روزنامه هفت صبح | بیا دیگه! فیلم جدید مایک میلز بیشتر به یک ویدئو آرت شبیه است که در فضای مابین امکانات مختلف بیانی در تردد است. حرکت بین گرافیک، صدا، موسیقی، فیلم مستند و فیلم روایی. داستان مردی که با خواهرزاده نه سالهاش در نیویورک و لسآنجلس و نیوارلئان و دیترویت به دنبال پروژه مستندش به عنوان یک تهیه کننده رادیویی است.
ثبت آمریکای امروز در لابهلای فضاهای شهری و در جست و جوی رویای آمریکای فردا.فیلم طبیعتا اثر مشهور ویم وندرس یعنی آلیس در شهرها را به یاد میآورد. حتی برخی اتفاقات کاملا مشابه هستند. در نهایت این فیلم مایک میلز به اثری زیبا و چشم نواز و بهغایت سرد و حتی متظاهرانه بدل شده است که در آن از شور و اشتیاق بیتاب کننده فیلم قبلیاش یعنی زنان قرن بیستم خبری نیست.
C'mon C'mon.2021/ شش از ده
بالا را نگاه نکن
بیست دقیقه دلپذیر ابتدایی و طنز غافلگیر کننده و شخصیت پردازی دلچسب فیلم با سقوط ناگهانی به ورطه لودگی نابود میشود. از همان جایی که آریانا گرانده و نامزدش در برنامه زنده به روابط خود اعتراف میکنند. آن طنز دوپهلوی فیلم در شروع، به تدریج جای خود را به سبکی میدهد که آن را در اسکاری مووی و ایرپلن و یا سری یوروتریپ دیدهایم. اگر ازآن نوع فیلمها لذت میبرید پس این یکی را هم با خیالی آسوده ببینید.شخصا با سبک تصویری آدام مک کی راحت هستم و از معدود طرفداران فیلم مشهورش یعنی بیگ شورت، اما اینجا به نظر میرسد خامه روی شیرینی را بیش از حد مصرف کرده است.
او موفقیتش در ترسیم شخصیت جنیفر لارنس و لئو دی کاپریو را نمیتواند در مورد کاراکتر خانم رئیسجمهور (مریل استریپ)، پسرش (جونا هیل) و یا نابغه فن آوری (مارک رایلنس) تکرار کند و فیلم را به نوعی طنز کاریکاتوری رهنمون میسازد و در یک سوم پایانی هم کلا خط داستانی را گم میکند. فیلم در بطن خود (و گاه به شکل گل درشتی) نشانهای از بیاعتمادی فراگیر به سیستم حاکمیتی آمریکا و قدرت بیش از حد غولهای تکنولوژی و تاثیرات رسانههای جمعی است و البته فرصتی برای تماشای چند ستاره بزرگ سینما در کنار هم (امان از کیت بلانشت!) ولی فیلم موفقی محسوب نمیشود.
Don't look up. 2021 / شش از ده
استاکر
استاکر ناامید و افسرده در تختخواب دراز کشیده. از سفرسختش با یک نویسنده پرحرف و یک فیزیکدان مالیخولیایی بازگشته. آنها را به اتاق معجزه در منطقه ممنوعه برده اما آنها به معجزه باور نداشتند. استاکر تب زده و خسته به زنش میگوید که دیگر هیچکس به معجزه اعتقاد ندارد، هیچکس.
در اتاق دیگر، دخترک معلول او نشسته. با نگاه به لیوانهای روی میز، انگار آنها را حرکت میدهد. معجزه شکل گرفته؟ ثانیهای بعد صدای مهیب قطاری میآید که از کنار خانه میگذرد و همه اشیای روی میز را میلرزاند و تکان میدهد: ما شاهد معجزه بودیم یا فقط پیش درآمد عبور قطار از کنار خانه را شاهد بودهایم؟ متافیزیک یا فیزیک؟
پایان درخشان استاکر، شالوده تمام فیلم است.
Stalker. 1979/ ده از ده
بدترین آدم روی زمین
اسکاندیناویها به جد درصدد زدودن تصاویر افسرده کنندهای هستند که سینمای برگمان و یا درایر از این منطقه جغرافیایی برای ما ترسیم کردهاند. در سینمای جدید سوئد و دانمارک و نروژ شما با یک اسکاندیناوی جدید روبهرویید که تقریبا همیشه گرم است! مردان و زنان با آستین کوتاه و شلوارک در مناطق سرسبز در حرکتند و مدام در پارتیهای خیابانی، نور آفتاب همیشه در خدمتتان هست و زمستان کلا مسئله مهمی نیست.
پس از فیلم «یک شات دیگر» در سال گذشته و بعد از دیدن «جزیره برگمان »، فیلم «بدترین آدم دنیا» تاکیدی است بر این اتمسفر سینمایی جدید. فیلم چند سال از زندگی دختر بیثبات و پرشور نروژی را در بر میگیرد اما کلا شما زمستان و تاریکی نمیبینید و بیشتر در زیباییهای طبیعت (و بخشی ازمردمان!) نروژ غرق میشوید. زندگی در اسلو چیزی شبیه زندگی در بیروت است البته به لحاظ جغرافیایی.بدترین آدم دنیا شکل و شمایلی شبیه «دست خدا» دارد.
همان طور روایت اپیزودیک و با تکیه بر لحظات موکد از شادی و غم. از موسیقی و سکس، با تکیه بر انتقال مثلا لحظات به یاد ماندنی زندگی. دختری که میخواهد از خودش راضی باشد اما نه در مورد شغل نه در مورد خانوادهاش، نه در مورد بچهدار شدن و نه در مورد پارتنرش به ثبات نمیرسد و در نهایت با این خاصیت خود کنار میآید. از دست دادن همه چیز و همه کس و پناه بردن به خود.
فیلم اما مثل دست خدا دست آخر و بعد از همه شلنگ تختههای رابطهایاش، برای تاثیر گذاشتن بر تماشاگر دست به دامان همان مفهوم کلاسیک میشود: فقدان و از دست دادن. اگر در دست خدا آنجا کارگردان پای یک شومینه ناسازگار را وسط کشید اینجا فیلمساز دست به دامان سرطان میشود تا دغدغهای قابل فهمتر برای دخترک شاد و بیثبات روی اعصاب، بیافریند.
( این از آن کلکهای سینماگران جدید است. مثل منچستر بای دسی که کارگردان برای ملودرام کردن داستان بچههای کیسی افلک را درآتش سوزاند)بدترین آدم دنیا فیلم سرگرم کنندهای است، خوش ساخت است، ناموزون است، سطحی است و در نهایت نوعی عدم تعهد و سبکبالی را تبلیغ میکند که این روزها ترندی جهانی است.بدترین آدم دنیا به شدت در ایران محبوب خواهد شد.
the worst person in the world. 2021/ پنج از ده



