روزنامه هفت صبح، کمال بردبار | گزارشی از موج جنجالی ساخت فیلم‌های سینمایی و مستند و تلویزیونی درباره چهره‌های مشهور تاریخی. ۱۰ فروردین مستندی به نام از سپیده تا فریاد پخش شد درباره کارنامه هنری و فعالیت‌های سیاسی محمدرضا شجریان. فیلم از شبکه افق پخش شد و قاعدتا موضع منفی‌ای نسبت به شجریان یک دهه گذشته داشت. اما در نهایت فیلمی بود که از پای آن دست خالی بلند نمی‌شدی‌. حتی اگر از خیل دوستداران شجریان بوده باشی باز هم این مستند آکنده بود از تصاویر کمتر دیده شده موسیقی ایران و حاوی اطلاعاتی از زندگی این غول بزرگ موسیقی سنتی .

پخش این برنامه از ورای عینک سیاسی موجود بین همه گروه‌های درگیر با واکنش‌های تند و تیز و قهرآمیز روبه‌رو شد‌. اما در این اتمسفر عناد آمیز کسی دستخوش به شجاعت افقی‌ها نگفت که روایت خود از این چهره بزرگ موسیقی را برای عموم به نمایش گذاشتند‌. طبیعتا دیگر راویان هم باید فرصتی برای ارائه قصه خود از محمدرضا شجریان داشته باشند‌. آن وقت است که با شجریان واقعی ملاقات خواهیم کرد. (دو سال قبل مستند زیبای بزم رزم ساخته وحید حسینی روایتی متفاوت درباره موسیقی سنتی ایرانی از سال ۵۷ تا ۹۷ را روایت کرد که موضعی تکریم آمیز نسبت به شجریان و فعالیت‌هایش داشت. )

اما این تلاش رسمی برای افسانه‌زدایی از چهره‌های مشهور معاصر را در مستند قدیس درباره شاملو هم دیدیم. اینجا هم با یک مستند ۷۴ دقیقه‌ای روبه‌رو هستیم که سازنده کار آقای لامعی به شکل واضحی ‌هاله افسانه‌ای پیرامون شخصیت شاملو را نشانه رفته است‌. این فیلم هم مثل فیلم درباره شجریان‌، آکنده است از تصاویر بکر و اظهار نظرهای شنیدنی از همرده‌های شاملو . از ابراهیم گلستان‌،‌شجریان و… هرچند به وجه شاعرانه شاملو توجه کافی نمی‌شود و وجوه دیگر زندگی او را در کانون توجه قرار داده است‌. پخش این یکی هم با مجموعه‌ای از اظهار نظرها و واکنش‌های تند روبه‌رو شد که پخش این فیلم را در چارچوب جنگ ایدئولوژیک با طبقه روشنفکران می‌دانستند. این واکنش‌های تند و ایدئولوژیک (بازتاب مواضع ایدئولوژیک فیلم ) موجب شد تا نکته‌های مثبت این کار در نظر گرفته نشود.

عطاءالله مهاجرانی دیروز در توئیتی نوشت :‌«قدیس-در‌باره شاملو- را دیدم! نسخه‌ای که دیدم ٧۴ دقیقه بود. فیلمی جذاب‌، پر نکته، با فصل بندی منطقی و متناسب. موفق در ارائه سیمای چند بعدی شاملو. تردیدی نیست که شاملو یکی از شاعران مهم و اثر گذار معاصر است. و البته تردیدی نیست که داوری‌اش در‌باره فردوسی و موسیقی ایرانی نارواست.»سال پیش یکی از همین مستندهای تاریخی گزنده در مورد آیت‌الله منتظری ساخته شد. یک مستند پر از جزئیات به نام قائم مقام. چیزی که در این مستند اعتراض‌ها را برانگیخت‌‌، ‌متن و نریشن بی‌جهت طعنه زن و صدا و نوع گویش ناصر طهماسب به عنوان نریتور فیلم بود که واکنش‌هایی را برانگیخت.

پرداختن به اسطوره‌ها در سینما هم به شکل شجاعانه‌ای باب شده است. محمد‌حسین مهدویان با ساخت ایستاده در غبار در مورد زندگی حاج محمد متوسلیان گام بزرگی برداشت‌. نگاه مستند او به دوران جوانی متوسلیان و شرایط خانوادگی‌اش با واکنش خواهر و برادرش روبه‌رو و ممیزی شد. ابراهیم حاتمی‌کیا هم درباره چمران فیلم چ را ساخت که درآن سعی کرده بود چهره‌ای ملموس از این مبارز ملی کشور ترسیم کند که در نهایت به همه آنچه می‌خواست نرسید. فیلم غلامرضا تختی ساخته بهرام توکلی یورش به افسانه محبوب و مردمی غلامرضا تختی بود و تاکید بر رد قتل او و تایید ماجرای خودکشی. این افسانه‌زدایی اما از سوی مردم عادی چندان مورد استقبال قرار نگرفت و فیلم‌، فروش چندانی نکرد.

سریال دقیق و درخشان کیانوش عیاری درباره زندگی دکتر محمد قریب‌،‌ بانی علم پزشکی اطفال در ایران را هم از یاد نبرید‌. یکی از بهترین و قانع کننده‌ترین دست اندازی‌های سینمایی و تلویزیونی به یک پرتره تاریخی. اما در حوزه سینمای مستند غیر حکومتی هم نمونه‌‌های قابل اعتنایی در این حمله به افسانه‌ها در دسترس هستند‌. احسان عمادی فیلم مستند جذابی درباره رزم آرا ساخت اما هدف اصلی این مستند افسانه شکل گرفته بر دور چهره آیت‌الله کاشانی بود. موضع فیلم به شکلی غیر مستقیم با روایت و قرائت رسمی در مورد آیت‌الله کاشانی زاویه دارد‌. همان زاویه‌ای که مثلا یرواند آبراهامیان در کتاب جالبش با عنوان کودتا برآن تاکید دارد و انتقادات مشخصی را بر رفتار سیاسی آیت‌الله کاشانی وارد دانسته است.

رئیس الوزرا فیلم مستندی است درباره قوام. سیاستمدار ایرانی که به خاطر غائله سی‌تیر و همین طور دخالتش در سرکوب کلنل پسیان‌، شخصیت منفوری در جامعه سیاسی کشور محسوب می‌شود. اما در مستند رئیس‌الوزرا بر وجوه دیگری از هویت سیاسی قوام السلطنه تاکید شده است. به‌خصوص نقش او در غائله آذربایجان و شیوه نرم و زیرکانه او در بیرون راندن قوای روسیه شوروی از آذربایجان و سپس قلع و قمع غائله پیشه وری در سال ۱۳۲۴٫

و بالاخره کار مستندی هم از علی ملاقلی‌پور دیده شده درباره مهندس بازرگان که از شبکه مستند پخش شده است که خب این یکی را ندیده‌ام. این حمله به افسانه‌های تاریخ معاصر باید ادامه داشته باشد. سینما چه داستانی و چه مستند می‌تواند پرتره‌هایی حقیقی و بی‌غل و غش برای ما ترسیم کند‌. این موج بزرگ را قدر بنهیم و بگذاریم روایت‌های متفاوت از چهره‌های واحد فرصت نفس کشیدن داشته باشند. انگیزه‌های ایدئولوژیک را پشت گوش بیندازیم و این غبار زدایی را شدت ببخشیم. این سعه صدر هم باید از سوی مخاطبان باشد و هم از سوی دستگاه رسمی. چشم به راه روایت‌های متفاوت از جلال آل احمد‌، فروغ فرخزاد ، طیب حاج رضایی‌، دکتر علی شریعتی‌،‌ دکتر فاطمی‌،‌ نواب صفوی‌،‌ محمد علی فروغی‌، ‌پروین اعتصامی و… هستیم.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.