روزنامه هفت صبح، نگین باقری| هفته‌ای که گذشت احمد مسعود، فرمانده جبهه مقاومت ملی افغانستان، کل پیام خود را نه با یک بیت بلکه فقط با یک مصرع رساند. به‌دنبال حواشی پیش آمده بر سر حق‌آبه‌ای که ایران از افغانستان می‌خواهد همین 5 کلمه «نرو آنجا که آشنات منم» طالبان و رسانه‌های محافظه‌کار داخلی را به واکنش واداشت تا اشعاری در جواب به این بیت از مولانا خطاب به مسعود آماده کنند. بیایید کل این یکی به دوهای سیاسی را یک‌طرف بگذاریم و به ماجرا طور دیگري نگاه کنیم.

در فضای سیاسی موارد زیادی پیش آمده که ادبیات به یاری سیاستمدار آمده باشد. اصلا چه زمینی بهتر از شعر و ادب که سیاستمدار بتواند در لفافه سخن بگوید؛ طوری که نه حرفش را زده باشد و نه سکوت کرده باشد. اتفاقا آخرین کسی که از این حربه استفاده کرد شمخانی بود که به همه تردیدها درباره رفتنی بودن خودش با یک شعر از محتشم کاشانی جواب داد که به‌صورت ضمنی تایید می‌کرد او از دبیری شورای‌عالی امنیت ملی استعفا داده است.

‌محمد‌جواد ظریف یکی از همین سیاستمداران علاقه‌مند به ادبیات است که زمان وزارت و حتی در اوج مذاکرات ترجیح می‌داد اصل حرفش را با شعر برساند. این وزیر کابینه روحانی آمدنش در دولت را با یک بیت از سهراب سپهری اعلام کرد که در فیسبوک نوشت: «چشم‌ها را باید شست/ جور دیگر باید دید»، یا زمانی‌که پای میز مذاکره با کشورهای 1+5 از سوی مخالفان تحت فشار بود، پس‌زمینه حساب کاربری فیسبوک خود را با این بیت شعر به‌روز کرد: «وفا کنیم و ملامت‌کشیم و خوش باشیم/ که در طریقت ما کافری‌ست رنجیدن». همچنین بعد از ماجرای کمردرد به‌دنبال تیتر روزنامه کیهان بیت دیگری با مضمون مشابه نوشت که به معنای تحمل و صبر در برابر حملات بود.

‌اعضای دولت روحانی علاقه زیادی به شعر داشتند. شاید هم بیشتر مواقع به این دلیل که نمی‌توانستند همه حرف‌هایشان را بزنند به ادبیات علاقه‌مند شدند. بعد از ظریف، حسام‌الدین آشنا را می‌توانیم به‌عنوان مثال دیگری یاد کنیم. او در پی انتشار فایل صوتی ظریف از ریاست مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری استعفا داد و در توئیتی نوشت: هر آن‌که جانب اهل خدا نگه دارد، خداش در همه حال از بلا نگه دارد/ حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست، که آشنا سخن آشنا نگه دارد. کاوه مدنی هم وقتی مجبور به نوشتن استعفای خود از سازمان محیط زیست شد از دفتر اشعار ابتهاج این بیت را انتخاب کرد تا در توئیترش بنویسد: روزگارا قصد ایمانم مکن/ زآنچه می‌گویم پشیمانم مکن.

‌یکی از رایج‌ترین ابیاتی که در دنیای سیاست، وزیر و وکیل از آن استفاده می‌کنند این بیت است: «خبر آمد خبری در راه است»! آخرین نفر که با این بیت به شایعات واکنش نشان داد، همسر اسدالله اسدی، ایرانی زندانی در بلژیک بود که آزادی همسر خود را تایید کرد. قبل از این محمود صادقی در توئیتر خود در حمایت از ثبت‌نام همتی برای انتخابات سال 1400 اینطور نوشت. از سوی دیگر رسانه‌های اصولگرا هم با همین شعر آیت‌الله رئیسی را در این انتخابات همراهی کردند. از سال 1396 به‌بعد هم بارها اصلاح‌طلبان با این بیت، وعده آزادی یا کمتر شدن محدودیت‌های محصورین را می‌دادند. در هر صورت شعر را محمدرضا آقاسی (1338-1384) برای امام زمان سروده است.

‌حالا که حرفش شد باید به انتخابات سال 88 هم نقب بزنیم و به یاد بیت «ادب مرد به ز دولت اوست» بیافتیم. شعری که گویا به اشتباه به سعدی نسبت داده شده اما درواقع متعلق به منظومه لیلی و مجنون بوده. البته نه لیلی و مجنون گنجوی، بلکه از منظومه لیلی و مجنون شاعر دیگری به‌نام مکتبی که سه قرن قبل از نظامی زندگی می‌کرد.

«اندکی صبر سحر نزدیک است» هم شبیه به همین بیت بالا در زمان‌های مختلف با مقاصد سیاسی متفاوت و گاهی متضاد تکرار می‌شود. روایت‌هایی وجود دارد که این شعر از انتخابات سال 1376 از سوی طرفداران خاتمی وارد ادبیات سیاسی شد ولی اگر این بیت را در سخنرانی‌های سیاسی مسئولان کشور جست‌و‌جو کنیم هم به فرماندهان سپاه می‌رسیم که برای تهدید آمریکا این بیت از سپهری را تکرار می‌کردند، هم به سال 1399 که کریمی قدوسی با خواندن آن خطاب به مردم وعده پایان گرانی‌ها بعد از دولت روحانی را می‌داد.

‌5 سال قبل بعد از یک ماه روزه‌داری گروهی از مردم و مسئولان به مصلي رفتند که نماز عید فطر بخوانند. مجری برنامه کسی نبود جز میثم مطیعی. او آن روز شعر معروفی خواند که به‌نظر می‌رسید مخاطبش رئیس‌جمهور باشد. حالا صف اول را تصور کنید که روحانی و معاونانش نشسته و چنین شعری برایشان خوانده می‌شود: ای نشسته صف اول نکنی خود را گم/ پی اقدام تو هستند این مردم/ {…}- باز تحریم جدیدی به سنا رفت که رفت/ جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت/ - ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا/ تکیه بر عهد عمو‌سام خطا بود خطا.

‌شعرخوانی باب دندان مداح‌هاست. نیش و کنایه شعر و شاعری در مداحی را محمود کریمی شروع کرد که در نوحه‌ای، ظریف را به ابوموسی اشعری تشبیه کرده بود. بعد از مداحی کریمی یک مداح زنجانی هم در شعر دیگری کنایه به ظریف خواند: قسم به خون پاک‌ مرد میدان به‌سر رسیده عصر سازشگران رسیده وقتِ نبرد آخر الله‌‌اکبر، الله‌‌اکبر.

‌عجیب‌ترین شعرخوانی‌های سیاسی احتمالا آنهایی هستند که نمایندگان مجلس پشت تریبون می‌خوانند. تعداد زیادی از آنها در مدح اعضای دولت است. همین یک ماه پیش که فاطمی‌امین استیضاح شد، نماینده‌ای پشت تریبون او را ستایش کرد. یک‌بار هم سید موسوی لارگانی، نماینده فلاورجان شعری علیه روحانی خواند. بسیاری دیگر از نمایندگان هم در نطق‌هایی که پشت تریبون برای مسائل شهر یا روستای خود دارند، با شعری به ستایش شهر مادری می‌پردازند یا گاه مثل کاظم دلخوش نماینده مردم صومعه‌سرا شعر «گور پدر ترامپ خندان» را می‌خوانند تا رئیس‌جمهور آمریکا را نفرین کنند. گاهی هم مانند اکبر اعلمی، نماینده تبریز از روی عصبانیتی که از تهرانی‌ها دارند پشت تریبون شعر می‌خوانند. اتفاقی که بعد از توقیف روزنامه ایران به‌خاطر یک کاریکاتور در مجلس ششم رخ داد.

‌شاید ما تا به‌حال ندیده باشیم که یک مقام روسی برای واکنش به یک حادثه از پوشکین، گوگول، داستایفسکی، تورگینیف نقل قول کند اما این پیوند با ادبیات در بین مقامات ترک هم زیاد رایج است که اتفاقا یک بار برای ایران هم دردسرساز شد. سال 1399 اردوغان شعری درباره رود ارس بازخوانی کرد که مفاهیم وطن‌پرستی و پان‌ترکیسم را به ذهن می‌آورد. محتوای شعر چنین بود: «ارس را جدا کردند و آن را با میله و سنگ پر کردند/ من از تو جدا نمی‌شدم به زور جدایمان کردند»، این شعر به یک شاعر آذری‌زبان ایرانی به‌نام یحیی شیدا تعلق داشت.

‌یحیی شیدا، ۱۳۹۰-۱۳۰۳ یکی از نزدیکان استاد شهریار بود که در مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت ایران، از فعال‌ترین چهره‌های سیاسی آذربایجان به‌حساب می‌آمد و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ زندانی شد. البته اردوغان به شعرخوانی علاقه زیادی دارد و همین شعرخوانی بود که او را اولین‌بار بین اسلام‌گرایان مشهور کرد. در نامه‌ها و سخنرانی‌هایش هم بارها به اشعاری از سعدی و حافظ ارجاع داده.

‌یکی دیگر از آن شعرهای ماندگار این فضا که خیلی به‌یاد ماند غزلی است که همان پیرمرد طبسی خطاب به حجتی، وزیر جهاد و کشاورزی دولت دوازدهم خواند. پیرمردی که در پایان دستی بر شانه حجتی زد و برایش خواند: «خودتان می‌دانید و مملکت‌تان… خداحافظ…» این شعرمتعلق به صغیر اصفهانی بود که سال 1312 در اصفهان زندگی می‌کرد. در شعر اینطور آمده: «دختران را همه در جنگ و جدل با مادر/ پسران را همه بد‌خواه پدر می‌بینم، هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد/ هیچ شفقت نه پدر را به پسر می‌بینم».

‌یکی از شعرهای معروف در دنیای سیاست را احمدی‌نژاد خوانده. آن‌هم کجا؟ در مجلس. اتفاقا او علاقه زیادی به ضرب‌المثل و شعر و در مواقعی دنیای پارودی دارد. سال 1390 مجلس از او دعوت می‌کند که برای جواب به سوالات آنها پشت تریبون بیاید. احمدی‌نژاد که در سخنرانی آن روز خود در حال گفتن این بود که «اينقدر به دخترها و پسرها گير سه‌پيچ ندهيم. اين‌ها فرزندان خودمان هستند» با یک بیت از حافظ خطاب به نمایندگان کار را تمام کرد: «واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي‌كنند، چون به‌خلوت مي‌روند آن كار ديگر مي‌كنند». جالب اینکه اردوغان هم اسفند ۹۴، از یک شومن آلمانی شکایت کرد چون در برنامه‌ای تلویزیونی با خواندن شعری، اردوغان را مردی ریاکار می‌خواند که چون به‌خلوت می‌رود، آن کار دیگر می‌کند.

حالا که به اکثر دولت‌ها اشاره کردیم، باید این را هم بگوییم که ابراهیم رئیسی هم یک بیت شعر محبوب دارد که سال 1401 در دو مراسم متفاوت آن را خواند. بیت «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری»، یک قصه جالب دارد. گویا ماجرا مربوط به زمانی است که محمود افغان یکی از اقوام خود را به‌نام مگس‌خان، فرماندار شیراز می‌کند. او روزی کنار قبر حافظ می‌رود و تصمیم می‌گیرد که قبر حافظ را تخریب کند. اطرافیانش او را نصیحت کردند که در این مورد فالی بگیرند. وقتی که دیوان را باز کردند، این شعر در آغاز صفحه راست آن آمد.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - سیاسیاینجا کلیک کنید.