روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | بیستوهشتم اردیبهشتماه، روز جهانی بزرگداشت خیام نیشابوری است. درباره شعرهای خیام سخنهای زیادی گفته شده اما خیام تنها شاعر نبود که ریاضیدان نیز بود. خیام همدوره و دوست دو شخصیت مهم دیگر بود به نامهای حسن صباح و و خواجه نظامالملک. حسن صباحی که فرقه اسماعیلیه را بنیان نهاد و خواجه نظامالملکی که وزیر نیرومند درباره سلجوقی بود.
در میان این سه دوست، خیامی که نه اهل مذهب بود و نه سیاست این روزها شهره خاص و عام است و شعرهایش به زبانهای زیادی ترجمه شده.«اپرای عروسکی خیام» یکی از بهترین نمایشهایی است که به خیام ادای دین کرده است. دکتر بهروز غریبپور این اپرا را با پیدا شدن ترجمه ادوارد فیتز جرالد از آثار خیام شروع میکند و به سه دوستی نقب میزند که روزگاری به هم قول داده بودند اگر یکی موفق شد، دو نفر دیگر را از یاد نبرد.
در روایتی آمده است که «خیام»، «حسن صباح» و «خواجه نظامالملک» سه یار دبستانی بودند که هر یک به راهی رفتند. حسن صباح، رهبر فرقه اسماعیلیه و خواجه نظامالملک سیاستمداری بلندپایه شد و خیام دانشمند و شاعری گوشهگیر شد که در آثارش اندیشههای بدیع و دلهره و اضطرابی از فلسفه هستی و جهان وجود دارد. «خورخه لوئیس بورخس» در داستانی بهنام «راز وجود ادوارد فیتز جرالد»، به سه یار دبستانی اشاره کرده است.
او داستان خود را اینگونه آغاز میکند: «مردی، بهنام عمربن ابراهیم، در سده یازدهم میلادی (در نظر خودش سده پنجم هجری) در ایران زاده میشود و قرآن و حدیث را از حسن بن صباح، بنیانگذار آتی فرقه حشیشین یا اسماعیلیه، و نظامالملک که بعدها وزیر آلب ارسلان و فاتح قفقاز میشود، فرا میگیرد. این سه دوست از سر شوخی یا به طور جدی سوگند یاد میکنند که اگر روزی اقبال به یکی از آنان روی آورد، فرد خوشبخت آن دوتای دیگر را از یاد نبرد.»
دکتر بهروز غریبپور نیز داستان این سه دوست را دستمایه نگارش و ساخت اپرای خیام قرار داده و از این سه شخصیت مهم تاریخی در نمایش خود بهره برده است. اُپرای خیام با صحنهای از جنگ جهانی شروع میشود. جنگ، کشتار و ویرانی در شهرهای اروپایی ادامه مییابد. دو اُسقف از دیدن دیوان رباعیات خیام در سنگر سربازان به شدت متعجب و خشمگین شده، اشعار او را کفرگویی دانسته و فیتز جرالد، مترجم اشعار او را به باد انتقاد میگیرند و خیام را کافر میخوانند.
در ادامه خیام دیدگاهش در برابر هستی و کردگار را در فضایی انتزاعی تبیین میکند. «جابر» که شخصیتی خیالی است به او ملحق میشود، اما عقایدش نشان میدهد که او از شاگردان ابنسیناست، نسبتی که خیام نیز به آن وصف شده و او را تالی ابن سینا دانستهاند. سپس بازاری در نیشابور را میبینیم که مرشدِ سایهباز با نمایش «دوزخ» مردم را به پرهیزگاری دعوت میکند. جابر به تماشاگران سایهبازی ملحق شده و با او در میافتد که چرا از خداوند فقط چهرهای ترسناک را به نمایش میگذارد و در ادامه خیام نیز به آنان افزوده میشود.
کمی بعدتر فرزند خواجه نظامالملک به دست فدائیان حسن صباح به قتل میرسد و وقایع ادامه مییابد. در میان این آشوب، در رصدخانه خیام، خیامِ عشق و خیامِ عقل با هم روبهرو میشوند و جابر خیام را ستایش میکند که سرانجام تقویم جلالی را به پایان رسانده است. نمایش با مویه خیام بر مرگ جابر و دعوت مردمان به شادی برای غافل شدن از دنیای ترسناکی که بر زندگی بشریت چیره شده به پایان میرسد و بدین شکل بهروز غریبپور روایتی موازی از زندگی این سه دوست ارائه میدهد.نمایشهای دکتر غریبپور، مملو از تکنیک، خلاقیت، انرژی و هنر است. اپرای عروسکی خیام با صدای بینظیر آواگران آن و گروه اجرایی قدرتمند، یکی از بهترین نمایشها برای دیدن در این روزهاست.



