روزنامه هفت صبح| مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی بامداد شنبه در یک رشته توئیت، مشتمل بر 22 توئیت، از دیدگاه خود، پشت پرده برخی از حوادث سیاسی و اقتصادی این روزها را فاش کرده و در نهایت آن را پروژهای علیه مجلس دانسته است که ظاهرا از نظر او، دست کم بخشی از آن، از سوی دولت رئیسی هدایت میشود. این رشته توئیت را برای شناخت بیشتر پشت پرده سیاست ایران بخوانید. البته که باز هم باید تاکید کرد این یک روایت از ماجرا است:
برای دیدن درست صحنه باید تقسیم نقشها در ائتلاف میان دشمن خارجی، اصلاح طلبان و فتنهگران داخلی و برخی دکان داران و معرکه گیران را به دقت شناخت و تحلیل کرد. ماموریتی مهم دارند و لذا همه دور هم جمع شدهاند. حمله به مجلس اسم رمز پروژه جدید است.داستان سه ریشه اصلی دارد. اول، طرف خارجی در تدارک آشوب جدید است بنابراین در پی ایجاد شرایطی است که در زمان وقوع آشوب جریان انقلاب در فروپاشیدهترین وضعیت ممکن باشد.
لذا برخی بذرهای نفوذی را که سالیانی است کاشته، اکنون فعال کرده است. دوم اصلاحطلبان و جریان اعتدال از مجلس کنونی ضربههای سهمگین خوردهاند. قانون هستهای کل پروژه سیاست خارجی سازشکاران را بر باد داد و مجموعه اقدامات دیگر مجلس، امکان فروکاستن همه انقلابیون به تندروها را از غربگرایان گرفته است. این مجلس نشان داده مشکل کشور هر چه هست قانون نیست.
و سوم، جریان انحراف که آن هم تازگی برخی معرکه گیران را به خدمت گرفته، آینده خود را در درگیری درونی بین انقلابیون تا به حدی میداند که دیگر هیچ اعتباری برای افراد کلیدی جبهه انقلاب میان بدنه باقی نماند. برای احمدینژاد و اجیرشدگانش چیزی مفیدتر از دعوای دولت و مجلس نیست.
داستان ۱۴۰۴ هم هست. اصلاحطلبان در پی ریاستجمهوری هستند و به مجلس به عنوان یک مرحله میانی مینگرند. میگویند وضع اقتصاد یک فرصت طلایی پیروزی خلق کرده و پس پرده در تدارک حضورند. مجلسی که میکروفنها در آن علیه دولت روشن باشد، پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را دشوار نمیبینند.
بهترین وضعیت برای آنها وقتی رخ خواهد داد که بتوانند دعوای معتدل- افراطی را دوباره زنده کنند، دوقطبی بسازند، روی برجام، حجاب و اینترنت تمرکز کنند و از همه مهمتر ببینند که در جریان انقلاب، آرا پراکنده و تکه پاره شده و بدنه انقلابیون به جان هم افتاده است.برای کسانی که انتخابات ۱۴۰۴ را هدف گرفتهاند حتی داشتن یک اقلیت در مجلس دوازدهم هم کافی است چه رسد به اینکه داشتن اکثریت را هم غیرقابل دسترس نمیبینند.
اما آنها به تنهایی قادر به تکمیل پروژه خود نخواهند بود. به همکارانی ظاهرا انقلابی، نیاز دارند!
نشانه مهم این است که صحنه انتخابات مجلس بیش از هر چیز شبیه نوعی انتقام کشیدن از رهبری شده است. میگویند ایشان گفته مجلس انقلابی است، اما ما میخواهیم انقلابیترش کنیم! و این جملات درست در لحظهای گفته میشود که از دفتر فلان وزیر و معاون وزیر و مقام مسئول خارج میشوند!
داستان بخشنامه معاون سیاسی وزیر کشور صحنه را روشنتر کرد. من آقای غلامرضا را سالیانی است میشناسم و میان ما دوستی و برادری برقرار است. اما آن بخشنامه سوالی بزرگ ایجاد کرد که تاکنون کسی به آن جواب نداده. چرا عدم همکاری و همراهی مقامهای دولتی فقط محدود به نمایندگان فعلی شده بود؟ مگر فقط نمایندگان فعلی کاندیدا هستند؟
چرا بخشنامه نگفته با همه کاندیداها همکاری نکنید؟ این جز وجود برنامهای علیه مجلس آن هم تنها چند هفته پس از سخنان رهبری، معنایی دارد؟ من این سوال را از هرکسی پرسیدم، رفته که جوابش را پیدا کند. عاقلانی در دولت فهمیدند، ولی پروژه لورفته بود. بعد که شنیدم بنده خدایی که این روزها فکر میکند میتواند مجلس تعیین کند با متولیان آن بخشنامه ملاقات کرده، ابهامی نماند. وقتی سطح بازیگران را پایین بیاورید پروژه سهلتر لو میرود. بعد شنیدم احمدینژاد هم دستی بر آتش غوغاییان داشته. صحنه روشن بود.
سپس نوبت به داستان وزارت بازرگانی رسید. دولت بر تشکیل وزارت بازرگانی به شدیدترین وجه اصرار کرد و لایحه داد، رئیس مجلس و دیگر نمایندگان بارها در جلسات ساعتها استدلال کردند که چنین کاری بسیار خطرناک است اما دولت زیر بار نرفت. مجلس هم چون بنا را بر همکاری با دولت گذاشته و بار سنگین اداره کشور را بر دوش دولت میبیند موافقت کرد. حتی یک بار دکتر قالیباف به من گفت نگران است اصرار بر تفکیک، دو سال آینده دولت را به بیراهه بکشاند. بعد ناگهان دیدیم همان جماعتی که شب فالودهشان را با وزیر و معاون وزیر دولت میخورند فریاد برآوردند که وامصیبتا!
مجلس چرا با تشکیل آن موافقت کرده؟ و چرا قالیباف رای موافق داده؟! به دلیل فالوده دوشین و پروژه بودن کل داستان کسی نپرسید دولت چرا اصرار دارد؟ و وقتی دولت اصرار میکند، اقتضای اصل همکاری چیست؟ هیچ کس از برادران دولت هم نگفت ما متقاضی بودیم و اصرار کردیم. چرا؟ این همروشن است.
بعد از آن غوغای سلاحورزی علم شد. هیات پارلمانی ویتنام به ایران آمده و دو رئیس کمیسیون مجلس به دستور قالیباف در جلسه رسمی آن با اتاق بازرگانی حاضر شدهاند. دستور قالیباف جز این نبوده که در جلسه رسمی حاضر شوید. بعد کسانی که در مجلس قبل لیست هم دادند و رای نیاورند … ناگهان فریاد برآوردند که قالیباف سلاح ورزی را تایید کرده! قالیباف چه اختیار قانونی برای تایید او دارد؟ چرا فتنه گری چون او توسط دولت تایید صلاحیت شده؟ سلاح ورزی را کدام مقامات حمایت میکنند؟ وقتی پای پروژه در میان باشد طبعا دیگر ضرورتی به پرسیدن هیچکدام از این سوالها نیست.
بسی پروژههای دیگر هم در راه است…حمله به مجلس، پردهای از یک بازی بزرگتر است. آن بازی بزرگتر هم در راه و نزدیک است. دشمن در تدارک آشوبی است که خشم و یاس را یکپارچه کند و در این مسیر نفوذیها با اسرائیل هماهنگ عمل خواهند کرد تا مبادا دولت و مجلس برنامه اقتصادی مشترکی برای مردم اجرا کنند.



