایگاه بپذیرند. علی از خانواده رانده میشود اما در موسیقی به شهرت زیادی میرسد. رفتهرفته اما نمیتواند شهرتش را در مسیری درست هدایت کند و بعد از ازدواج به دام اعتیاد میافتد و کمکم بدبیاریهایش شروع میشود. دیگر کنسرتهایش مجوز نمیگیرد و مجبور میشود برای اینکه زندگیاش را بگذراند در مراسم عروسی بخواند. رفته رفته به خاطر فرو رفتن بیشتر در اعتیاد، وضعیتش به مراتب بدتر میشود و همسرش هم او را رها میکند.
کارکرد دراماتیک موسیقی: همه چیز راجع به موسیقی است. ما عشق و ازدواج و اعتیاد و زوال تدریجی یک نوازنده سنتور و خواننده مشهور را از ابتدا تا انتها شاهد هستیم. بنابراین موسیقی محور اصلی فیلم است و سایر موارد در کنار این مسئله قرار میگیرند.
اهمیت فیلم: در بیستوپنجمین جشنواره فیلم فجر، بهرام رادان برای بازی در نقش علی سنتوری سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد را گرفت و فیلم «سنتوری» هم بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد. همچنین اردوان کامکار نامزد دریافت سیمرغ بهترین موسیقی معرفی شد. با این حال «سنتوری» چهار سال در توقیف بود و نسخههای قاچاق آن مدام دست به دست میشد. تا اینکه بالاخره در سال ۱۳۸۹ در شبکه نمایش خانگی پخش شد. بخش مهمی از اهمیت فیلم به صدای محسن چاوشی برمیگشت.



