روزنامه هفت صبح، نگین باقری| تا بهحال کسی را دیدهاید که از داشتن مدرک مهندسی راهوساختمان یک سفیر تعجب کند؟ وقتی مهدی صفری با مدرک برق مخابرات برای اداره سفارت ایران راهی چین شده بود، کسی بهخاطر نامرتبط بودن مدرکش شکایتی داشت؟ وقتی سیدطه هاشمی که هم تحصیلات پزشکی و هم حوزوی دارد، یکییکی به سمتهای مختلف در دانشگاه آزاد و بعد سفارت ایران در واتیکان رسید، کسی بررسی کرد که آیا روابط و مناسبات دیپلماتیک را بلد است؟
جواب به همه این سوالها مشخص است. خیلیوقت است که دیگر کسی آنچنان هم انتظار شایستهسالاری ندارد اما اینبار چه نکته خندهداری در رشته «بهداشت باروری» دیده میشد که انتخاب معصومه آباد را متفاوت از انتخابهای نامناسب دیگر کرده بود؟ این انتخاب غلط با انتخابهای غلط دیگر چه فرقی داشت که سفیر شدن پزشک زنان را عجیبتر میکرد؟
اگر انتقادها به این انتصاب را بازخوانی کنیم، خواهیم دید که در محوریت اغلب آنها، رشته و مدرک تحصیلی آباد بوده که مورد تذکر قرار گرفته. اگرچه بهجز این، به سابقه او در شورایشهر تهران و ماجرای رای به قالیباف هم اشاراتی شده بود اما بهجز یادآوری آن زخم قدیمی بر بدن اصلاحطلبان، اغلب گزارش و یادداشتها درباره این نوشته شده بود که اصلا رشته «بهداشت بارداری» کجا و مدیریت سفارتخانه کجا؟
در تطبیق نداشتن رشته تحصیلی و موقعیت سیاسی این سفیر جدید فنلاند که حرفی نیست ولی ابهامی که برای من خبرنگار پیش آمده این است: اولا چرا این نگرانی علمی اغلب وقتی یک زن قرار است منصوب شود، توجه رسانهها و افکار عمومی را جلب میکند؟! (مانند انتقادها به انتصاب زهرا احمدیپور با مدرک جغرافیا بهعنوان رئیس سازمان میراث فرهنگی در سال 1395). آیا اینطور بهنظر نمیرسد که در مورد انتصاب مردان حساسیت کمتری در مورد رشته تحصیلی آنها وجود دارد؟
از آن عجیبتر میدانید چه وقتی است؟ زمانیکه این مقام سیاسی مدرکی مرتبط با زنان و زایمان داشته باشد. انگار این یک مدرک بیشتر از دیگر رشتههای تحصیلی بیاستعدادی افراد را در موقعیت سیاسیشان نشان میدهد. مثال دیگر میخواهید؟ سال 1396 که اصلاحطلبان لیست خود را برای شورایشهر تهران اعلام کردند، موج انتقادات بهراه افتاد.
رکن ثابت این نقدها این بود که در بین این 22 نفر، مدرک یک نفر پزشکی زنان و زایمان است. آنزمان هیچکسی درباره رشتههای نامرتبط دیگر نامزدهای این لیست مانند حسن خلیلآبادی که مشاوره خوانده بود یا اصلا رشته نامرتبط یکی دیگر از زنان همین لیست (با مدرک روانشناسی) ایراد نمیگرفت
اما از فضای انتقادات در شبکههای اجتماعی و ستادها اینطور بهنظر میرسید که تخصص زنان دیگر خیلی آبروریزی است. شاید حالا که این ماجرا در انتصاب معصومه آباد هم به یک شکل دیگر تکرار شده، بشود گفت علت هیستیریک شدن این واکنشها به انتصاب سیاسی یک پزشک زنان در ادامه دیگر تابوهایی است که هنوز در مورد مسائل زنان وجود دارد.
کسی ادعا نمیکند که حساسیت درباره این انتصاب بیمورد بوده اما اگر از سفیر شدن یک پزشک زنان و زایمان شکایت میکنید، لااقل یک سوزن هم به انتصاب رشتههای نامرتبط دیگر بزنید وگرنه تابو بودن و خندهدار شمردن نیازهای جسمانی زنان و مسائل بهداشتی آنها خیلی تناسبی با این چهره مدرن نگرانی برای اضمحلال شایستهسالاری ندارد.



