روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی | یوگنیگرینکو پیانیست و آهنگساز روسی سه اجرا در تالار بزرگ وزارت کشور گذاشتکه با استقبال فوقالعادهای روبهرو شد. درحالیکه نه آهنگساز برجستهای است و نه نوازنده چندان قدرتمندی.
نباید حتما پیانیست باشید تا متوجه شوید که یوگنی گرینکو چندان هم نوازنده درجه یکی نیست. قرار نیست با موسیقی به صورت حرفهای آشنا باشید تا تشخیص بدهید که حتی آهنگساز ویژهای هم نیست. اکثر قطعاتش بسیار کوتاهند و بسیار ساده. با این حال ستاره اقبالش به خصوص در ایران و ترکیه درخشیده است. کنسرت پنجشنبه و جمعهاش در تالار بزرگ وزارت کشور از مدتها پیش سولداوت شد و دو بار اجرایش را تمدید کردند.
چرا و چطور این آهنگساز و نوازنده جوان ۳۵ ساله تا این حد در ایران مورد توجه قرار گرفت؟ به گمانم همه چیز از دو قطعه «والس» و «جان مریم» شروع شد. اولی قطعه ساده و شیرین و دلچسبی است که البته هیچ پیچیدگی ندارد ولی یکجور هنر عامهپسند است. نمونه سادهتر کاری است که چند دهه پیشتر ریچارد کلایدرمن با قطعات کلاسیک میکرد. تنظیمات پاپی از آنها ارائه میداد که هم مردم عادی بتوانند از آن لذت ببرند و هم به هر حال برداشت تازهای از قطعات پیچیده کلاسیک بود.
جدای از این آهنگهای شیرین دلچسب برگ برنده دوم یوگنی گرینکو کشف آهنگ «جان مریم» بود. برای ما آهنگ نوستالژیک دوستداشتنی است که با صدای محمد نوری جان گرفت. قطعه را کامبیز مژدهی ساخته و عطاءالله خرم برای پیانو تنظیمش کرده است. نکته جالبش اینجاست که حتی همین قطعه نه چندان پیچیده را گرینکو برای اجراهایش سادهتر کرده است. هر کسی کمتر از یک سال کلاس پیانو رفته باشد «جان مریم» یکی از اولین قطعاتی است که در مهمانیها مینوازد. تازه با نتهای تزیینی بیشتر و حرکات اضافهتر روی پیانو که قطعه را پر و پیمانتر به گوش میرساند.
اما برای ایرانیان ویدئوی کوتاه پسر جوان پیانیست روسی که با شوق و ذوق «جان مریم» میزد و در شبکههای اجتماعی دست به دست میگشت هیجانانگیز بود. احتمالا این که بدون تلاش توانستیم یک قطعه موسیقی ایرانی را صادر کنیم لذت زیادی داشت. خیلی زود ساوندکلاد و اینستاگرام کاربران ایرانی پر شد از کارهای یوگنی گرینکو. به عنوان کسی که یکبار اسفند سال گذشته فقط برای کنسرتش در سالن بوستانچی به استانبول رفتم باید بگویم که دلیل رضایت از کنسرتش بیشتر از قطعاتش به این برمیگردد که پرفورمر درجه یکی است. و خدا میداند که مردم ما عاشق موزیسینها و هنرمندانی هستند که اصطلاحا به آنها مردمی میگوییم.
آنهایی که شوخطبعاند و روی سن شوخی میکنند و حتی کمی خجالتی و محجوب هستند و گرینکو همه این ویژگیها را در اجرایش دارد. حتی انگلیسی حرف زدن دست و پا شکستهاش با لهجه روسی انگار باعث نزدیکی بیشتر میان او و شرکتکنندگان در کنسرتش در ایران و ترکیه میشود. بگذارید با یک حقیقت روبهرو بشویم. این آقای گرینکوی ما برخلاف مثلا لودیکو اینائودی که اوایل سال گذشته به ایران آمد یا حتی ریچارد کلایدرمن هنرمندی در قوارههای بینالمللی نیست.
اجراهایش محدود است به روسیه (آن هم نه در سالنهای بزرگ اصلی مخصوص موسیقی کلاسیک) و بیشتر شهرهای ترکیه و حالا هم ایران. در تورهایش خبری از شهرهای مهم اروپا نیست.و باید بگویم که نور و صدای تالار وزارت کشور صدها بار بهتر از آن سالن بوستانچی در قسمت آسیایی استانبول بود. همین جا این نکته را فهمیدیم که اگر بخواهیم در سالنهای خودمان هم میتوانیم صدا و نور خوب و استاندارد داشته باشیم.



